محله کارمندان اول - صفحه 3

محله

کارمندان اول

ساخت‌وساز واحدهای مسکونی برای کارکنان سازمان‌ها به پیش از انقلاب و دوره پهلوی برمی‌گردد. به دستور شهردار وقت، خانه‌هایی برای کارمندان ساخته و به‌نام محله کارمندان نامگذاری شد. مهمترین ویژگی محله، قدمت ومشاغل سنتی قدیمی آن است؛ از زنجیربافی و ساخت زین اسب بگیرید تا مسگری، خیاطی، گاری‌سازی، مغازه دلوسازی و..

محله کارمندان اول
میلی به ایستادن ندارد. ماجرای زندگی‌اش پر از رفتن است. رفتن و ادامه‌دادن آن هم با یک پا. پایی که سال‌ها پیش در ده‌سالگی طی حادثه‌ای تلخ، زیر یک ماشین سنگین جا می‌ماند. او روزها با پایی له شده روی تخت بیمارستان با مرگ دست و ‌پنجه نرم می‌کند تا جایی که سرانجام مجبور می‌شوند پای عفونت کرده و کرم‌خورده او را قطع کنند. این شاید آغاز ماجراجویی‌ها و تکاپوهای روح پرتلاطم «محمود میلی» باشد. ورزشکار دوچرخه‌سواری دنیادیده و سرد و گرم چشیده، با کوله‌باری از تجربه‌های تلخ و شیرین که سرانجام به‌عنوان یکی از 3نماینده ایران در رشته دوچرخه‌سواری به مسابقات پاراالمپیک آتن در سال2004 راه پیدا می‌کند. او اکنون خادم یار مسجد بقیه‌الله(عج) و از اهالی محله کارمندان است.
علی‌اکبر پورزند، شاعر گمنام کوی کارمندان است. متولد1336 و ساکن قدیمی این محله که گذشته محله‌اش را خوب به یاد دارد. او را به‌عنوان شاعر به ما معرفی کردند اما بعد که حرف‌هایش را شنیدیم و از جزئیات زندگی‌اش باخبر شدیم دیدیم شاعری فقط یک وجه زندگی اوست. پورزند سال‌هاست که دوتار می‌نوازد، یک‌باره شغلش را رها می‌کند و به قول خودش به سوی عالم معنا می‌رود...
مسجدالرضا(ع) از آن مسجدهای قدیمی و معروف محله است که بسیاری از اهالی نشانش را می‌دانند. یک مسجد ساده و کوچک در خیابان چمن و محله کارمندان اول که سابقه‌ای طولانی دارد. این مسجد که با کمک اهالی ساخته شده است، سال55 پایگاه انقلاب اسلامی و در سال‌های جنگ هم پایگاه اعزام جوانان به جبهه می‌شود. ١٨شهید محله، شهدایی هستند که از همین مسجد به مناطق جنگی اعزام شده‌اند و تصاویرشان روی در و دیوار مسجد به چشم می‌خورد. از دیگر فعالیت‌های منتسب به مسجد می‌توان به اقدامات خیرخواهانه خیریه محبان‌الرضا(ع) در آن اشاره کرد.
مریم نایب رزمگاهی هنرمند 32ساله در این سال ‌ها آثار فاخری در زمینه طبیعت و حیات وحش به تصویر کشیده که بازخورد جهانی فوق‌العاده‌ای داشته است. تصویر نقاشی او با نام «ببر در آب» در محافل هنری جهان و همچنین بین حامیان حیات وحش سراسر دنیا دست به دست چرخیده و تحسین اهل فن را به دنبال داشته است.هدف این هنرمند محله کارمندان‌اول که دغدغه حفاظت از محیط زیست دارد این است که با پنجه‌های هنرمند و تفکر خلاق و سبک هایپر رئالش زیبایی مخلوقات خداوند را روی بوم نقاشی نشان دهد نه با تاکسی‌درمی آن‌ها.
«سارا فلفلانی» هنرمند جوان که سال‌ها بنای تاریخی مصلی خانه دوم او بوده و حالا بیش از یک سال از مدیریتش در این مجموعه می‌گذرد. به گفته هنرمندان قدیمی این مجموعه تاریخی، او جوان‌ترین مدیر این بناست که دستی بر آتش تمام شاخه‌های صنایع دستی دارد، اما سفالگری پیشه و علاقه اصلی اوست. فلفلانی علاوه‌بر دغدغه ارتقای مجموعه و تجهیزات آن برای هنرمندانی که اینجا مشغول فعالیت هستند، به قول خودش به این بنای باشکوهِ آرام دورمانده از چشم تماشاگران هم عِرق خاصی دارد و می‌گوید که برنامه‌هایی هم برای شناساندنش به مردم دارد.
