رد هنر استاد شمسینژاد در مقرنسها حرم رضوی
مقرنسکار بنام و مشهور مشهد است؛ اگرچه اصالتا دامغانی است. به هر گوشه از شهر که سر بچرخانید، هنر دستش را میبینید؛ هنری که در زیبایی بناهای اسلامی-ایرانی از جمله مساجد، مقبرهها و اماکن زیارتی نقش بهسزایی دارد.
استاد سیدجلال شمسینژاد، مقرنسکار بهنام مشهد است که بیش از ۵۰ سال سابقه فعالیت در این هنر را دارد و طراحی و اجرای مقرنس را از حرم مطهر رضوی آغاز کردهاست. کودک معماری که خیلی زود به واسطه هوش و علاقهاش، مقرنس را آموخت و مورد توجه استادان بهنام دهههای ۳۰ و ۴۰ قرار گرفت؛ تا جایی که تبدیل شد به یکی از مقرنسکارهای اصلی حرم تا اگر امروز در حرم مطهر نگاهی به تزئینات سردر، گلدستهها و رواقها بیندازید، هنر دست او را ببینید.
شهرآرامحله همین تزئینهای حرم را بهانه کرده و این هفته پای صحبت شمسینژاد نشستهاست تا او از روزهایی بگوید که به عشق تحصیل به مشهد آمد، اما سر از حرم مطهر درآورد و از روزی روایت کند که به پاس چندین دهه تلاش هنری، کاشی ماندگار استاد بزرگ و برجسته مقرنس بر سردر خانهاش نشست یا وقتی که نشان «همای هنر» را از دست جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور گرفت.
سال ۱۳۱۷ - مشهد
دامغانی است. هنوز ۷ سالش نشدهبود که به مشهد آمد. مادرش را هرگز ندید و به عشق آغوش مادرانه به مشهد و نزد خواهر و برادرش آمد. پدرش کربلایی سید ابراهیم هم یکی از معماران بهنام شهرشان بود.
آمدنش به مشهد را از این جمله که «میخواستم درس بخوانم، برای همین به مشهد آمدم» آغاز میکند و ادامه میدهد: «مادرم را هرگز ندیدم. وقتی خیلی کودک بودم، مادرم فوت کرد. پدرم معمار چیرهدستی بود و هنرمند. وقتی ۷ سالم شد، پدرم من را به مشهد نزد برادرم که در یکی از ارگانهای دولتی در مشهد کار میکرد، فرستاد تا تحصیل کنم.
من تهتغاری خانواده شمسینژاد بودم. به مشهد که آمدم، برادرم گفت هزینه فرستادن من به مدرسه را ندارد و همین حرف باعث شد که سر کار بروم و همزمان با تحصیل کار کنم تا از پس هزینههای تحصیلم بربیایم. در واقع من به مشهد آمدهبودم که تحصیل کنم، اما سرنوشت برایم طور دیگری رقم خورد.»
سال ۱۳۳۶ – حرم مطهر، رواق دارالسیاده
علاقهمند به کارهای هنری بود. علاقه و عطشی که بعد از گذشت ۸۷ سال هنوز هم در ذهن و روح استاد شمسینژاد شعلهور است و به گفته خودش کمرنگ نشده که هیچ، هر روز پررنگتر و شکوفاتر هم میشود.
اعتقاد دارد که امامرضا (ع) را برای خدمت در حرم مطهر رضوی طلبیده است و در اینباره میگوید: «به کارهای هنری علاقه داشتم و به همین خاطر از طریق یکی از دوستان دوران سربازیام که در حرم مطهر رضوی معرقکار بود، به مرحوم استاد خوشدست که یکی از استادکاران و معماران بهنام آن موقع آستان قدس رضوی بود، معرفی شدم.
استاد خوشدست هم من را به نزد شکرا... خوشدست، کاشیکار معروف حرم مطهر که هم عمویش و هم پدر خانمش بود، برد و گفت: عموجان، برایت شاگرد آوردم. استاد شکرا... در دارالسیاده مشغول بود و من را بالای داربست برد و گفت همینجا بنشین و کار من را تماشا کن و یاد بگیر.
من یک هفته آنجا نشستم و کارش را نگاه کردم و یاد گرفتم. بعد از یک هفته که ذوق و علاقه به کار هنریام را دید، یک قسمت از کار را به من سپرد. بعد از یک هفته دیگر، استاد حبیبا... خوشدست آمد و گفت: کارش چطور است؟ استاد شکرا... گفت: عالی، انگار خدا برای همین کار خلقش کردهاست.
