کد خبر: ۸۰۰۸
۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۰
سعید کربلایی برای آموزش رایگان قرآن از چناران به محله فردوسی می‌آید

سعید کربلایی برای آموزش رایگان قرآن از چناران به محله فردوسی می‌آید

سعید کربلایی، قاری برتر استانی و مدرس قرآن کریم روزی دو ساعت به محله فردوسی می‌آید و در مدرسه و مسجد محله به‌صورت کاملاً رایگان به دانش‌آموزان و بزرگسالان قرآن می‌آموزد.

سوژه این هفته ما اصالتاً چنارانی است و بیشتر اوقات کاری‌اش را در چناران می‌گذراند. اما نقطه اشتراکی که او را به شهرآرامحله منطقه‌۱۲ گره می‌زند، کلام خدا ست.

سعید کربلایی، قاری برتر استانی و مدرس قرآن کریم برای پاسخ‌گویی به ندای وجدان روزی دو ساعت به منطقه ما می‌آید و در مدرسه و مسجد محله فردوسی به‌صورت کاملاً رایگان به دانش‌آموزان و بزرگسالان قرآن می‌آموزد.

کاری که شاید در دنیای مادی امروز کمتر نمونه‌ای بتوان برایش پیدا کرد. اما در زندگی سعید کربلایی از این نمونه‌های نادر زیاد دیده می‌شود. توانایی هم‌زمان وی در دو رشته هنر و قرائت قرآن یکی دیگر از این ویژگی‌های بارز است.

روحیات و حتی ظاهر متفاوت هنرمندان و افراد قرآنی سبب شده که بیشتر مردم نتوانند در ذهنشان یک فرد را با این دو ویژگی تطبیق دهند. اما سعید کربلایی این ذهنیت را به هم ریخته و دو ویژگی را به صورتی متناسب با هم ترکیب کرده است.

 

درباره سعید کربلایی؛ هنرمند قرآنی

سومین فرزند خانواده‌ای نه نفره است که بیشتر خوی هنرمندی را به ارث برده‌اند. اما او در میان خواهران و برادرانش تنها فردی است که علاوه‌بر هنر، در قرائت قرآن نیز تبحر دارد.

آغاز گرایش سعید کربلایی به قرآن، به یک جلسه قرآن خانگی کاملاً معمولی برمی‌گردد: «سال اول راهنمایی بودم که همراه پدرم به یک جلسه قرآن خانگی رفتم. همه گرداگرد نشسته بودند و به نوبت قرآن می‌خواندند.

من سمت راست پدر نشسته بودم و طبق محاسبات بعد از او نوبت من بود، اما به دلیل سن پایینی که داشتم کسی توقع نداشت قرآن بخوانم. به‌همین‌خاطر بعد از پدر نگاه‌ها به سمت فرد کنار دستی من رفت. اما پیش از اینکه او شروع کند من بسم‌ا... را گفتم و شروع به خواندن کردم. تشویق حاضران در همان جلسه جرقه‌ای شد برای گرایش من به سمت قرآن.»

صوت دلنشین سعید کربلایی که در آن جلسه تحسین حاضران را برانگیخت، بهانه‌ای برای ثبت‌نام وی در مدرسه قرآن می‌شود. اما هنوز چیزی از ثبت‌نام در دارالقرآن نگذشته که معلم هنر پی به استعداد هنری وی نیز می‌برد و او را تشویق به ثبت‌نام در کانون هنر می‌کند.

به این ترتیب آموزش دو توانایی سعید کربلایی در یک بازه زمانی آغاز می‌شود و به‌صورت موازی پیش می‌رود. «هم به قرآن علاقه‌مند بودم و هم دوست داشتم استعداد هنری‌ام را پرورش دهم؛ به‌همین‌خاطر هم‌زمان در دارالقرآن و کانون هنر مشغول به تحصیل شدم.»

در دوران تحصیل خود را در جشنواره‌های متعدد داخلی و بین‌المللی در زمینه خوش‌نویسی و قرائت قرآن محک می‌زند و چند دستاورد درو می‌کند. اما پیش از اینکه تصمیم بگیرد کدام رشته را به عنوان حرفه اصلی پیش بگیرد راهی خدمت می‌شود.

