امید رخشانی بازیکن تیم فوتسال که این روزها در تیم چیپس کامل یکی از تیمهای لیگ برتر شهرمان بازی میکند و کاپیتان نیز هست. او یکی از همین جوانانی است که راه موفقیت را پله پله طی کرده است. هنگامی که به او میگویم ورزش را چطور و از کجا شروع کردهای در پاسخمان میگوید: نمیخواهم این جمله کلیشهای را که همه میگویند از زمین خاکی شروع کردیم بگویم، اما برای رسیدن به آنچه امروز دارم سختیهای زیادی کشیدهام.
محله
پروین اعتصامی
اوایل دهه۷۰ نام پروین اعتصامی روی تابلوهای معابر ثبت شد، اما قدیمیها، هنوز هم آن را بهنام مقدم میشناسند. پیش از انقلاب، این محله بیشتر کاربرد تفریحی و جنگلی داشته است. هیچ ارتباطی میان این محله با بانوی شعر و ادب ایران وجود ندارد، اما برای نکوداشتش، نام پروین اعتصامی بر این محله گذاشته شد.
شکیبا طالبیفرد دختر بااستعدادی است که این روزها در انتظار پذیرفتهشدن گروهشان از طرف برنامه عصر جدید است. او از کودکی در زمینه ژیمناستیک فعالیت میکند و در این سالها توانسته با همان سن کم مقامهای رنگارنگ اولی تا سومی استانی و ناحیه را در کارنامه ورزشیاش ثبت کند. این دختر باانگیزه محله پروین اعتصامی 14سال دارد و در کلاس هشتم تحصیل میکند و در کنار تحصیلش تلاش کرده که ورزش را هم در سطح حرفهای ادامه بدهد.
یک وانت کابیندار هر روز منتظر است که بسمالله در اتاقکش بپیچد و با استارتی روشن شود تا با همسرش به دنبال روزی مقدرشان بروند. زن آنقدر راضی است که باورت نمیشود در این حجم مشکلات اقتصادی یک نفر بتواند تا این اندازه روی قناعت را کم کند. او و شوهرش همراه هم هستند در همه ابعاد زندگیشان. زندگی، کار، درآمد، بچهداری و حتی رانندگی!
گاهی بانویی مینشیند پشت فرمان تا در خرج خانه کمک همسرش شود و دنده عوض میکند تا نان آور سفره زندگیشان باشد. زلیخا حجتی از همان زنهاست که جاده زیر چرخ خودرویش سر میخورد. او یک بانوی راننده است.
فرشته قندریز ساکن محله پروین اعتصامی تا به حال بانوان زیادی را کتابخوان کرده است. هر بار که او به کتابفروشی میرود دست پر باز میگردد و برای جمع کوچک کتابخانهاش دوستانِ مهربان دیگری میخرد. معتقد است که این کار برکت به مال و زندگیاش میدهد. اگرچه هزینه صرف میکند، اما به جای آن رزق معنوی نصیبش میشود. اول سعی میکند آنها را خودش بخواند و بعد به دیگران توصیه کند! شوقِ خوانِش و فهم تازه در وجودش بیکار نمینشیند و دوست دارد دیگران را به آن دعوت کند.
ماجرای آنها به 5سال پیش برمیگردد، زمانیکه «صفورا شریعتی» مسئول گروه مردمی همدلان برای انجام یک کار خیر پیشقدم میشود و از دوستان و آشنایان میخواهد تا برای حل مشکل یک توانیاب با او همراه شوند. حس خوبی که بعد از این همراهی به او دست داد، باعث شد که اینکار ادامهدار شود تا با گذشت زمان افرادی با او همراه شوند و تعدادشان به 15نفر برسد.
حالا کافیست این 15نفر از مشکل دردمندی باخبر شوند تا تمام تلاششان را برای رفع آن بهکار گیرند. البته تمرکز این گروه بر حل مشکلات توانیابان است.
محله پروین اعتصامی با قدمتی بیش از 6دهه جزو محلات قدیمی و ریشهدار منطقه محسوب میشود. اولین ساکنان این محله کارگران و کارکنان کارخانه نخریسی بودند که با ساخت منازل خود در این محله باعث شکلگیری و رونق آن شدند به طوری که امروز بالغ بر 21هزار نفر در این محله زندگی میکنند.
