محله مهرآباد - صفحه 3

محله

مهرآباد

محله مهرآباد تلفیقی از دو مزرعه قدیمی «مهرآباد» و «خدربیک» است و پیشینه تاریخی و قدمتی دست‌کم ۱۳۰ ساله دارد. این محله ازمهاجرپذیرترین محلات مشهد است و زندگی قومیت‌های مختلف با مذاهب گوناگون در کنار یکدیگر و تعامل آن‌ها با هم ازشاخصه‌های مهم آن است. بافت جمعیتی مهرآباد، جوان و پویاست و بیشتر ساختمان‌ها، یک و دو طبقه است.

محله مهرآباد
رضا اسماعیلی، جوان جسور محله مهرآباد بهمن ۹۲ به دفاع از حرم عقیله بنی‌هاشم (س) شتافت و در عملیات بازپس‌گیری «زمانیه» تروریست‌های تکفیری سرش را از بدن جدا کرده و طبق‌کشان کردند.
از نظر علی‌اکبر حبشی، همسایه‌هایشان در کوچه مهر‌۱۸، طلای ۲۴عیار هستند. می‌گوید: در مراسم دیگ، اجاق و لوازم مختلف از هم قرض می‌گیریم و به کمک هم می‌رویم. در همه اتفاق‌ها کمک‌حال هم هستیم.
حدود ۱۸۱‌سال پیش، خدربیگ، در فاصله شش‌کیلومتری بارو‌های شهر مشهد به‌عنوان منزلگاهی تلقی می‌شد که کاروان‌های تجاری قادر به اتراق موقت در آن بوده‌اند. این قلعه چنان مستحکم بود که می‌شد روی آن به‌عنوان مکانی امن حساب کرد.
اسمش محمد وطنی است. چهل‌وچهارساله‌ای از اهالی محله مهرآباد که پیش از جنگ سوریه، ساعت‌هایش را با هرم آتش نانوایی قسمت می‌کرده تا در لباس شاطری، لقمه‌نان حلالی بر سر سفره خانواده‌اش ببرد.
خانم و آقای ناصری حاجیانی بودند که یک سال زودتر از موعد وعده داده‌شده در ثبت‌نام حج، با خرید فیش آزاد راهی مکه می‌شوند و هیچ‌کس از اعضای خانواده، تا هنوز دلیل این اشتیاق را نمی‌داند. اشتیاقی که عطر شهادت داشت.
سید‌رضا علوی‌منش می‌گوید: ما اصلا همسایه بد نداریم. اصلا اینجا ماندگار شدیم برای مسجد المهدی (عج) و آدم‌های خوب مسجدی‌اش. رابطه با همسایه‌ها برای من که پا به سن گذاشته‌ام، مثل رابطه پدر و فرزندی است.
محله مهرآباد تلفیقی از دو مزرعه قدیمی «مهرآباد» و «خدربیک» است. گرچه مزرعه خدربیک از لحاظ پیشینه تاریخی قدیمی‌تر است، مزرعه مهرآباد معروف‌تر بوده است. این مزرعه قدمتی دستکم صد و سی ساله دارد.
کار مرحوم زهرا میرزایی تنها قابلگی نبود. مرده هم شسته بود، حدود هفتاد‌ میت. اینکه انسانی اولین نفری باشد که نوزاد را می‌بیند و آخرین نفری که میت را می‌شوید، تجربه منحصر‌به‌فردی است. همین تجربه‌ها باعث شده بود از هیچ‌چیز ترس نداشته باشد.
فاطمه خوش‌دوست یکی از بانوان ترکمی ساکن محله مهرآباد مشهد است. او از نه سالگی پای دار قالی نشسته و هر قالیچه گویی صندوق خاطرات‌اش است.
فاطمه خوش‌دوست از نه‌سالگی پشت دار قالی نشسته و خاطراتش را با تار‌های ابریشم گره زده است.او می‌گوید: برای من قالی زنده است و با هر رجش خاطره‌ای دارم. هرروز پای دار می‌نشینم و چه شاد باشم و چه غمگین!
مادر شهید جاویدالاثر حسین مولوی قلعه‌نو از عملیات مرصاد تا به امروز در خانه‌اش را نبسته است. می‌گوید: «همیشه منتظرم برگردد. مگر می‌شود این همه پیکر و پلاک بیاید، اما از حسین من چیزی از آن سفر برنگردد؟»
ورثه مرحوم فروغی که از خیران محله مهرآباد هستند، با اعضای هیئت خانگی «هیئت شیفتگان ولایت امیرالمومنین (ع)» آشنا شدند و ساختمانی دوطبقه را با نیت وقف، به‌صورت یک ساله در اختیار اعضای هیئت گذاشتند.
مسجد ابوالفضلی محله مهرآباد قدیمی‌ترین مسجد محله که اهالی خیلی دوستش دارند و همه‌جوره هم پای‌کارند. همه نماز‌های یومیه به جماعت خوانده می‌شود و مردم از راه دور و نزدیک خود را به صفوف نماز آن می‌رسانند.  
وحید رخشانی ۲۷ سالی می‌شود که در مشهد زندگی می‌کند و شغل‍های مختلفی را تجربه کرده است اما سه سال پیش تصمیم می‌گیرد تولید هنر اصیل سیستانی را در مشهد ادامه دهد.
زهرا عرفانی‌پور (فعله) تعریف می‌کند: همسرش پس از شهادت مهدی، متوجه شد باردار است و برادرم هرگز نفهمید که پدر شده است. مهدی به‌شدت منتظر روزی بود که پدر شود، اما هرگز فرصت تجربه این حس را پیدا نکرد.
رضا غلامیان می‌گوید: سن استعمال دخانیات متأسفانه کمتر شده و به دانش‌آموزان مدارس ابتدایی رسیده است. خبر بد دیگر اینکه در سال‌های اخیر بین بانوان هم رواج بیشتری یافته است.
طهورا صداقت‌منش معتقد است: دختران باید برای زندگی‌شان هدف داشته باشند. با اینکه امکانات و شرایط برایشان کمتر از پسران است، باید تلاش کنند.
سرو‌های نیلوفری نام کتابی است که محمدباقر جهانگیر فیض‌آبادی، از راویان برجسته دفاع مقدس مشهد برگرفته از روایت‌های هم‌محلی‌ها تألیف کرده است.
کدخدا برای همه اهالی مهرآباد مثل پدر بود. با ما همین‌طور رفتار می‌کرد که با بچه‌های خودش. مثلا وقتی من هفت‌سال داشتم، عمو دو‌تومان عیدی داد به من. خداوکیلی هیچ‌کس آن زمان دو‌تومان عیدی نمی‌داد.
ابوالفضل نوروزی می‌گوید: قرائت‌ها همگی خوب هستند و باید به دل قاری بنشیند تا کارش را ادامه دهد، اما از همه بهتر قرائتی بود که سال ۱۳۹۵ در حرم امام‌حسین (ع) داشتم.