محله بهشتی - صفحه 5

محله

بهشتی

محله بهشتی

بهشتی محله‌ای نوستالژی و تاریخی در حدفاصل خیابان کوهسنگی و پادگان ارتش است. یکی از مکان‌های مهم محله، بیمارستان۱۷شهریور است که نام پیشین آن، ششم بهمن بود. خیابان امیرکبیر در گذشته به‌نام «ثریا» و خیابان بهشتی نیز به‌نام رضاشاه بوده است. باغ الندشت از موقوفات آستان‌قدس یکی ازنقاط مهم محله بهشتی است.

محله بهشتی
علی‌اکبر صمد‌یان، همراه با فرزند شهیدش غلامرضا صمد‌یان در عملیات‌ شرکت می‌کرد، او می‌گوید: پسرم به مشهد آمد‌ه بود. با او تماس گرفتم و گفتم خود‌ش را برای عملیات کربلای ۱۰ به ما برساند.
حجره کوچک حسن صفر‌پور که به «داوود آرایشگر» معروف است کلکسیونی از ماشین‌های ریز و درشتی که محصول دست اوست و وقت‌های بیکاری‌اش را پای آنها می‌گذارد.
مهم‌ترین اتفاق تاریخی در مزرعه الندشت که پیوندی مهم با تاریخ پرفراز‌و‌نشیب شهر مشهد دارد، نبرد سخت و سنگین ماه محرم سال‌۱۱۴۳ ق است که بیرون از دروازه ارگ میان مهاجمان افغان و مدافعان شهر درگرفت.
علی‌اکبر محمدی‌نیشابوری، یکی از ساکنان محله بهشتی است که تمام هم‌وغمش عمران و آبادانی روستاهاست و با وجود اینکه ۸۲ سال از زندگی‌اش می‌گذرد، همچنان مشغول‌به‌کار است.
امیررضا درخشان، یکی از ساکنان منطقه هشت است که از سال ۱۳۵۷ وارد عرصه ورزش و چند مقام کشوری گرفته است. او بنیان‌گذار سبک کیوکوشین‌کان در شمال شرق است.
او می‌گوید: تک‌تک حاجت‌هایم را نام بردم و نذر کردم برای هر‌کدام از این حاجت‌ها در روز عاشورا یک دیگ شله بار بگذارم و از عزاداران امام پذیرایی کنم.
خانواده جباری یکی از خانواده‌های ساکن در محله بهشتی هستند که جان و مالشان را در کفه اخلاص گذاشتند و تقدیم این آب و خاک کردند تا اجازه ندهند یک وجب از آب و خاک این مملکت دست بیگانگان بیفتد.
بر اساس نقشه‌های قدیم، نام خیابان امیرکبیر، در گذشته خیابان ثریا بوده و نام خیابان شهید بهشتی نیز که نام محله از آن وام گرفته شده است، خیابان رضاشاه بوده است.
زکیه رحمان‌زاده تعریف می‌کند: برخی روز‌ها همسایه‌ها مهمانی دارند و حجم زیادی غذا اضافه آمده است. غذا را در ظروف یک‌بار مصرف می‌ریزند و می‌آورند.
محمد مهدیان در سال گذشته سفری ماجراجویانه را با موتورسیکلت تجربه کرد و در ۱۷۶‌روز به دور اروپا بسیار ساده و سبک سفر کرده است.
ساختمان جهاد قبل‌از انقلاب دراختیار سازمان شیر و خورشید بود و مراسم پیشاهنگی در آن برگزار می‌شد؛ اما بعد از جنگ یاد ۶۱ هزار اعزام به جبهه، ۶۴۹ جانباز و ۵۴ آزاده را در خود ثبت کرد و معراج ۳۱۲ شهید خراسان رضوی شد.
مرحوم علی‌محمد برادران‌رفیعی، مدیرعامل کانون فرهنگی قلم، که در پاریس درس روانشناسی خوانده بود اولین دکتر روان‌شناسی در مشهد شد.
مادر شهید علی‌اکبر اصغرزاده با گلایه‌ای تلخ می‌پرسد: چطور بعداز ۳۰ سال حالا سراغمان را گرفته‌اید؟ کسی دل‌نگران خانواده رزمنده‌هایی نیست که شناسنامه‌هایشان را دستکاری می‌کردند تا نوزده‌ساله به نظر برسند.
محمد‌رضا معبودی‌نژاد جزو اولین اسرای ایرانی است که به دست عراقی‌ها اسیر شده است. شب پیش از حمله رسمی عراق به ایران (۳۱ شهریور‌۵۹) نوبت نگهبانی او بود.
 پدر شهید محمدصادق غفاریان می‌گوید: من نمی‌خواستم مالی از شهید بگیرم، گفتم مال خودش برای خودش بماند و بقیه را هم من به او می‌بخشم؛ خانه را به اسم او وقف کردیم تا مجتمع فرهنگی احداث شود.
محمدعلی غفاریان در زیرزمین خانه‌اش، دو دستگاه تکثیر داشت که اعلامیه‌ها را با آنها، چاپ و توسط پسرش محمدصادق و دوستانش بین مردم توزیع می‌کرد. خانواده غفاریان، یکی از ۲۰ خانواده‌فعال انقلابی در مشهد بود.
چادر الهه بین چرخ‌های تانک گیر کرده بود و او را تا مسافتی با خودش می‌کشاند. مریم هم داخل جوی آب افتاده و دست‌وپایش شکسته بود. الهه چندروز بعد شهید شد.
نام کوهسنگی‌۴۰، «نجفی» بوده است؛ کوچه‌ای که در دهه ۵۰ به نام «میرداماد»، از فیلسوف‌های دوران صفویه، تغییر می‌کند. در زیرتابلوی این کوچه همچنان نام میرداماد دیده می‌شود.
محمد قاسمی رودمعجنی متولد‌۱۳۵۵‌ساکن محله امام‌خمینی می‌گوید: اگر در ایام محرم، بچه‌های مشهد به روستا‌ها مراجعه نکنند، جوانی نمی‌ماند تا مراسمی اجرا کند و سنت‌های دیرینه روستا را زنده نگه‌دارد.
غلامحسین خوش‌عاطفه، کارگر شهرداری با‌وجود هزینه سخت بیماری فرزندش در‌برابر مبلغی که پیدا کرد، وسوسه نشد. او می‌گوید: دوست دارم وقتی زائری به شهرش برمی‌گردد به همه بگوید چه بچه‌مشهدی باحالی!