استاد خوشدست هم کار آن رواق را به من سپرد و استاد شکرا... به رواق دیگری رفت و من تمام کارهای مقرنسکاری رواق را از بالا تا پایین انجام دادم. من همیشه معتقدم حضرترضا (ع) من را برای کار در حرم مطهر صدا کرد و استاد خوشدست و استاد شکرا... فقط وسیله بودند.»
سال ۱۳۴۷ – اداره حفاظت آثار باستانی خراسان رضوی
بعد از گذشت ۱۴ سال از روزی که استاد شمسینژاد به حرم مطهر رضوی رفت و کارش را به عنوان مقرنسکار در رواق دارالسیاده آغاز کرد، به دفتر فنی اداره حفاظت از آثار باستانی خراسان بزرگ رفت. مسجد شاه (هفتاد و دو تن) از اولین کارهای ترمیمی او در این اداره به شمار میرود که بعد از تکمیل، عکسی شده در دفتر خاطرات استاد شمسینژاد.
البته تمامی آثاری که استاد از ابتدای خدمتش در آستان قدس و میراثفرهنگی کار کردهاست، در این دفتر جای دارند و در زیر هر عکس در این دفتر به خط خود استاد توضیحاتی اندک و کوچک در خصوص سال و مکان و نکات مهم کار نوشته شدهاست.
«اولین کار من در ترمیم اماکن مقدس، مقرنسهای مسجد شاه (هفتاد و دو تن) بود. در طول مدت خدمتم در میراث فرهنگی خراسان، در اکثر کارگاههای مرمت بناهای تاریخی حضور داشتم و در آن بناها به ترمیم و بازسازی و طراحی گچبریها، مقرنسها، یزدیبندیها و ... پرداختم.»
سال ۱۳۹۳ – کسب مدرک هنری درجه یک
اگرچه استاد شمسینژاد کارش را تجربی آموخت، اما مدرک هنری نیز دارد. «من تحصیلاتم را طی دوره فعالیتم در آستان قدس و میراثفرهنگی تکمیل کردم.
در سال ۹۳ نیز مدرک درجه یک هنر را کسب کردم. نشان همای هنر نیز دارم. من مدرک دانشگاهی ندارم، اما به واسطه اینکه در این هنر پیشرفتهایی داشتهام، نه آستانقدس و نه میراثفرهنگی نمیگذارند که بازنشسته شوم. تا به حال ۲ بار از آستانقدس بازنشسته شدهام.»
سال ۱۳۹۷ – نصب کاشی ماندگار
بعد از گذشت ۶۱ سال از آغاز فعالیتهای هنری استاد، ابتدای امسال بود که کاشی ماندگار به پاسداشت هنرش سردر منزل او نصب شد.
این اتفاق همزمان با روز جهانی صنایع دستی، هنرمندان و فعالان این عرصه، افتاد و ضمن تقدیر از استاد شمسینژاد به عنوان پیشکسوت و هنرمند عرصه صنایع دستی، چهارمین کاشی ماندگار از سوی سازمان میراثفرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بر سردر منزل او نصب شد.
مقرنسکاری سرداب حضرت (ع)
مکانها و فضاهای بسیاری در حرم مطهر رضوی با دستان توانا و هنرمند استاد شمسینژاد زینت داده شدهاست که از آن جمله میتوان به سرداب حضرت اشاره کرد. میگوید: «یک روز تولیت فقید آستان قدس رضوی من را صدا کرد و گفت: «به هیچکس غیر از تو اعتماد ندارم که برای مقرنسکاری کلید سرداب را به او بدهم. برو و سرداب را ببین و کارت را شروع کن.»
من به همراه یک نیروی امنیتی به سرداب رفتم و تمام کارهای مقرنسکاری سرداب را انجام دادم. سکوت و آرامشی را که در سرداب تجربه کردم، هرگز از یاد نمیبرم. آنجا به آقا گفتم چندین سال است که خدمتت را میکنم و خانهات را زیبا میکنم. قول بده در بهشت به من خانهای زیبا بدهی. دیگر هیچچیز از شما نمیخواهم. بهترین تجربهام در تمام طول کار و خدمتم، مقرنسکاری سرداب بود.»
او که جزو معدود افراد راهیافته به سرداب حضرت رضا (ع) است، از این سرداب زیرزمینی چنین روایت میکند: «زمان زیادی را در سرداب گذراندم. آنجا واقعا ویژه بود. مزار مبارک حضرت در چند قدمی محل کارم بود؛ مزاری که ضریح روی آن با سنگهای فیروزه و قیمتی تزئین شده و تمام آن با پارچهای پوشیده شدهبود.»
