محله کوشش - صفحه 4

محله

کوشش

محله کوشش

سکونت مردم مشهد درمحله کوشش از اوایل دهه۴۰شروع شد. در آن‌زمان به‌دلیل اجرای قانون ممنوعیت تردد خودرو‌های سنگین دراطراف حرم‌مطهر، گاراژ‌های مشهد از خیابان امام‌رضا(ع) به محله کوشش منتقل شدند و نام گاراژدار‌ها را روی این محله گذاشتند، اما حوالی سال۱۳۸۰با انتقال گاراژ‌ها به بیرون ازمحدوده شهری به «کوشش» تغییر کرد.

محله کوشش
آذر سال ۱۳۷۹ بود که پروژه قطارشهری مشهد آغاز شد و در اسفند ۱۳۸۹ خط اول قطارشهری مشهد به طول ۱۹ کیلومتر با ۲۴ ایستگاه افتتاح شد.
حالا اسمش کوشش است. قبل از آن‌هم حافظ بود، اما هنوز خیلی از پنجاه‌شصت‌ساله‌های مشهدی به حرمت گاراژ‌های قدیمی با نمای آجری، «گاراژدارها» صدایش می‌زنند.
کوچه امام رضا ۴۶ که از سمتی دیگر به بولوار کوشش منتهی می‌شود، در محله کوشش واقع شده است. همه محل‌های پارک این معبر معمولا پر است.
از مغازه‌ای که پدرش گفته بود، قند و چای خرید و در سبدش گذاشت. در راه برگشت، چشمش به چند پسربچه افتاد که در میدان، آب‌بازی می‌کردند. آن قدر آب بازی به او مزه کرد که یک باره به خودش آمد و دید سبد قند و چای خیسِ آب شده و از آن، هیچ باقی نمانده است.
در سمت چپ ورودی کوچه فدائیان اسلام ۱۸ اداره کل مخابرات ناحیه یک مشهد قرار گرفته است. به گفته اهالی، در دهه‌۶۰ شرکت آب در مکان فعلی مستقر بوده است.
ساخت بزرگترین مجتمع خدمات خودرویی مشهد که ۲۶ سال پیش باهدف سامان‌دهی مشاغل مزاحم و آلاینده شروع شد، هنوز به پایان نرسیده است.
این مسجد تا سال پیش یکی از مساجد شبانه‌روزی مشهد بود اما اکنون جزو نادر مساجد مشهد است که از ۷ صبح تا انتهای شب به روی مراجعه کنندگانش باز است.
سجاد عباسی از زمانی‌که چشم باز کرده، در هیئت بوده و در آنجا رشد کرده است.
هیئت‌ خانوادگی ممدوحی‌ها به نام «هیئت متحده فدائیان حضرت‌ابوالفضل (ع)» از هشتاد‌سال پیش، در دهه اول محرم، پذیرای عزاداران علم‌دار کربلا هستند.
ملیحه کاشانی می‌گوید: خیلی‌ها فکر می‌کنند هرچه پرتاب دارت به مرکز تخته نزدیک‌تر باشد، امتیاز بیشتری کسب می‌کنند، اما در این ورزش باید بتوانید اعداد را درست محاسبه کنید.
برای اولین سفارش، پیرزنی پا به مغازه‌اش گذاشت؛ او قرآنی قدیمی را آورده بود که تمام ورق‌های آن از هم باز شده بود. می‌گفت یادگار پدرش است.
خواهران کشتی‌گیر غفوریان می‌گویند: تفاوت کشتی با دیگر ورزش‌ها در این است که وقتی ببازی دستت پس زده نمی‌شود؛ بلکه دستت گرفته می‌شود تا بلند شوی و دوباره شروع کنی. کشتی دنیای دیگری دارد که باخت در آن معنا ندارد.
بازی‌های فکری خود را به مسجد می‌آوریم و دور هم بازی می‌کنیم و در آخر هم آقای طاهری درباره احکام برای ما صحبت می‌کند. من اینجا درباره حق‌الناس یاد گرفتم و حواسم هست که حق کسی را پایمال نکنم.
زندگی منحصربه‌فردی دارد. کافی است یک نفر او و خانواده‌اش را دیده باشد تا همیشه یادش باشد این مادر دهه‌هفتادی و دغدغه‌مند می‌کوشد بسیاری از تابوها را بشکند و زندگی‌اش را طور دیگری بسازد. اگرچه خیلی‌ها مطهره جاویدی را به نام مادر استارت‌آپی می‌شناسند اما او قبل از همه این‌ها امتحانش را برای پذیرش مسئولیت و تغییر در روال همیشگی زندگی گذرانده است. دختری که در کنار همسر و دو فرزندش زیست متفاوتی از مادرانگی را ترویج می‌کند و می‌کوشد تابوهای کارآفرینی را بشکند و به زبان نوجوانان و جوانان حرف بزند.
