محله نیزه

محله

نیزه

محله نیزه روستایی نه چندان قدیمی در حاشیه شمالی مشهد و در مجاورت روستای گلشهر بوده که از حدود سال ۱۳۵۵ به تدریج وارد بافت شهری شده اکنون به همراه محلات شهیدآوینی و امیرالمومنین (ع) در میان مردم به نام «گلشهر» نیز شناخته می‌شود. گلشهر اکنون در میان مشهدی‌ها به «کابل‌کوچولو» نیز معروف است.

محله نیزه
سیف‌الله حافظی سال‌هایی را به یاد می‌آورد که نیزه هنوز روستا بود و راه ارتباطی، فقط مسیر‌های خاکی بود. می‌گوید: آن زمان، کشاورزی محور زندگی مردم بود و تصمیم مرحوم نصراللهی، مسیر توسعه محله را برای همیشه تغییر داد.
خانه هنر مهاجران در محله نیزه، کلاس گفت‌وگوی آزاد زبان انگلیسی است؛ دوره‌ای رایگان که با حضور حدود چهل‌زبان‌آموز عمدتا گلشهری و بدون محدودیت سنی، تلاش می‌کند زبان را از چارچوب کلاس‌های رسمی بیرون بیاورد.
مریم پاسبان مدار زندگی‌اش بر چرخش هنرمندانه چند نخ با میل قلاب‌بافی و میله‌های بافتنی چرخید تا به امروز که به استادی ماهر در هنر بافتنی تبدیل شده و حالا شاگردانی را آموزش داده و آنها هم از این هنر نان می‌خورند.
غلامعلی میرشکار سی‌سال قبل به محله نیزه پا گذاشت و حالاهر خاطره‌ای که برایمان تعریف می‌کند، حتی ردی از آن در چهره محله باقی نمانده و خانه‌های بتنی و آجری، جای درخت‌های توت و سقف‌های گنبدی را گرفته است.
سید‌غلامرضا سعادتی مربی تیم کاراته گلشهر است که در کارنامه ورزشی خود ۱۳‌مدال طلای کشوری دارد. او می‌گوید: در شروع کار «سنسی» صدایم می‌زدند و بیشتر از اینکه با نامم مشهور باشم، با این عنوان شناخته می‌شدم، اما حالا «شیهان» هستم.
آب زلال کال قره‌خان به پسابی ناسالم، کم‌حجم و بدبو بدل شده است. متأسفانه برخی کشاورزان، به‌صورت مخفیانه و با استفاده از پمپ‌های کف‌کش، این آب آلوده را برای آبیاری محصولات خود استفاده می‌کنند.
مرتضی عبدی با وجود همه فرازونشیب‌هایی که در زندگی به واسطه معلولیت داشته، در عمل با موفقیت زندگی کرده است. او حالا معتقد است زندگی خود جنگ است، جنگی که نباید قافیه‌اش را باخت. 
نیزه روستایی نه چندان قدیمی در حاشیه شمالی شهر و در مجاورت روستای گلشهر بوده است. این محله اکنون به همراه محلات شهیدآوینی و امیرالمومنین (ع) در میان مردم به نام «گلشهر» نیز شناخته می‌شود.
همه‌چیز از «آرزوی» یک معلول مهاجر شروع می‌شود؛ «مرتضی عبدی» پس از سال‌ها خانه‌نشینی و لمس عمیق درد معلولیت مرکز «باور» را راه اندازی می‌کند مرکزی که می‌خواهد معلولان «توان» از دست‌داده‌شان را بازیابند.
مصطفی هروی زمانی که نوجوان بود، خانواده‌اش از روستای یدک شهرستان قوچان به محله نیزه گلشهر آمدند. آن زمان اطرافشان کمتر خانه و بیشتر کارگاه، مرغداری و زمین کشاورزی بوده است.
«مرتضی عبدی» از یک‌سالگی به دلیل تب و تشنج، دچار معلولیت جسمی می‌شود. بعد‌ها و پس از آشنایی با مرکز فیاض‌بخش، به ورزش رومی‌آورد و در لباس یک کوهنورد می‌شود فاتح قله دماوند و شیرکوه.
انتهای خیابان آوینی ۵۷ بعد از سالن شهدای مدافعان حرم، یک کوچه تنگ و تاریک، آسایشگاه و موسسه‌ «باور سبز» قراردارد که برای معلولان و توان‌یابان مهاجر برپا شده است.
علی‌احمد محسنی می‌گوید: جمعه‌ها دعای ندبه خانوادگی داریم. بعداز هر جلسه دعا، ده‌دوازده‌نوجوان و جوان می‌رفتیم سمت زمین چمن قدس در خیابان المهدی بولوار طبرسی. دروازه‌بانی من از همان دوره شروع شد.
این نوجوان با تشویق خانواده و مسئولان مدرسه گزارشگر برنامه‌های مختلف شده است. می‌گوید: بین خانواده و اطرافیانم و حتی در مدرسه، همه از بیان و روابط‌عمومی من تعریف می‌کردند.
نیزه به‌دلیل قرار گرفتن در محور شرقی مشهد، یکی از گذرگاه‌ها و مراکز عبور مهاجمانی بود که از هزاره اول قبل از میلاد تا دوره قاجار، با مبدأ سرزمین‌های ماورای رود اترک، به داخل خراسان می‌تاختند.
پویش «مشهد مهربان» از سه سال پیش باهدف تأمین هزینه تحصیلی نیازمندان و جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای آزادسازی زندانیان غیرعمد شکل‌گرفته است. در محدوده دو محله منطقه ۵ تا این لحظه چهارصد‌تراکنش انفاق ثبت شده است.
چندسالی است سنت حسنه برگزاری افطاری ساده در گوشه‌وکنار شهرمان برقرار شده است. سفره‌هایی معمولی و ساده، اما باصفا که فقیر و غنی هم نمی‌شناسد. این مهمانی بی‌ریا امسال هم در محلات منطقه‌۵ برپا می‌شود.
نازگل اکبرزاده خواهر شهید و مداح اهل‌بیت (ع) محله نیزه می‌گوید: سال‌های سال است هر‌جا دعوت می‌شوم، در روز اول، روضه مادر را برای بانو فاطمه (س) می‌خوانم.
محمد خاوری با وجود زخم بستر بر روی ویلچر می‌نشیند و با وزن کردن مردمان سعی دارد رزق حلالی برای خانواده‌اش فراهم کند.
بیمارستان خیریه امام سجاد(ع) در بولوار شهید آوینی (شهید آوینی ۳۳) قرار دارد و با توجه به اینکه بیشتر ساکنان این منطقه از قشر آسیب‌پذیر هستند، وجود این بیمارستان برای این منطقه غنیمت محسوب می‌شود.