در دوران سربازی در نیروی زمینی سپاه تهران امکان بهره‌مندی از محضر استادان طراز اول قرآن مهیا می‌شود و نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیمات زندگی آینده وی ایفا می‌کند. چنانچه بعد از قبولی در دو رشته هنر‌های تجسمی و تربیت معلم قرآن، تصمیم می‌گیرد قرآن را ادامه دهد: «هنر همیشه همراه من است، اما دوست داشتم به‌صورت علمی و تخصصی با واحد‌های قرآنی آشنا شوم به همین دلیل وارد دانشکده تربیت معلم قرآن شدم.»

سعید کربلایی از سال‌۸۹ به‌صورت رسمی وارد آموزش‌و‌پرورش می‌شود و در دارالقرآن چناران یعنی همان‌جایی که درس خوانده و در کنار استادان سابق به تدریس می‌پردازد. البته او از هنر نیزغافل نشده وهم‌زمان در بسیاری از نقاشی‌دیواری‌ها و طراحی المان‌های سطح شهر مشهد و چناران دست دارد.

خوش‌نویسی چهاربست حرم مطهر امام رضا (ع) یکی از هنر‌های وی است. سعید کربلایی که متولد آذر‌۶۵ است در‌حال‌حاضر هم‌زمان با تدریس، در رشته مدیریت فرهنگی نیز تحصیل می‌کند و قصد دارد فعالیت‌های قرآنی را با فرهنگ قرآنی تقویت کند.

 

آموزش هم‌زمان خط و قرآن در یک کلاس

در روز‌های پایانی خرداد که دانش‌آموزان پایه ابتدایی تعطیلات تابستانی خود را آغاز می‌کنند، وارد دبستان شهادت در جوار آرامگاه فردوسی می‌شویم. والدین در دفتر مدرسه برای گرفتن کارنامه یک سال تلاش فرزندانشان جمع شده‌اند.

اما در کلاس همجوار جمع زیادی از دانش‌آموزان محله فردوسی بی‌خیالِ کارنامه درسی و اتمام سال تحصیلی باز برای کسب دانش پشت نیمکت‌های دو و سه نفره نشسته‌اند. در این کلاس ویژه، خطاطی و قرائت قرآن به‌صورت هم‌زمان آموزش داده می‌شود.

آقای کربلایی به بچه‌های کلاس گفته بود قرار است برای تهیه گزارش سراغشان برویم. به همین سبب بچه‌ها از دیدن ما تعجب نکرده و کلاس را طبق روال گذشته برگزار می‌کنند.

بچه‌ها تک‌به‌تک قرآن می‌خواندند و معلم ایرادات و نکاتی را به آنان یادآور می‌شد. برخی نیز که در رشته حفظ تبحر داشتند چند سوره‌ای را برایمان قرائت کردند. بعد از آن نوبت به خطاطی رسید. هنگامی که بچه‌ها مشغول خطاطی آیه‌ای بودند که معلم به آن‌ها سرمشق داده بود، ما هم به مصاحبه با استاد کلاس پرداختیم. 

 

سعید کربلایی از چناران برای آموزش رایگان قرآن به محله فردوسی می‌آید

 

گپ و گفت صمیمی با آقا سعید 

- شاید از نگاه مردم شخصیت و حتی ظاهر هنرمندان و افراد قرآنی تفاوت زیادی با هم داشته باشد، شما این دو شخصیت را چگونه با هم تلفیق کردید؟
همین‌طور است. معمولاً مردم به‌عنوان دو فرد مجزا به من نگاه می‌کنند. در برخی جمع‌ها فکر می‌کنند من هنرمندم و در جمعی دیگر مرا به عنوان فردی قرآنی می‌شناسند. معمولاً هم وقتی کسی متوجه می‌شود در هر دو زمینه فعالیت دارم با نگاهی پرسشگر به من می‌نگرد.

اما من با تلفیق قرآن و هنر توانستم درک کنم چقدر این دو به هم نزدیکند. دنیای هنرمندان خاص است. هنرمند وقتی با استفاده از هنرش اثری را خلق می‌کند، خودش را بیشتر می‌شناسد و انسانی که به خودش شناخت پیدا کند، نظام هستی را هم زیبا می‌بیند و مانند دیگران دید منفی ندارد.

