محله سیدی - صفحه 4

محله

سیدی

محله سیدی

محله سیدی تا زمان انقلاب، روستایی درحاشیه شهر بود که راه دسترسی مناسبی به داخل شهرمشهد نداشت. مرحوم سید محمود سیدی، فردی بود که با حفرچاه آب و ایجاد باغ، افراد زیادی را به کوی سیدی کشاند و کم‌کم آبادانی رقم خورد. پنج محله از دل این محله بیرون آمده است.

محله سیدی
کودکان و نوجوانان حاشیه شهر به‌همت جهادگران جوان مجموعه فرهنگی مذهبی خادم‌الرضا (ع) دور هم جمع شده‌اند تا ساعاتی را به‌دنبال توپ آرزوهایشان بدوند.
محمدصادق ماروسی ساکن محله سیدی با ۹۱‌بار اهدای خون، پلاسما و پلاکت، کارت نقره‌ای خون دارد.
محمدامین اقبالی نه بازیگر است، نه نویسنده و نه آدم مشهوری در فضای مجازی، اما در محله سیدی بسیار معروف است.
هنگامی‌که با صاحب کیف تماس می‌گیرند، متوجه می‌شوند که او از بشرویه به مشهد آمده بوده است و کیفش را از داخل ماشین دزدیده‌اند.
یک شب خانم محسنی تماس گرفت و گفت یک شعر هست که در برنامه فردا باید دکلمه‌خوانی شود. وقت خیلی کمی داشتیم، اما تا نماز صبح با مامان بیدار بودیم و تمرین کردیم.
زندگی سینا از هشت‌سالگی با شنیدن تلاوت قرآن آن نوجوان تغییر کرد. او از همان موقع مصمم شد که قرآن را به‌صورت زیبا و به سبک عبدالباسط تلاوت کند.
چهل سال پیش که هیچ مسجدی در محله سیدی وجود نداشت، با رفتن یکی از اهالی، همسایه‌ها ناراحت و نگران بودند که کجا قرآن به سر بگیرند؛ تا اینکه دو نفر از همسایه‌ها داوطلب شدند.
خانه شهید اصلانی خانه امید مردم محله سیدی بود. او بین نیازمندان تفاوتی نمی‌گذاشت و برایش ملیت نیازمند یا اینکه از برادران اهل تسنن یا شیعه باشد، مهم نبود.
از کودکی قالی می‌بافتم و به‌خوبی این هنر را بلدم. امروز در آموزش‌های اولیه پارچه‌بافی فهمیدم که این هنر شباهت زیادی به قالی‌بافی دارد و خیلی زود می‌توانم آن را یاد بگیرم.
خاطرات سربازی‌اش به دوران جنگ تحمیلی و دفاع از وطن گره می‌خورد. برای همین است که این دوران برایش پر از خاطرات تلخ و شیرین است. همان روزهایی که امدادگر جنگ بود و در زمان‌های بیکاری‌اش سروصورت رزمندگان را اصلاح می‌کرده و هر لحظه انتظار شروع عملیات را می‌کشیده است. حسن یعقوبیان در دوران جنگ تحمیلی برادرش را هم از دست داده است.
چند سالیست که پویش چهارشنبه‌های امام رضایی یا همان طرح «معین‌الضعفا» حال وهوای عجیبی به شیفتگان امام رضا(ع) داده است. پویشی که همه تلاش می‌کنند در لابه‌لای مشکلات روزانه خدمتی به دلدادگان امام رضا(ع) به‌ویژه سالمندان کنند.مدیریت حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ارتش در خراسان رضوی نیز تصمیم گرفت به برکت نام‌گذاری روز زیارتی امام رضا(ع) در روزهای چهارشنبه علاوه‌بر سرکشی از خانواده شهدا و تکریم والدین شهیدان، خانواده شهدا را به زیارت امام رضا(ع) ببرند و ساعاتی به یادماندنی را برایشان رقم بزنند.
اهالی محله او را به نام«رضا دارویی» می‌شناسند. اولین‌بار که اسمش را شنیدیم تصور کردیم باید از آن عطاری‌های قدیمی باشد که وقتی وارد مغازه‌اش می‌شویم بوی انواع و اقسام داروهای گیاهی به مشاممان می‌رسد. اما وقتی بیشتر تحقیق کردیم، متوجه شدیم او یکی از قدیمی‌ترین داروفروش‌های محله سیدی است که به‌طور تجربی کارش را شروع کرده است و اکنون نیز در خیابان خلج مغازه‌ دارد. با او هم‌کلام شدیم تا علت شهرتش به نام «رضا دارویی» را بدانیم.
منظمی 53سال دارد و 35سال است که در زمینه تعمیر وسایل الکترونیکی فعالیت می‌کند. او از کودکی در همین محله بزرگ شده و با علاقه‌ای که به وسایل الکترونیکی داشته به‌سمت این شغل کشیده می‌شود. در عالم کودکی کنجکاو بوده که صدای فرد چطوری از داخل این جعبه جادویی می‌آمد؟ به همین دلیل بارها رادیوها را باز کرده و داخل آن‌ها را نگاه کرده، اما حاصل کنجکاوی‌اش خراب‌شدن وسایل و مؤاخذه از سوی خانواده بوده است. او می‌گوید: همین عشق و علاقه‌ام سبب شد تا از اول راهنمایی به دنبال شاگردی مغازه الکترونیکی بروم.
