پویش

پویش «نه به پلاستیک»، هر‌چند ابتدا به بهانه حمله دشمن به پتروشیمی‌ها و افزایش قیمت پلاستیک، شکل گرفت، اما با همراهی اعضای یک گروه هزارو‌هفتصد‌نفره از اهالی محله، به نمادی از همبستگی و تلاش برای بازگشت به سبک زندگی درست، تبدیل شده است.
در روزگاری که بار هزینه‌های زندگی بر دوش بسیاری از خانواده‌ها سنگینی می‌کند، گاهی یک ایده ساده، جرقه‌ای می‌شود برای شعله‌ور‌شدن حرکتی جمعی. پویش نذر نان که شب‌های جمعه در محله کوی دکترا اجرا می‌شود، از همین جنس است.
نرگس فتح اللهی و همراهانش پس از شهادت رهبری تصمیم گرفتند برای فضاآرایی محله، چادر‌های مشکی بدون استفاده مردم را در قالب پویش چادر مشکی جمع و پرچم درست کنند. 
پویش «جایگزین بهتر» که نظری و رفقای نیکوکارش برای چراغ برات امسال تدارک دیده‌اند، از این قرار است که مردم به هر میزان که تمایل دارند به شماره کارت رسمی مرکز، واریزی انجام می‌دهند و رسیدش را برای مرکز ارسال می‌کنند.
زهرا ریاحی‌نژاد برای انجام کاری ویژه به مدرسه آمده بود که با یک جمله ساده ولی صادقانه یکی از دانش‌آموزان، چهره‌اش را تغییر داد و فکرش را مشغول کرد. آن سؤال کوچک نه‌تنها آن روزش را بلکه ذهنیت زهراخانم را برای همیشه تغییر داد.
مسجد الغدیر به مناسبت تولد هر بچه‌ای کیک و جایزه به در خانه‌اش می‌برد، حتی اگر او بچه‌مسجدی نباشد؛ کاری که حس خوبی ایجاد کرده و پای خیلی‌ها را به مسجد باز کرده است.
همه‌جا هستند، هرجا که نیاز به کمک و امدادرسانی باشد، پای کار هستند، آن‌هم داوطلبانه. اسمش هم گواه همین شاخصه‌هاست: داوطلب؛ داوطلبانی که به جمعیت هلال‌احمر پیوسته‌اند و هرکدام در عرصه‌های مختلف پای کار ایستاده‌اند. 
این پویش هم‌زمان با هفته کتاب و کتاب‌خوانی و از ۲۵‌آبان شروع شد. ابتدا قرار بود با پایان هفته کتاب در دوم آذر، پویش نیز به پایان برسد، اما به‌دلیل استقبال بسیار خوبی که صورت گرفت، تحویل کتاب به زندانیان تا ۱۵‌آذر تمدید شد.
حرف حاج‌ابراهیم محدث این بود: «در این لباس پایدار می‌مانم تا به لباسی سفید مبدل شود.» همین‌طور هم شد؛ نماز‌های جماعت او حدود پنجاه‌سال در مسجد فقیه‌سبزواری، طیف زیادی از نمازگزاران را جذب کرد.
کنیزرضا علیجانی تعریف می‌کند: دو دختر هشت‌ساله که برای اردو به بوستان ریحانه آمده بودند، جلو آمدند و گفتند پول کمی دارند و خجالت می‌کشند اسکناس ۵ هزار‌تومانی‌شان را به ما بدهند. بوسیدمشان و گفتم «نیتتان مهم است.»
امام جماعت مسجد امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید: قصد داشتیم از ظرفیت مسجد برای رونق اشتغال استفاده کنیم و بانوانی که امکان اجاره مغازه برای فروش محصولاتشان را ندارند دور هم جمع کنیم. بخشی از سود فروش محصولات تقدیم جبهه مقاومت شد.
دومین اجتماع بزرگ خانوادگی «ایران همدل، مشهد تا لبنان» در بوستان بانوان طرق برگزار شد و درآمد حاصل از این بازارچه یک‌روزه به کودکان غزه، لبنان و فلسطین اختصاص یافت.
شکیبا‌عباسی و محمدرضا زینی برای اینکه بتوانند قدمی برای فلسطینیان بردارند، در طرح «ایران همدل»، حلقه‌های ازدواجشان را به ارزش ۵۰ میلیون‌تومان اهدا کردند.
اینجا در مسجد امام‌حسن (ع) محله زارعین، بانوان دور هم جمع شده‌اند تا با شرکت در پویش پاک‌کردن زعفران و جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیرنقدی، به جبهه مقاومت و مردم ستمدیده لبنان و غزه کمک کنند. 
علی دسترس می‌گوید: پویش «بافتنی‌های گره‌گشا» با حضور خانم‌های محله در مساجد اجرا شد و تصور نمی‌کردیم تا این اندازه خانم‌ها پای کار باشند. نیتمان در این پویش این بود هر گرهی که می‌زنیم، گرهی از مشکل مسلمانی باز شود.
آدم‌های شهر ما که برای جبهه مقاومت در لبنان طلا‌های خرد و کلانشان را جمع کرده اند، کم نیستند. غالبشان برای حرف زدن شرط می‌گذارند، این که نام و نشانشان پنهان باشد.
پویش مشهد مهربان با هدف جمع‌آوری کمک‌های مردمی شکل گرفت، اما دستاوردش بیش از این بود. کاشتن بذر محبت در دل کودکان و نوجوانان، تنها بخشی از این دستاورد است.
مسجد زین العابدین (ع) در بولوار میرزاکوچک‌خان بعد از نزدیک به ۵۰ سال به نماد همدلی مردم محله تبدیل شده است.
رضا ایمانی یکی از اهالی قدیمی محله پایین‌خیابان است که برای بازسازی مسجد محله همه را دور هم جمع کرد. درِمسجد بعد از چند ماه بنایی در زمستان گذشته به روی نمازگزاران باز شده است.
اینجا دم عیدی همه کمر همت می‌بندند تا‌جایی‌که می‌توانند عید را روانه خانه همسایه کنند؛ شاید با دید و بازدید، شاید خانه‌تکانی برای او یا بردن قابلمه گرمی از غذا برای ناهار.