مقرنسکاری گوهرشاد، برجستهترین اثر
میگوید در تمام رواقها و مکانهای مقدس حرم مطهر رضوی از خود اثری به یادگار گذاشتهاست؛ آثار فاخری که این روزها چشم هر بینندهای را خیره میکند: «ورودی رواق امام خمینی (ره)، صحن جامع رضوی، صحن قدس، کتابخانه حرم مطهر، رواق دارالحجه، رواق دارالعباده، رواق دارالشکر، ورودی نقارهخانه و گلدستههای طلا از جمله کارهای من در حرم مطهر است.
علاوه بر این، آثار مقرنسکاری مدرسه غیاثیه خرگرد، عمارت خورشید در کلات نادر، مجموعه معماری مزار شیخ احمد جام، بقعه خواجهربیع در مشهد، مسجد کاخک در گناباد، مسجد تایباد و مسجد سرخس نیز از کارهای من در خراسان رضوی است.
از تمام رواقهای مقرنسکاری شده، خاطره و یادگاری دارم، اما بست شیرازی، بست طبرسی، بست نواب صفوی، ورودی رواق امام خمینی (ره)، صحن جامع رضوی و صحن قدس از بهترین و بارزترین کارهایم به شمار میرود. یکی از آثاری که خیلی دوست دارم و به عقیده هنرمندان یکی از زیباترین و شاخصترین مقرنسکاریهای من محسوب میشود، مقرنسهای کاشیکاری شده زیر گنبد مسجد گوهرشاد است که این کار از نوع لانهزنبوری است.»
علاقه؛ رمز موفقیت
از همان ابتدا که وارد کار هنری شد، ذوق داشت و علاقه. هر کاری که در حرم مطهر به او سپرده میشد، شب و روز نداشت تا آن را به پایان برساند: «۳ شیفت کار میکردم. هر لحظه که به پایان کار نزدیک میشدم، شوقم بیشتر میشد. کارهای زیادی انجام دادم که نتیجه و سرچشمهاش علاقهام به کار و هنر بود.»
به واسه حضورش در دانشگاه معماری، شاگردان و دانشجویان بسیاری داشته که بعضی نامهها و یادگاریهای آنها را در دفتر خاطراتش نگه داشتهاست. میگوید: «اولین حرفی که به شاگردان و دانشجویانم میگویم، این است که باید عاشق هنر باشند و محرم استاد.
باید کار هنری که در حال انجام است را مانند ناموس خود بدانند و با تعصب کارشان را طراحی و پیاده کنند. من خودم خیلی علاقهمند به کار بودم و به همین خاطر در کارم بهسرعت پیشرفت کردم. اگرچه در آن ابتدای کار اشتباهاتی داشتم، اما به واسطه علاقهام به کار هنری بیش از ۱۰ بار طراحی کردم و نزد استاد بردم تا یکی را قبول کند. ناامید نشدم؛ ناامیدی در کار هنری ضربه بزرگی است.»
مقرنسکار باید حوصله داشتهباشد
هنرش را در بین تمامی هنرها، هنر برتر میداند و معتقد است مقرنسکاری یک هنر آسمانی است که سعادت انجام آن نصیب هر کسی نمیشود و خداوند به او لطف و نظر ویژهای داشته که توانسته در این رشته موفق شود.
شمسینژاد درباره هنرش میگوید: «به اعتقاد من مقرنسکاری، هنری متعالی و آسمانی است؛ چرا که بیشتر در اماکن مقدس و مذهبی همانند مساجد و حرمها از آن استفاده میشود، اما همانطور که قبلا هم گفتم، لازمه پیشرفت در این هنر، داشتن حوصله و صبر زیاد است.
خیلی از جوانان برای فراگرفتن این هنر به من معرفی میشوند و مراجعه میکنند، اما چون علاقه و صبرشان کم است، وسط راه خسته میشوند و میروند. به یاد دارم استاد خوشدست وقتی در بیمارستان بود، قبل از مرگش به من گفت: «من ۶ پسر دارم که حتی یکی از آنها این هنر را یاد نگرفت و هنر دستهایم با من دفن میشود.» من هم ۴ پسر دارم که هیچکدام صبر و علاقه فراگرفتن این هنر را ندارند.
من چندبار به مسئولان گفتهام که باید این هنر به نسلهای بعدی منتقل شود و تنها راه انتقال هنر، آموزش است، اما متأسفانه تاکنون برنامهای برای این کار صورت نگرفتهاست.»
این گزارش پنجشنبه۲ اسفند ۱۳۹۷ در شماره ۳۱۶ شهرآرا محله منطقه ثامن چاپ شده است.