از لحاظ موقعیت جغرافیایی این مکان در نزدیکی مراکزی مانند بازار بزرگ اطلس و پمپ بنزین و پایانه مسافربری امام رضا(ع) قرار گرفته است. آن‌طور که اهالی محله می‌گویند تا قبل از پیروزی انقلاب به‌واسطه قرارگیری میدان «ضد» خیابان اصلی که در حال حاضر امام رضا(ع) است به نام ضد شناخته می‌شد و خیابان‌های منشعب هم به نام اول ضد، دوم ضد نام‌گذاری شده بود. این خیابان هم به نام بیست و یکم ضد شناخته می‌شد.
پنج سالی می‌شود که ورزش کاراته را شروع کرده است و توانسته مقام سوم استانی مسابقات نوجوانان هیئت کاراته را کسب کند. یونس یوسفی ساکن محله کوشش 19سال دارد و هدفش را مربیگری در کاراته تعیین کرده است. او که مشوق بسیاری از دوستان و هم‌محله‌ای‌هایش برای پرکردن اوقات فراغتشان با ورزش بوده است از انتخاب رشته کاراته می‌گوید.
فارغ از همهمه تمام هفته‌های گذشته کنار مادرش نشسته بود و با دقت حرکات دست او را نگاه می‌کرد که چگونه اتو را روی لباس مدرسه می‌کشد، سه ماه تعطیلی تمام شده بود و تا چند روز دیگر دوباره همکلاسی‌هایش را می‌دید، دلش می‌خواست مثل سال قبل کنار پنجره کلاس بنشیند تا بتواند رفت و آمد کشتی‌ها را از رود کارون ببیند، همان شب منتظر پدرش بود تا عکسی را که برای رفتن به مدرسه در عکاسخانه گرفته است همراه بیاورد، اما انگار خبری نبود و او چهره غمگین پدر را می‌دید که آرام درباره رفتن با مادرش زمزمه می‌کرد. ماه مهر از راه رسید ولی بمباران‌های متناوب اجازه حضور در کلاس درس را نداد و ذوق و شوق رفتن به مدرسه در هراس جنگ گم شد. خانواده شش نفره آن‌ها هم مانند بقیه خرمشهری‌ها سال 1359مجبور به ترک شهر شدند. «هنا مسکین» ساکن محله کوشش زمان خارج شدن از خرمشهر ده‌ساله بود ولی روزگار سخت ماه‌ها قبل از جنگ و نیز طعم غربت را به‌خوبی به یاد دارد.
کمی بالاتر از چهارراه کوشش، گاراژی قدیمی در محله کوشش به چشم می‌خورد با نمای ورودی آجری‌شکل و کاشی‌کاری‌هایی روی سر در که در گذر سال‌‌ها شکسته و بخشی از آن نیز از بین رفته است. مرحوم «محمد برج‌علی» مالک قبلی این گاراژ یکی از معتمدان محله گاراژدارها (کوشش کنونی) بوده است که با خرید زمین مقابل گاراژ خود و ساخت مسجد امام علی(ع) نامش را برای همیشه زنده نگه داشته است.
سال 68 واحد خواهران دانشگاه شهید مطهری در مشهد تأسیس می‌شود. کوچه فروغ در گنبد سبز پذیرای اولین دانشجویان مشهدی است. دانشگاهی که اولین دانشجویانش از سال آخر دبیرستان شهید مطهری به این دانشگاه راه پیدا می‌کنند. اولین رشته مورد پذیرش فلسفه است. در سال1375 فقه و حقوق اسلامی هم به این جمع اضافه می‌شود. فضای کم آموزشی باعث می‌شود که این بار به میدان توحید بروند تا در انتظار ساخت مکان فعلی باشند. 2 سال هم کوچه حسین باشی میزبان این دانشگاه است تا در سال 1382 ساختمان تازه دانشگاه مطهری در خیابان کوشش شروع به کار کند.
عکس پدرش، دعا، نام امیرالمؤمنین (ع)، تصویر شهید حسنی کارگر و روزنامه کهنه‌ای که خبر فوت پهلوان سلیمانی را چاپ کرده است! اما آنچه این مکان را خاص کرده است، صدایی است که لحظه‌ای خاموش نمی‌شود. نشاطی که در حال و هوای لوازم یدکی مهدیزاده جاری است نمی‌گذارد رخوت به جان فضا بیفتد. این را وقتی می‌فهمی که وارد اتاقک کوچک بالای فروشگاه می‌شوی جایی که دور تا دورت را قفس‌ها و پرنده‌های خوش آب و رنگ محصور کرده‌اند. صدای پرنده‌ها در لوازم یدکی فروشی آن‌قدر سرشار است که خیال می‌کنی وارد یک پرنده فروشی شدی، اما نه اینجا فقط یک لوازم یدکی ماشین‌های سنگین است که صاحبش عاشق قناری است.