محله سیدی

محله

سیدی

محله سیدی

محله سیدی تا زمان انقلاب، روستایی درحاشیه شهر بود که راه دسترسی مناسبی به داخل شهرمشهد نداشت. مرحوم سید محمود سیدی، فردی بود که با حفرچاه آب و ایجاد باغ، افراد زیادی را به کوی سیدی کشاند و کم‌کم آبادانی رقم خورد. پنج محله از دل این محله بیرون آمده است.

محله سیدی
جواد مرادی پاکبان شهرداری است. او چندی پیش کیف پولی پیدا کرد و به صاحبانش برگرداند، کیفی که می گوید پول دوا و دکتر یک مریض آبادانی بوده است.
حنانه باوفا شب‌های محله سیدی را با رنگ و قلم‌مو متفاوت کرده و حالا بیش از هشتاد شب است در اجتماعات شبانه حضور دارد. او برای اینکه کودکان خسته نشوند، با نقاشی پرچم و طرح‌های نمادین روی صورت آنها، به تجمعات رنگ‌وبوی دیگری داده است.
در محله سیدی مشهد باشگاهی مشغول به فعالیت است که یکی از مربیان صاحب نام استانی به نوجوانان و جوانان آموزش می‌دهد که با استقبال خوب مردم روبه‌رو شده است.
حجت‌الله مرشدلو اولین موسسه ورزشی منطقه ۷ را تاسیس کرده، مدرسه فوتبال راه اندازی کرده، مجوز باشگاهی گرفته و تیم راه انداخته تا برزیل مشهد همچنان بازیکنانی توانمند تحویل جامعه ورزشی دهد.
محمدمهدی موسوی هر‌شب همراه خانواده در اجتماعات مردمی شرکت می‌کند. گاهی پرچم دستش می‌گیرد یا کنار موکب مشغول نقاشی پرچم می‌شود، گاه لیوان می‌شوید و به نظم‌دهی مسیر کمک می‌کند. او از سال‌های کودکی پای ثابت مسجد بوده است.
نوروز ۱۴۰۵ در بوستان غدیر قدم زدیم و با زائرانی هم‌کلام شدیم که برخی‌شان، از شهر‌هایی آمده بودند که مورد هجوم دشمن آمریکایی، صهیونی قرار گرفته‌اند.
مهسا خسروی از آن نوجوان‌هایی است که انرژی‌اش پایانی ندارد. او از ۶سالگی وارد دنیای ژیمناستیک شد و حالا بعد از ۱۱سال تمرین، ۲۰ مقام استانی از طلا تا برنز و یک مقام کشوری تیمی را در کارنامه‌اش دارد.
سید‌مهدی حسینی داور ملی منطقه ماست که از سال‌۸۳ به طورتخصصی به داوری فوتسال روی آورده و تا قبل از آن به طور نسبی هم برای فوتبال و هم برای فوتسال سوت زده است.
آیدا نیازمند می‌گوید: سالی که وارد باشگاه خبیری شدم، در مسابقات استانی مقام اول تیمی را کسب کردیم و بعدش هم به مسابقات کشوری راه پیدا کردیم.
امیر شکوهی‌فر از ۱۲‌سالگی این رشته را آغاز و تاکنون ۱۲‌عنوان قهرمانی و نایب‌قهرمانی استان را کسب کرده است. پدرش علیرضا شکوهی‌فر یکی از قهرمانان به‌نام کشوری بود و به‌نوعی تنها مشوق او در ورزش به شمار می‌رفت.
صفیه حسن‌زاده، جوان عشق فوتبالی و مربی تیم فوتسال دختران محله ماست که رویای کودکی را در دل فوتسال جای داده است. 
نامش حاج‌علي مرادي است. او می‌گوید: زمان ما شناسنامه نبود، شناسنامه زمان رضا‌شاه باب شد. اما آن‌طوري كه دخترم حساب كرده، حدود صدوده سال دارم. نوجواني‌اش را در زمان احمدشاه گذرانده‌ و در زمان حكومت رضاخان سرباز بوده است.
چیزی به عنوان زباله در خانه حانیه کهن‌مهرآباد وجود ندارد. او با زباله‌ها کاردستی درست می‌کند؛ با یونولیت هیولا، با شانه تخم‌مرغ، کندوی زنبور و با لوله‌های دستمال حوله‌ای، بابابزرگ درست می‌کند.
منيره كياني‌ن‍‍ژاد هنرمند میوه‌آرا است. او می‌گوید: باید اهل ذوق و هنر باشی که بتوانی باحوصله بنشینی پوست‌های هندوانه را با چاقوی آشپزخانه به شکل زیگزاگ درآوری تا سفره شب‌چله‌ات رنگین شود.
این روایت قصه به دنبال هم گشتن سیدحسن و پسر شهیدش سیدکاظم مهدی‌زاده در جبهه است. اول پسر به جبهه می‌رود و بعد هم پدر به دنبالش. این دو همیشه چندقدم از فاصله داشتند تا روزی که پیکر پسر برمی‌گردد و دوباره در سردخانه معراج شهدا به هم می‌رسند.
سازمان‌دهنده اولین کمیته‌های انقلاب، سازمان‌دهنده اولین پایگاه‌های بسیج، جنگجوی چریک جبهه های کردستان، بسیجی فعال پشت جبهه و امدادگر خطوط مقدم تنها بخشی از فعالیت های سیدحسن مهدی‌زاده در زمان جنگ بوده است.
فرشته امیری پنج‌سالی هست که کیک‌بوکسینگ را به‌طور حرفه‌ای تمرین می‌کند. او چهار دوره قهرمانی در هنر‌های فردی و نمایشی استان را از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ و یک طلا و برنز مسابقات مبارزه استانی را در کارنامه ورزشی‌اش دارد.
ناصر هراتی‌نژاد که فوتبال را از ۱۰ سالگی و با پشتیبانی و تشویق خانواده در تیم نونهالان پیام شروع کرده، حالا در تیم غدیر بازی می‌کند.
ابتدا فقط یک دیوار آجری دور زمین وقفی کشیده شد و مردمِ محل، فرش‌های خانه‌هایشان را به این مکان آوردند و زن‌ها طلا‌هایشان را به عشق حضرت رقیه(س) برای سرعت بخشیدن به ساخت بنا فروختند.
از سال ۸۸ در هنرستان استثنائی دخترانه «دکتر فاطمه هادوی»، بخشی به عنوان «خانه رویش» احداث شده است تا دختر‌ها بعد از دیپلم خانه‌نشین نشوند و بتوانند مهارت کسب کنند.