ورود به وادی قرآن هم به افزایش درک و فهم انسان کمک شایانی می‌کند. حال وقتی این دو را با هم تلفیق کنید اثری که در نهایت خلق می‌شود می‌تواند انسان را به آرامش برساند. به عنوان مثال در رشته خوش‌نویسی کتابت قرآن کریم آثار ماندگاری به جا گذاشته است.

وقتی سرباز بودم با‌خبر شدم جشنواره «میم خاتم» به نام سال پیامبر برگزار شده است. من، چون با قرآن آشنا بودم دیگر سراغ شعر نرفتم و مطلبی از قرآن انتخاب کردم «اطیعوا ا... و اطیعوا الرسول» که اتفاقا برنده شد.

البته این تلفیق فقط محدود به خوش‌نویسی نمی‌شود و طراحان و نقاشان نیز می‌توانند بر اساس موضوعات قرآن طراحی کنند. به‌طور‌کل باید بگویم هنر و قرآن بر‌خلاف تصور مردم ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.

من حتی در دوره‌ای از نوجوانی دوست داشتم به سراغ موسیقی بروم. کلاس‌های سلفژ را هم گذراندم، اما در‌نهایت به این نتیجه رسیدم که بهترین و دلنشین‌ترین آهنگ، نوای قرآن است و به این ترتیب قرآن توانست علاقه من به موسیقی را اغنا کند.

- محل کار شما چناران است، چطور شد از آنجا برای آموزش بچه‌های محله فردوسی آمدید؟
محل کار و خانه پدری من چناران است، اما خودم ساکن مشهد هستم. من علاوه‌بر دارالقرآن چناران و برخی فعالیت‌های هنری، در مشهد نیز کلاس‌های آموزش خصوصی و عمومی قرآن دارم. اما گاهی با خود فکر می‌کنم اگر در آن دنیا از من بپرسند تو که هستی و من بگویم قاری قرآنم و بسیار قرآن خوانده‌ام کافی است؟

آیا از من نمی‌پرسند آن‌ها را که خواندی و پولش را گرفتی، برای ما چه کردی؟ آن زمان من چه جوابی دارم که بدهم؟ به‌همین دلیل تصمیم گرفتم کاری برای رضای خدا انجام دهم. با آقای نیری مدیر مدرسه شهادت آشنایی قبلی داشتم.

ایشان می‌گفتند، چون محله فردوسی دور از شهر است کمتر کسی برای آموزش قرآن به این محله می‌آید. اگر هم بیایند مبالغ زیادی طلب می‌کنند که در توان ما نیست. این‌طور شد که از اول مهر امسال به محله فردوسی آمدم و روزی دو ساعت با بچه‌ها در مدرسه قرآن کار می‌کنم.

حتی تمایل دارم کلاس‌هایی را هم به‌ویژه در ماه مبارک رمضان در مسجد محله برای بزرگسالان به‌صورت رایگان برگزار کنم که تقریباً مقدمات کار فراهم شده و ان‌شاءا... به‌زودی آغاز می‌شود.

اگر در آن دنیا از من بپرسند تو که هستی و من بگویم قاری قرآنم و بسیار قرآن خوانده‌ام کافی است؟

- توانستید در این مدت استعدادی را در محله شناسایی کنید؟
برخی که شناخته شده بودند؛ مانند آقایان نیشابوری و سلیمانیان و من هم کمی با ایشان کار کردم و خداراشکر امسال در مسابقات دانش‌آموزی مقام آوردند. چند نفر دیگر هم استعداد دارند و به خودشان هم گفته‌ام و در‌حال‌حاضر دارم با ایشان کار می‌کنم، ان‌شاءا... در سال آینده حتما موفق خواهند شد.

به‌طور‌کل باید گفت بچه‌های این محله بسیار مستعدند، فقط کافی است کمی به ایشان آموزش دهید، با میل و اشتیاق گوش می‌دهند و خیلی زود هم یاد می‌گیرند. من در‌حال‌حاضر در یک مدرسه در بالاشهر مشهد هم تدریس می‌کنم، ولی آن‌ها گیرایی و توجه بچه‌های فردوسی را ندارند. البته سبک آموزش در بالاشهر و پایین‌شهر فرق می‌کند به هر‌کدام از بچه‌ها باید یک‌طور آموزش دهید.

