فاطمه هراتی از شهرهرات یزد به مشهد آمد و میگویند او اولاد میخواست که بعداز حاجترواشدن اتاق سهدرچهار خودش را همراه با درخت توت حیاط و چاه آبی وقف مسجد کرد. مردم هم روی همان زمین بنای مسجد را ساختند.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
سیدمهدی مرجانی میگوید: اینجا از قدیم دریادل بود و این قسمت هم تهپلمحله. یک بازارچه محلی اینجا بود؛ همین جایی که الان کوچه شهیدجاویدی ۶ است. جای این پلهها کوچه بود که شیب داشت.
سیدرضا رضوی که عطر خوش نانهایش دریادل را پر میکرد و خیلی از قدیمیهای محل به عشق خوشوبشکردن با او صبحها تا نانوایی سنکگ رضوی میآمدند، هم ریشسفید محل بود و هم دست بهخیر داشت.
عفت شیدا در کورترین نقطه که از امکانات اولیه زندگی بی بهره بود، معلمی را شروع کرد و ۱۰ سال به عنوان معاون نمونه شناخته شده و در جشنواره «الف تا» مقام اول کشوری و در «درس پژوهی» نیز مقام اول استان را دریافت کرده است.
حسن اعتمادی پس از چند سال شاگردی، شیرینیفروشی گوهرشاد را راه انداخت؛ حرفهای که پسرش جعفر و نوهاش علی هم آن را ادامه دادند و شصتسال است شیرینی اعیاد و عروسیهای مردم دریادل و نوغان را آماده میکنند.
حسین قاسمخانی میگوید: نزدیکترین فرد به خواهرم، من بودم. تکیهکلامش رسیدگی به نیازمندان بود! گاهی به او میگفتم «پس برای خودتان چی؟ دستکم شرایط زندگیتان طوری باشد که راحت باشید!»، اما زیر بار نمیرفت و به زندگی ساده خودش راضی بود.
کاشانی۸ در محله بالاخیابان یکی از مسیرهای پرتردد زیارتی است که کسبه این گذر، آداب مهماننوازی را رعایت میکنند. یکی از این افراد مجتبی ساده، مغازهدارقدیمی این معبر است که همسایهها او را معتمد محله میدانند.
هدایت گواهی که از دو سال پیش مسئولیت مرمت خانه قاجاری سوهانگر را به عهده دارد، درباره نقاشی صد ساله روی یکی از دیوارهای این خانه میگوید: این بزرگترین نقاشی بناهای تاریخی در بافت تاریخی موجود در مشهد است.
الیاس مجاور میگوید: بچههایی که در سوریه همراه بودند، شغلهای خوبی داشتند، اما رها کردند و آمدند دنبال کاری که یقین داشتند تکلیفشان است. اگر بحث معنوی دفاع را نادیده بگیریم، سختیای که خانوادههای ما کشیدند، جبرانشدنی نیست.
جایی که حالا خانه کوزهکنانی در آن قرار دارد، روزگاری بخشی از محله اعیاننشین چهارباغ بوده که به داشتن عمارتهای باشکوه در دل باغهای سرسبز معروف بوده است. خانه کوزهکنانی در طول سالیان چندباری بازسازی شده است.
حمام شاه که پس از مرمت در سال ۱۳۸۵ بهعنوان موزه مردمشناسی به روی مردم گشوده شد، درواقع بنای عصر صفویه و قاجار بود که با همت مرمتگران به اصل خود بازگشت، اما این حمام در دهه ۳۰ بالاتر از سطح امروزی قرار داشت.
محدثه حسینپور دستکم برای ۳۰ خانم سرپرستخانوار کارآفرینی کرده و این روزیرسانی و برکت را مدیون لطف و عنایت امامهشتم (ع) میداند.
در دوره سلاطین، چهارباغ مشهد اقامتگاه پادشاهانی میشده است که بهقصد زیارت به مشهد میآمدهاند؛ چنان که رضاقلیخان هدایت از دو سفر شاهعباس صفوی به توس یاد کرده که هر دو بار، پس از زیارت در چهارباغ اقامت کرده است.
نادیا علاوه بر بازیگری در خبرنگاری هم افتخارآفرین شده است. خودش میگوید: خبرنگاری برای من تجربه جدیدی است. از وقتی وارد این حرفه شدم، نگاهم به جهان تغییر کرده و اعتمادبهنفسم بیشتر شده است.
حاج احمد رضوی، خیاطی که به دستپاکی شهرت دارد، محسن زارعی، عطاری محل که دوای درد خیلیها پیش اوست و اصغر سکودارخیابانی، قصابی که آبگوشتهای نذریاش را همه اهل محل خوردهاند، کسبهای هستند که هر کدام دستی به خیر دارند.
محمد اویسی بعد از سه سال خواندن پزشکی دانشگاه را رها کرد و با ایدههایش به کاشمر برگشت و «طلوع دهکده جهانی روستا» را راهاندازی کرد و دستکم روزی بیش از ۱۰ نفر بهصورت مستقیم و بیش از صد خانواده را تأمین کرده است.
بهترین میراث پدری رضا حیدری راه خیرخواهانهای است که جلو پایش گذاشته شده است. خوشنامی و دستبهخیری پدرش، حاجرافع حیدری که یک حسینیه در خیابان آیتالله شیرازی در محله بالاخیابان وقف کرده است.
احمد غایتی تعریف میکند: در اردوی زیارتاولیها باید در یک روز ۲۵ خبر کار میکردیم. دوست داشتم با سرعت عمل کنم، اما نمیشد همزمان با مصاحبه، تنظیم هم داشته باشیم. برنامه که تمام شد، از ۱۲ شب شروع کردیم و تا ۴ صبح نوشتیم.
بانوان ساکن در خیابان هاتف هر شب جمعه و دیگر مناسبتهای دینی سال، پیاده راه میافتند بهسمت بارگاه آقا و زیارت دستهجمعی. در روزهایی که هوا مساعد است، تعدادشان به بیش از پنجاهنفر هم میرسد.
سیدمهدی مدنیطلب میگوید: در این محله، همه اهل کار خیر هستند و ما پیشقدم شدن در این مواقع را از یکدیگر یاد گرفتهایم. از اینکه همسایههای خیری کنار من هستند، بسیار خوشحالم.