حاجحسین، پس از ۵۳سال کار، درِ دکانش را تخته نکرده تا مبادا نان حلالش در بازار مکاره روزگار، حرام شود. مردی که ۴۰ سال است به کوچه وحدت ۲۱ آمده و عمر چکش سماورسازیاش لااقل ۱۰برابر همه برج و باروهای تازهبهدورانرسیده این کوچه است.
سید ابوالقاسم ذبیحی، کاسب محله عبادی، هفتادسال است که به حرفه سماورسازی و تعمیر سماور میپردازد و ۲۰سال از آن را صرف سماورسازی کرده است.
کسبه بازارچه ثامن در محله انقلاب، حاج رمضانعلی نیاززاده را که از روزهای اول ساخت این محله در اینجا حبیب خداست، میشناسند. سحرخیز بودنش را به یاد دارند که بعد از نماز صبح بیدار است و مغازه را باز میکند.
محمدرضا متقیان، سماورساز قدیمی محله پروین میگوید: مغازه مرحوم پدرم ۵۰سال قدمت دارد؛ آن موقع به ما میگفت در کنار درس این کار را هم یاد بگیر، یک زمانی به درد میخورد.
سماورسازی رجبعلی درواری یکی از مکانهای قدیمی محله چهنو است. او ۴۰ سالی میشود با چکش و سندان و شعله آتش به جان سماورها میافتد.
رضا نیازمند شهری، هشتاد و دوسالهِ سماورساز. او سماورسازی را پیشینهای خواندنی و شیرین میداند و میگوید: بهترین و گرانقیمتترین سماورها هنوز هم ساخت روسیه هستند که در آن زمان «خودجوش» نام داشتند.
لابه لای سماورها نیمتنهای از رستمجهانپهلوان و قهرمان ملی اسطورههای ایرانی است که با قلمزنی استاد روی ورقه برنجی سماور این هیئت هنرمندانه را پیدا کرده است.
ابوالقاسم حاذقی از سماورسازان قدیمی است. او از دهه ۱۳۳۰ کارگاهی را در شهر درگز راه میاندازد و سماورهای پناهندگان شوری را تعمیر میکند.
آنطورکه حسینعلی متمدنمارشک توضیح میدهد، از وقتی قیمت سماور دو قِران بود تا حالا که چندمیلیونی شده، پای سماور است، اما ۱۰سالی هست که دیگر تولید نمیکند و صرفا مشغول تعمیرات است.
حسین خراسانی که از ۶ سالگی وارد سماورسازی شده میگوید: پدرم در نوغان مغازه داشت. هم سماور سنتی یا همان زغالی میساخت و هم میفروخت. اما من نزد اوستای دیگری کار میکردم. از صبح اول وقت تا ساعت ۸ شب یکسره کار میکردم.
احمدآقا زرغامنیا یکی از فرصتهای مغتنم کوچه کاشانی ۱۰ است میگوید: برای سماورسازی در شهر صرف نمیکرد که برای خرید وسایل یا تکههایی که لازم دارد، مدام از این سرِ شهر به آن سر شهر بروم.
اگر مشهدی باشی صحبت دستدوم که به میان میآید به یاد ۲ کوچه معروف میافتی یکی کوچه نور در محدوده میدان توحید یا همان دروازه قوچان خودمان و دیگری کوچه سمسارها که همان خیابان امام خمینی ۳۰ است.
اگرچه ظاهر مغازه حاجمحمدحسین بسیار امروزی و مدرن بهنظر میرسد، بهگواه اهالی و قدیمیهای این محله، او اولین سماورسازی بوده است که در خیابان موحدین کارش را شروع میکند.
غلامعلی مرتضایی جدا از تلاشهایی که برای تیم فوتسال و کارخانه فرشآرای مشهد داشته به نوعی تاریخ زنده تاکسیرانی مشهد است.
سالهای دور یکی از محورهای سماورسازی مشهد ۲ مغازه به هم چسبیدهای بود که تولیداتش بازار پر فروشی داشت. برزنونیها در این حوالی بنام و پرسابقه هستند. علیاصغر برزنونی هنوز هم پایبند حجرهاش است.
جواد عاقلی یکی از آخرین تعمیرکاران سماورهای قدیمی محله چهنو است که سابقه پنجاهساله او و پدرش باعث شده غالبا او را به نام جواد چراغساز بشناسند.
وقتی خبردار میشدم کسی سماوری خاص دارد، آب دستم بود زمین میگذاشتم و سر قرار حاضر میشدم تا آن سماور را از نزدیک ببینم. گاه برای خریدش تا تاجیکستان و افغانستان هم میرفتم.
محمدابراهیم حیدری، سماورساز باسابقه محلۀ طبرسیشمالی سماورهایی عجیب و غریب دویستلیتری ساخته که رویش چهرههایی منسوب به فردوسی و مولانا تا شاهعباس و نادرشاه حکاکی کرده است.
جاده سیمان هنوز خاکی بود و حالت روستایی و کشاورزی داشت، اما حاجی و آن چندنفر تصمیمشان را گرفته بودند؛ اینکه هرطور شده است، کارگاه سماورسازی راه بیفتد: یک سمت روستای دهرود بود و سمت مقابل آن تا چشم کار میکرد، زمین کشاورزی و باغ. مرغداری بزرگی هم اول جاده بود که الان جای آن را درمانگاه قمربنیهاشم(ع) گرفته است. کار ما احتیاج به برق دارد. به همین دلیل اول رفتیم شرکت برق. گفتند برق روستا به کدخدای ده فروخته شده است. موافقت کدخدا را گرفتیم و کارمان را در زمینی به مساحت 750متر شروع کردیم و کمکم به اینجا رسید.