توکلی که به دلیل زندگی در روستا تا نوزده‌سالگی گود زورخانه نرفته بود، به پیشنهاد چند نفر از اهالی روستای خود چند سالی است که گودی را در روستا درست کرده‌ تا بچه‌ها از سن کم بتوانند باستانی‌کار شوند. او می‌گوید: «روستای فرزق 800خانوار جمعیت دارد و روستای کوچکی نیست. بنا به علاقه‌ای که در بچه‌های روستا با دیدن من به وجود آمده بود سال86 حمام عمومی قدیمی روستا را که سال‌ها خاک می‌خورد و کاربردی نداشت تبدیل به گود زورخانه کردیم. با همراهی اهالی توانستیم در مدت کمی بنایی و شکل حمام را به زورخانه تغییر بدهیم از همان موقع تعداد افراد علاقه‌مند به این ورزش در روستا زیاد شده است و جوانان باستانی‌کار خوبی را تربیت کرده‌ایم.»
کفش‌های زنانه مقابل در ورودی ردیف شده‌اند و صدای خنده بچه‌ها به گوش می‌رسد پرده‌ای که جلو در نصب شده را کنار می‌زنیم، چند دختر خردسال در حال بازی‌کردن هستند و چند نفر از بانوان نیز با پارچه و الگو تمرین می‌کنند. دو سالی می‌شود که قسمتی از فضای مسجد حضرت ولی‌عصر (عج ) به کارگاه خیاطی برای زنان سرپرست خانوار تبدیل شده است با مسئول پایگاه بسیج حضرت زهرا(س) که این کارگاه کوچک را راه‌اندازی کرده است هم‌صحبت می‌شویم تا از شکل‌گیری آن بشنویم.
صدیقه پاشنه‌طلا از بیست‌ویک‌سالگی دست‌به‌کار شده‌است. او که قبل از ازدواج هم اهل خلق آثار هنری بوده است، بعد از ازدواج، به دلیل مخالفت همسرش با کار بیرون از خانه، دست به کاری خانگی می‌زند. «قبل از ازدواج اهل کارهای هنری بودم و به مناسبت تولد دوستانم، برای آن‌ها چیزهایی با خاک رس درست می‌کردم. هم‌زمان کار بیرون هم داشتم و در آتش‌نشانی کار دفتری انجام می‌دادم. ازدواج که کردم، همسرم گفت با کار بیرون مخالف است و دوست ندارد بیرون از خانه کار کنم. من هم قبول کردم. در خانه کارهای هنری انجام می‌دادم.»
سیدعلی حسینی، فوتبالیست سابق محله سیدی، یکی از همین افراد است که تلاش می‌کند باعث رشد و پیشرفت نوجوانان و جوانان محله خود باشد.سالن ورزشی گوهرشاد در بوستان قائم محل تمرین ده‌ها نوجوان و جوان محدوده‌ سیدی است. پنجشنبه‌ها این ورزشکاران با ورود به این سالن و بر تن کردن لباس ورزشی، گوش به حرف مربی باسابقه خود می‌دهند، به این امید که با دانش او به اهداف و آرزوهایشان دست پیدا کنند.
حسینی که پیش از این مجری برنامه‌های کودکانه بوده و فرزندان محله سیدی در برنامه‌های مختلفی که در منطقه برگزار شده است، او را به نام عمو می‌شناسند، حالا طرحی نو در انداخته است. او به خیابان سبحان و محله خلج آمده است تا با کمک مردم محله یک کار و کسب محلی راه بیندازد. حسینی تأکید می‌کند که هدف او از اجرای این طرح اشتغال‌زایی و کمک به اقتصاد خانواده‌های ضعیف منطقه است و از سودی که قرار است از این کار کسب کند، می‌خواهد کارش را گسترش بدهد تا تعداد بیشتری شاغل شوند.
«فرزانه رمضانی» دختر نوجوان محله سیدی نیز از پنج سال قبل کارش را در زمینه شعر شروع کرده است. علاقه و پشتکار او سبب شده تا در انجمن‌های ادبی شعرخوانی کند. همچنین در پویش پاسخ به سؤال رئیس جمهور که هر سال به اسم «پویش مهر» در بین دانش‌آموزان انجام می‌شود شرکت کرده است. او سؤال رئیس جمهور را در مهر 1400 به صورت شعر پاسخ گفته و توانسته تا مرحله دوم این پویش پیش برود.
اینکه می‌گویند سردار سلیمانی در دل‌ها نفوذ کرده است، بیراه نیست. اینکه روز تشییع پیکرش خیابان‌های مشهد در فشرده‌ترین حالت ممکن قرار می‌گیرد، باورنکردنی نیست. کسی که در یک جبهه با بی‌رحم‌ترین دشمن می‌جنگد و دستش را کوتاه می‌کند و در طرفی دیگر مهربانی و عطوفت برای ایرانی‌ها به یادگار می‌گذارد، حتما می‌شود سردار دل‌ها. کسی که حالا از خودش در ذره‌ذره خاک وطن و در نقطه‌نقطه دل‌های مردم یادگاری به‌جا گذاشته است، به این زودی‌ها از یاد نمی‌رود.