دانش‌آموز نوجوان دبیرستان شهید مداح حسینی واقع در محله کارمندان اول، فوتبال را از زمین‌های خاکی شروع می‌کند و در سن و سال کم متوجه علاقه‌اش به داوری فوتبال می‌شود. در بازی‌های فوتبال مدرسه و محله به عنوان داور بازی می‌کند تا اینکه دبیر ورزش مدرسه، ‌او را به تیم داوران هیئت فوتبال استان خراسان رضوی معرفی می‌کند. رجبی پس از شرکت در کلاس‌ها و آزمون‌ها و کسب مدرک داوری، حالا به عنوان جوان‌ترین داور کشور، بازی‌ها و مسابقات مختلف را داوری می‌کند.
داستان، داستان عرفان رجایی، نوجوان پرانرژی و ورزشکار محله کارمندان اول است. نوجوان پرشر و شوری که سرش درد می‌کند برای رشته ورزشی پرتحرک رزمی. به همین دلیل از کودکی به واسطه توصیه پسر همسایه و بعدها با تشویق مربیانش درنهایت گمشده‌اش را در رشته تالو پیدا می‌کند و از همان کودکی چنان پی این ورزش را می‌گیرد که مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد و این گام جدید، پیش‌زمینه موفقیت‌های ورزشی‌اش تا کسب مقام قهرمانی کشور و حضور در اردوی تیم ملی می‌شود.
از میان انبوه مغازه‌های حاشیه خیابان مصلی که بگذری، به کوچه‌ای برخورد می‌کنی که ورودی آن، ساختمان بزرگ و قدیمی است با حیاطی که نرده‌های سبز رنگ و رو رفته‌ای آن را احاطه کرده و به گفته ساکنان محله، زمانی پاسگاه یا کلانتری شماره5 مشهد بوده است. کوچه مصلی16 برخلاف دیگر کوچه‌های خیابان قدمت‌دار مصلی که مملو از مغازه‌ها و بنگاه‌های تجاری و انبارهای مواد غذایی است، هنوز چیدمان یک محله مسکونی را دارد؛ یعنی در آن هم مسجد و حسینیه است، هم مجتمع آموزشی و زمین ورزشی. خانه‌ها هم شکل و شمایل سنتی خود را حفظ کرده است.
می‌گوید که امام جماعت یک مسجد تنها وظیفه‌اش برگزاری نماز نیست. باید فکر و ایده داشته باشد، جوان‌ترها را به فعالیت‌های مردمی تشویق کند و کاری کند که رفت و آمد به مسجد زیاد باشد و رونق داشته باشد. این‌ها را ایمان ابراهیمی می‌گوید. امام جماعت جوان مسجد جوادالائمه(ع) خیابان سرخس و محله کارمندان اول که چند سال بیشتر از ورودش به این مسجد نمی‌گذرد اما در همین مدت کوتاه برنامه‌های مختلفی را اجرا کرده است.
همیشه نگاهم رو به آسمان بود. مادرم اسمم را گذاشته بود سر به هوا! هر پرنده‌ای که عبور می‌کرد نگاهش می‌کردم و با خودم می‌گفتم کاش برای یک روز هم که شده بال‌هایش را به من قرض بدهد. بعد‌ها که بزرگ‌تر شدم و برای اولین بار با پدر و مادرم سوار هواپیما شدم همه چیز برایم جدی‌تر شد. از کنار شیشه هواپیما تکان نمی‌خوردم. محو آسمان و ابرهای پنبه‌ای زیرپایم شده بودم. همان لحظات باعث شد که فکر ساخت پهپاد بیفتد به جانم. اما اطلاعاتی ازساخت پهپاد و هواپیما نداشتم. تمام چیزی که داشتم یک کتاب کوچک جیبی بود که از نمایشگاه کتاب مدرسه خریده بودم در آن مقدمات آیرودینامیک به زبان ساده توضیح داده شده بود. هنوز هم آن کتاب را دارم. خلاصه به وسیله همان کتاب و چند تا تیر و تخته و موتور و ملخ اولین پهپاد زندگی‌ام را ساختم.
عملیات غرورآفرین بود و پیروزی بخش. والفجر 3 با تمام بزرگی اش منجر به شکست دفاع استراتژیک دشمن شد و عراقی ها با بیش از 10 هزار تلفات در نبردی تمام عیار، قافیه را بدجور به رزمندگان ایرانی باختند و در بلندی های مشرف به مهران زمین گیر شدند.این عملیات در هفتمین روز از مرداد سال 62 و با هدف تأمین امنیت مهران و برقراری ارتباط میان شهرهای دهلران به مهران و ایلام به مهران، آغاز شد و دو هفته به طول انجامید.
11 سال از تأسیس خانه ایثار و شهادت می‌گذرد، خانه‌ای که خیلی از نیروهای آن حالا مبارز یا شهید مدافع حرم هستند.