در حدفاصل خیابان فداییان اسلام ۲۱ (شهید عرفانی) و فداییان اسلام ۱۸ (هدایت) دوربرگردانی احداث شده است تا گردش به چپ و راه دسترسی خودروهای سواری از این ۲ معبر به خیابان فداییان اسلام باز بماند. البته با توجه به همراستا نبودن این ۲ خیابان با یکدیگر، در برخی مواقع عبور از این دوربرگردان و ادامه مسیر برای خودروهای سواری به دشواری انجام میشود و حتی در برخی اوقات به بروز حادثه منجر میشود.
اولین ساخت و سازهای خیابان احد از دهه ۴۰ آغاز شده و پس از آن شهروندانی از تمام نقاط شهر و دیگر شهرهای اطراف استان بهویژه شهر نیشابور و تربت حیدریه در آن ساکن شدند.
مهدی بهرمند تراشکار محله پروین اعتصامی است. با اینکه 20سال دارد سالهاست در حرفه تراشکاری مشغول به کار است. او که از 14سالگی کارش را آغاز کرده است میگوید: «دل به کار داشته باشید با کمتر از 2سال شاگردی میتوانید چم و خم کار را یاد بگیرید. شاید اینکار به ظاهر آسان باشد، اما فوت و فن کوزهگری خودش را دارد که بیتوجهی به آن سبب میشود گاهی کارتان برگشت بخورد و زحماتتان هدر برود.»
درد از فشار سیمهای خارداری بود که بعثیها دستانش را با آن بسته بودند و میخهای کوچک روی سیم در دستانش فرو میرفت. درد به حدی بود که حضور ترکش درون گردنش را حس نمیکرد. تعداد اسرا زیاد بود و جایی برای محمد نبود. یکی از سربازان عراقی او را به بالای برجک تانک برد و 2دستش را از بین لوله تانک رد کرد و او آویزان شد، این بار با دیدن دوستان همرزمش که با بدنهای تاول زده از سلاح شیمیایی روی زمین افتاده بودند درد دستش را هم از یاد برد. چشمان اشکبارش به اطراف میچرخید و زیر لب اسم دوستانش را صدا میزد. محمد چشمانش را بست و دیگر چیزی نفهمید.
از کودکی مچ پسرهای فامیل و همکلاسیهایش را به زمین میچسباند. خواباندن مچ دست رقبا باعث شد او به این رشته ورزشی علاقهمند شود و از دوران نوجوانی به فکر فعالیت در این رشته ورزشی باشد. اگر چه فکرش را هم نمیکرد یک روز با خواباندن مچ دست دیگران مدال طلای قهرمانی کشور را روی گردنش ببیند. این داستان یاسر صفرپور جوان 17ساله محله پروین اعتصامی است که تنها در مدت 3ماه آموزش و رقابت، 3مدال طلا را در مسابقات مچاندازی شهرستان کلات، استان خراسان رضوی و قهرمانی کشور از آن خود کرده است.
تولید مبل یکی از شاخههای نجاری محسوب میشود. هر چند این هنر مانند نجاری قدمت زیادی ندارد، اما از همان ابتدای ورود این صنعت به کشور نجاران هنرمند ایرانی هنر و خلاقیت ناب خود را در ساخت مبلمان به کار گرفتند. سید حسن و سید علی حسینی 2برادر نجار هستند که به همراه پدرشان به این حرفه مشغول هستند که با آن ها گفتوگو کردیم.
نزاعها و جر و بحثهای رانندگان با یکدیگر هم در طول سال انگار تمامی ندارد. بارها خودروهای بیاحتیاط به یکدیگر برخورد کرده و بعد هم خواستهاند مسئله را با فریاد حل کنند. مسئله تصادفهای این تقاطع که از چند سو ورودی و خروجی دارد به یکی از مسائل این محدوده بدل شده و حالا ما به سراغ کشف راهحلش میرویم تا بدانیم چه باید کرد؟
مرکز نیکوکاری کارآفرینی و توانمندسازی تکریم شهر بهشت، تحت نظارت کمیته امداد امام خمینی(ره) منطقه یک مشهد در مسجد امام حسن مجتبی(ع) افتتاح شد. در این افتتاحیه مسئولان کمیته امداد، اعضای شورای اجتماعی محله پروین اعتصامی و جمعی از خیران حضور داشتند.
کلنگزنی ایستگاه استقبال از زائر غرب مشهد در آستانه سال 1400 و همزمان با مبعث حضرت رسول(ص) با حضور مسئولان شهری و استانی رقم خورد.