شاید کمترکسی بداند که چهنو، پیش از آنکه بر معبری در محله سرشور باشد، اسم مزرعهای بسیار قدیمی در سمت شرقی مشهد بوده است؛ مزرعهای که نام آن را میتوان در بسیاری از منابع قدیمی یافت.
محله
چهنو
محله چهنو که از ترکیب دو کلمه «چاه» و «نو» ساخته شده است و ظاهرا نامش را از چاهی تازهساز وام گرفته است، در تاریخ مشهد، بیشتر با نام کوچهای در محله سرشور پیوند خورده است. با این حال شاید کمترکسی بداند که محله چهنو، اسم مزرعهای بسیار قدیمی در سمت شرقی مشهد بوده که نام آن را میتوان در بسیاری از منابع قدیمی یافت.
داستان زندگی حسین عشقی، از همان جنس روایتهایی است که آهسته آغاز میشود، اما ناگهان در نقطهای دور از انتظار به اوج میرسد؛ او نهفقط یک پرستار جوان، بلکه تکیهگاهی برای خانواده، همسری همراه، پدری مهربان و دوستی قابل اعتماد بود.
با آغاز جنگ تحمیلی و شهادت رهبری، مساجد و اهالی محله چهنو برای دفاع از ایران پایکار آمدند.هرکس سعی کرده است کاری در محله انجام دهد؛ یکی با کمک نقدی، یکی با حضورش، یکی با هنر و توانمندیهایش و ...
«محمدحسن فِراتی»از ساکنان قدیمی خیابان چهنو میگوید: در گذشته محله یک چاه داشت، صاحب باغ که «میرزا حنایی» نامی بود برای هر دفعه شستن لباس یک «قِران» از زنان میگرفت، برای همین آن باغ به «باغ یک قرانی» معروف شد.
مهدی عزتیان هیچوقت فکرش را هم نمیکرد که برادر کوچکش حسین، شهید شود، هرجا او بود، خنده و شوخی و لبخند هم بود. حسین عزتیان در منطقه بانه با گلوله مستقیم دشمن به شهادت رسید.
امیررضاغلامی با وجود سن کمش موفق شده رکورد ضربه «هاوسکیک» را بهصورت مقاومتی و بدون وقفه بزند.مربیاش میگوید: درصورت حمایت مالی، میتوان نام این ورزشکار را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد.
محمد ابراهیم حسینزاده، که زمانی فوتبالیست و همبازی رضا عنایتی بود، با امید و پشتکاری مثالزدنی توانست هشت طلای استانی در رشته آیکیدو در بخش انفرادی و باشگاهی و ۹ طلای استانی در رشته کیکبوکسینگ بدست آورد.
جواد نباتی مقدم، جوان ۱۷ سالهای است که در جریان تظاهرات سال۱۳۵۷ دستگیر و به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد. در جریان شورشی در زندان آتشسوزی رخ میدهد و این جوان محله چهنو در میان شعلههای آتش به شهادت میرسد.
هنوز هم اسم محلهشان در قبضهای آب و برق با این نام درج میشود؛ «محله صابونپزها»، جایی در خیابان مصلای امروز و چهنوی سابق که یک مشهد آن را با عطر چهلگیاه میشناسند.
سماورسازی رجبعلی درواری یکی از مکانهای قدیمی محله چهنو است. او ۴۰ سالی میشود با چکش و سندان و شعله آتش به جان سماورها میافتد.
علی هاتفی در عملیاتهای بزرگ ابتدایی جنگ مانند فتح خرمشهر و مسلم بن عقیل حضور داشت و در نهایت در عملیات خیبر اسیر شد. او اکنون به استخدام آتشنشانی در آمده است.
عباس حافظ دربانی، از آن قدیمیهای خیابان چهنوست. تاریخ زنده این خیابان از پنج دهه پیش است. او چهنوی قدیم را چنین یه یاد میآورد: ۳۰، ۴۰سال پیش این خیابان چهارتا مغازه بیشتر نداشت، یک بقالی، یک قصابی، یک نانوایی و یک عطاری، همین.
فاطمه رهنما در ۳۲ سالگی تصمیم به حفظ قرآن گرفت. میگوید: سال ۸۹ در حال بازگشت به خانه برگه تبلیغاتی پذیرش علاقهمندان برای حفظ قرآن توجهم را جلب کرد. تردید داشتم که استعداد دارم، اما ثبتنام کردم.
کار در شهرک صنعتی شهیدرجایی و ساخت مسجدی برای کسبه در این محدوده سبب شد حاجآقا عارف وارد گود تولید صنعتی شود. او حالا لوستر گازی و رحل متفاوت قرآن به نام خود دارد.
پایگاه شهیدمفتح جزء اولین پایگاههای شکل گرفته بعد فرمان امام(ره) بود. بسیجیهای این پایگاه آن زمان یکپایشان در بسیج بود و پای دیگر در جبهه. همانهایی که خبر شهادت ۴۷ نفرشان یکییکی آمد.
عباس شعبانپور، از قدیمیهای محله چهنو است. او دوران جنگ به دلیل شغل مصالح فروشیاش در بخش تدارکات جهبه فعالیت میکند و هم زمان دو پسر و دامادش شهید میشوند.
محمد عبدی، فرزند شهید قدرتالله عبدی میگوید: درجریان یکی از مجروحیتهای پدرم، او را کنار تعداد زیادی از شهدا خوابانده بودند. پزشک وقتی بهسراغ پدرم میرود و متوجه میشود هنوز نفس میکشد.
فاطمه غفاریان وصیت کرده بود خانهاش هم محل برگزاری روضه باشد، هم پناهی برای زائران. حالا چهارسال است به همت عروس و پسرش محمدتقی ضیایی، زائران در این خانه اسکان داده میشوند.
حسن پورجانی و حسین ظریف از فعالان انقلابی محله چهنو هستند که نقش پررنگی در آغاز و ادامه حرکتهای انقلابی محله چهنو داشتهاند. پورجانی با راهاندازی روضه خانگی و مسجد، قدمهای مهمی در راه انقلاب برمیدارد.
مسجد شجره محله چهنو نقش مهمی در ایجاد حرکت و جنبش مردم کوچه و بازار داشت. مسجدی که شورش ماموران را نیز کم به خود ندید.