 

سعید کربلایی از چناران برای آموزش رایگان قرآن به محله فردوسی می‌آید

 

- آیا در زندگی‌تان برکت قرآن را حس کرده‌اید؟
به نکته خوبی اشاره کردید. اصولاً جنس کار کسی که دنبال برکت است با کسی که منتظر پول است، فرق می‌کند. نرخ معلوم کردن برای کار قرآن برکت را از بین می‌برد. متأسفانه امروز برخی قاری‌ها پیش‌از اینکه کاری انجام دهند، مبلغ تعیین می‌کنند و این برای کار ما اصلاً خوب نیست.

لحظه‌های زیادی در زندگی من بوده که به خوبی توانستم برکت قرآن را حس کنم. حادثه‌هایی که از آن جان سالم به در بردم، طوری‌که حتی خودم هم متوجه نشدم! گاهی در زندگی بوده که نیاز به پولی داشتم، ولی قبل از آنکه دستم را جلوی کسی دراز کنم و بخواهم قرض بگیرم، از‌جایی‌که اصلاً توقع نداشتم پولی به من رسیده، این‌ها همه از برکت قرآن است.

- برای قاری خوب شدن چه ویژگی‌هایی لازم است؟
جدا از تمرین که نقش اساسی دارد، کمی استعداد ذاتی هم لازم است. یعنی معمولاً کسانی گرایش به قاری شدن پیدا می‌کنند که قبلاً به آن‌ها گفته شده صدای خوبی دارید. همین تحسین دیگران و حضور در جلسات قرآنی می‌تواند یک جرقه باشد برای تمرین و تبدیل شدن به یک قاری برتر.

مصری‌ها در این زمینه بسیار خوب برنامه‌ریزی می‌کنند و برای همین است که صاحب سبکند. بچه‌های آن‌ها تا ۱۲ سالگی قرائت می‌خوانند. از ۱۲ تا ۱۸‌سالگی حافظ قرآن می‌شوند و در ۱۸‌سالگی که مراحل پایانی رشد حنجره است و برای کسانی که قرآن کار می‌کنند از این لحاظ که ممکن است صدایشان را از دست بدهند، می‌تواند خطرناک باشد به طور کامل زیر‌نظر استاد هستند. ما داشتیم کسانی را که در کودکی خوب می‌خواندند، اما بعد از بلوغ صدایشان را از دست دادند.

بهترین وادی که می‌توانیم بچه‌ها را با قرآن آشنا کنیم، آموزش‌و‌پرورش است که البته با بودجه نه‌چندان مناسب فرهنگی که دارد، تا‌کنون نمره پذیرفتنی کسب کرده، اما نیاز به حمایت بیشتری دارد.

- معمولاً چه وقت‌هایی به سراغ قرآن می‌روید و چه زمانی به سراغ خطاطی؟
اینکه بنا به وظیفه به جلسه قرآنی بروید، تا اینکه اتفاقی و برای دل خودتان قرآن بخوانید با هم فرق می‌کند. برای من که با آموزش قرآن سروکار دارم بخش زیادی از شبانه‌روزم به خواندن قرآن سپری می‌شود.

اما معمولاً برای دل خودم سعی می‌کنم در ماشین قرآن گوش دهم، گاهی هم برای تمرین قرآن می‌خوانم. به‌طور‌کل می‌توان گفت در حال حاضر قرآن بر خطاطی پیشی گرفته؛ چرا‌که خطاطی به کلاس خلاصه شده، اما فضا برای قرآن خواندن بیشتر است.

- و حرف آخر...
فرزندانی را تربیت کنیم که همه رفتار آن‌ها بر اساس اندیشه ما نباشد. خیلی از والدین دوست دارند فرزندشان دکتر یا مهندس شود. این منافاتی با قرآن ندارد. بگذارید فرزندانمان با قرآن هم آشنا شوند.

اصلاً دکتر قرآنی شوند، یا مهندس قرآنی. بسیاری از هم دوره‌ای‌های من در دارالقرآن به مراتب عالی در علم رسیدند. دانشگاه نفت، فارابی و حتی بازیگری. این‌ها همه از برکت قرآن است.

* این گزارش پنج شنبه، ۴ تیر ۹۴ در شماره ۱۰۴ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام