علی پیراسته، سال۶۰ هنگام بازگشت از جبهه که محدودههای بولوار حسابی و شاهد در قسمت بولوار پیامبر اعظم(ص) کنونی، بیابانی بود، گرفتار گله سگ شد و نمیدانست از این گله سگ میتواند جان سالم به در ببرد یا نه!
محله
لشکر
لشکر۷۷خراسان که حوالی سال ۱۳۵۶ دنبال جایی برای ساخت خانه سازمانی میگشت، زمینهای قاسمآباد به آنها پیشنهاد شد و کلنگ اولین شهرک در قاسمآباد به زمین خورد. حضور۲هزارخانواده نظامی ساکن، این منطقه را آباد کردند. محله لشکر اولین محله منطقه۱۰است که بهدلیل سکونت اولین ساکنانش، «لشکر» نام گرفت.
همسایههای خیابان شهیدفلاحی۵۰ چندان با هم غریبه نیستند. قدیمیها بهواسطه آشنایی دیرینه و تازهواردها بهواسطه جلسات مهدویت حسینآقای پارسامنش با یکدیگر سلاموعلیک دارند.
در قلب محله لشکر مشهد، معبر شهیدفلاحی ۲۰.۱ با رنگ و شور کودکی زنده است؛ کوچهای که بوی نوستالژی و هیجان در آن جریان دارد. این معبر راسته اسباببازیفروشهاست، جایی که ویترینهای پر از رنگ و لبخند، همه را به دنیای خیال میبرد.
بتول جبینی همسر شهید تعریف میکند: عزیزالله آقاجانزاده، با بچهها خیلی مهربان بود. وقتی از بیرون میآمد، با لباسهای خاکی و خسته مستقیم میرفت سراغ بچهها. محال بود بدون بغلکردن آنها وارد خانه بشود.
نجمه فیضآبادی میگوید: زمانیکه اینجا مسجد نداشت، به مساجد خیابانها و محلههای دیگر میرفتم. از وقتی این مسجد ساخته شد، با اینکه نیمهکاره است، همین را به دیگر مساجد ترجیح میدهم. همه نمازگزاران یکدیگر را میشناسند.
زمین چمن مصنوعی بوستان فدک، جایی است که برای خیلی از فوتبالیستهای کوچک محله، حکم استادیوم آزادی را دارد و مسابقات داغ و پرهیجان درآن برگزارمیشود.
سیدمحمدامین دارابی بین همتیمیهایش به کاشتهزن حرفهای معروف است. او سال۱۴۰۰ در مسابقات جام فجر، رتبه سوم بین باشگاهی را کسب و مدالی دریافت کرد که هنوز هم برایش خاطرهساز و انگیزهبخش است.
مرتضی هنری محمدآبادی دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته مشاوره تحصیلی در دانشگاه علامهطباطبایی تهران است. او مدتی در تیم فوتبال فجر لشکر بازی کرده است.
آن روزی که خبر شهادت موسی آخوندزاده به خانه رسید هیچ کس باورش نمیشد، اما او به پاس ایستادگی برابر اشراری قصد وارد کردن مواد مخدر به وطن را داشتند به درجه رفیع شهادت نائل شد.
یکتا جلائیان از کودکی به گویندگی علاقه داشته است و همین استعدادش موجب شده بهعنوان یکی از مجریان نوجوان حرم رضوی شناخته شود. او در حوزه خبرنگاری و ورزش هم فعال است.
مسجد چهاردهمعصوم(ع) محل حضور انسانهای خالص، عالم و باصفایی بوده که بیشتر از هرچیزی، نام و یاد آنها در خاطرهها ماندهاست. شهدای زیادی از این مسجد به جبهه اعزام شدند و پاتوقی برای بچههاست.
حمام ولی عصر (عج) در محله لشکر مشهد جزو اندک حمامهای شهر است که تا به حال خراب یا بدون استفاده نبوده و هنوز هم مشتریهای خاص خود را دارد.
شهید محمدباقر درودی سال ۶۴ در عملیاتی مجروح شد و در همین سال به اسارت عراقیها درآمد. ۵سال عذابکشیدن را تحمل کرد و در سال ۶۹ به همراه دیگر اسرا آزاد و به میهن بازگشت و در سال ۷۷ به آرزویش که شهادت بود، رسید.
ابراهیم روحانینیا از ساکنان قدیمی محله لشکر میگوید: اوایل دهه ۶۰ در میدان نهم آذر، خانههای گنبدی مخروبه و قلعهمانندی بود. کسی در آنها سکونت نداشت و محل تفریح و بازی نوجوانان شده بود.
در این بازار، زیورآلات، دستسازههای پشمی و کاموایی، محصولات چوبی و پارچهای و لباس و اقلام خوراکی به فروش میرسد و چون قیمت محصولات و کیفیتشان بسیار مناسب است، معمولا مشتری از اینجا دست خالی بیرون نمیرود.
فاطمه علیمیرزایی، مادر شهید مفقودالاثر محمود برازنده، سالها از پسرش بیخبر بود و همیشه وقت کوبیدهشدن در خانه، تصور میکرد پسرش برگشته است تا اینکه بعد از بیستسال خبر شهادتش را آوردند.
اردوی نیمروزه فصل رویش، یک دورهمی دوستداشتنی و جذاب برای بچهها در ردههای مختلف سنی در مسجد و مجتمع فرهنگی چهاردهمعصوم (ع) است. این برنامه دو سال پنجشنبه و جمعههای هرهفته در مسجد برگزار میشود.
دختر شهید ابراهیم ساعدیبیجار میگوید: خیلی دلم هوای بابا را کرده بود. بدون آنکه تصوری از شعر و شاعری داشته باشم، شروع کردم به چیدن کلمات و چه جالب که کنار هم مینشستند.
سمیه صادقی از مرحوم پدرش میگوید: از خود او شنیدم در کمپ اسرای عراقی یک کیسه طلا جمع کرده و همه را تحویل تهران داده بود. همیشه مراقب بود که مقرری سربازان سر موعد پرداخت شود.
چندسالی است که هنرجویان نازآفرین، دختران توانیابی هستند که علاوهبر دستورزی، با یادگیری گلیم و قالی، هم مهارتهایشان را افزایش دادهاند و هم به درآمدزایی رسیدهاند.