کد خبر: ۶۰۸۵
۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
رسالت قرآنی الهام در محله رسالت

رسالت قرآنی الهام در محله رسالت

الهام اکبرزاده را اهالی محله رسالت منطقه ده مشهد به‌عنوان دختر نمونه به ما معرفی کردند. او حالا مدیر و موسس کانون قرآنی تسنیم به‌عنوان تنها مهد قرآن محله‌شان است.

در سال ۹۱ در مقطع کارشناسی، فارغ‌التحصیل شده. رشته‌اش زبان‌وادبیات عرب بوده است؛ رشته‌ای که همانند بسیاری از رشته‌های علوم‌انسانی دانشگاه، فارغ‌التحصیلانش معمولا بیکار می‌مانند و پس از مدتی سرخورده و ناامید می‌شوند.
شرایط امروز الهام اکبرزاده، اما خوب است. او توانسته است کاری برای خودش دست‌وپا و شش نفر دیگر را نیز مشغول کند. بانوی جوانی که از پیچ‌وخم‌های زیادی عبور کرده است تا امروز بتواند پیش روی ما بنشیند و بگوید: «از کارم راضی‌ام و به آن عشق می‌ورزم. مادرم در شروع کارم مخالفت می‌کرد، چون هیچ درآمدی نداشتم، اما حالا به من افتخار می‌کند.»

الهام نه مخترع است و نه رکورددار و نه صاحب عنوان. برای صحبت با وی، به‌دنبال این بهانه‌ها نبودیم. دلیل انتخاب ما تلاش وی برای ایجاد شغلی درزمینه رشته تحصیلی خودش بوده. مهم‌تر از همه، این است که او از سواد و دانش خود در محل زندگی‌اش استفاده کرده و کوشیده است تا برای هم‌محله‌ای‌هایش نیز مفید باشد.

الهام اکبرزاده برای به‌دست آوردن ثبات کاری امروز، در درجه اول، نیاز به جلب اعتماد اهالی محله‌اش داشته و به‌قول خودش این اعتماد را ذره‌ذره به‌دست آورده است و برای مدت زمانی نیز، بدون اینکه انتظار کسب درآمدی را داشته باشد، فقط تلاش کرده است.

نتیجه همه این‌ها حالا به موقعیت امروزش منجر شده. او که پس از دوندگی‌های فراوان، مجوز مرکزی قرآنی را از سازمان تبلیغات دریافت کرده، حالا مدیر و موسس کانون قرآنی تسنیم به‌عنوان تنها مهد قرآن محله رسالت است. در این مهد علاوه‌بر روخوانی و روان‌خوانی و حفظ قرآن، برخی رشته‌های ورزشی مثل ووشو و ژیمناستیک هم آموزش داده می‌شود. الهام اکبرزاده را اهالی محله رسالت به‌عنوان دختر نمونه به ما معرفی کردند.


شروع کارت از چه زمانی بود؟
از سال ۸۶ که وارد دانشگاه شدم. از همان موقع در مساجد اطراف و پایگاه‌های بسیج، کلاس کمک‌آموزشی عربی و زبان برگزار می‌کردم و به بچه‌ها در مقاطع مختلف تحصیلی، درس می‌دادم. در همان سال به ۱۵ خانم بزرگ‌سال که در حال ادامه تحصیل بودند، در طول سال، دروس عربی و زبان مقطع تحصیلی راهنمایی را آموزش می‌دادم. در حال حاضر، دو نفر از آن خانم‌ها ادامه تحصیل داده و کارمند 
شده‌اند.

دربرابر این کارها، چقدر درآمد به‌دست می‌آوردی؟
برای آن مقطعِ یک‌ساله فشرده که خیلی هم سخت بود، فقط ۶۰ هزار تومان دریافت کردم که خیلی بابرکت بود.

یعنی به ازای هر ماه، ۵ هزار تومان؟
دقیقا.

درواقع درآمدی نداشتی، پس با چه انگیزه‌ای کار می‌کردی؟
 چون به کارم عشق می‌ورزیدم، هزینه‌اش برایم مهم نبود. آن سال حتی در سرمای شدید زمستان، پیش از همه در کلاس حاضر می‌شدم و آخرین نفر هم بیرون می‌آمدم.

 

الهام، دختر شایسته محله رسالت

خانواده‌ات به‌خاطر این همه تلاشی که ثمره ماهانه‌اش فقط ۵ هزار تومان بود، مخالفتی نمی‌کردند؟
مادرم آن زمان، دلش برای این همه تلاشِ به‌قول خودش، بیهوده می‌سوخت، اما الان نظرش کاملا فرق کرده است و به وجودم افتخار می‌کند.
 
این فعالیت‌ها را هم‌زمان با تحصیلت انجام می‌دادی؟
بله، من در همه دوران تحصیلم در دانشگاه، به کودکان و نوجوانان و حتی بزرگ‌سالان درس دادم و تجربه خوبی بود.

فنون تدریس را از کجا آموختی؟
باعث و بانی علاقه‌ام به معلمی و تدریس و آشنایی با فنون آن، معلم عربی دوره دبیرستانم بود که بسیار حمایتم کرد. حمایت او باعث شد تا من هم، در این رشته ادامه تحصیل بدهم. او حتی برای دریافت جواز خانه قرآن با همراهی چند نفر دیگر، کمکم کرد.

چطور شد که این مرکز قرآنی را در محله رسالتِ قاسم‎‌آباد افتتاح کردی؟
من ۱۰ سال پیش در این محله زندگی می‌کردم. ارتباط خوبی با مسجد صاحب‌الزمان (عج) داشتم و انس و الفتی بین من و اهالی محله ایجاد شده بود. همین موضوع باعث شد با اینکه خودم الان در بولوارفلاحی سکونت دارم، فعالیت در خانه قرآن را در جایی که کارم را شروع کرده بودم، ادامه دهم.

یعنی اگر بخواهی دوباره فضای مهد را تغییر داده و به جای بزرگ‌تری نقل مکانی کنی، بازهم همین محله را انتخاب می‌کنی؟
بی‌تردید همین‌طور است، حتی اگر از این منطقه بروم، فعالیت فرهنگی و آموزشی‌ام را در محله رسالت انجام می‌دهم؛ چون گذشته از اینکه اهالی آن محله را دوست دارم، تلاش زیادی کرده‌ام تا اعتماد خانواده‌ها را جلب کنم و این اعتماد را ذره‌ذره به‌دست آورده‌ام. اگر به جای دیگری بروم، باید از صفر شروع کنم، اما الان گرچه راهی طولانی در پیش دارم، به مرحله ثبات رسیده‌ام.

مرکز قرآنی تسنیم را از چه زمانی راه‌اندازی کردی؟
از چهار سال پیش که سه سال آن، برنامه‌هایمان را در طبقه بالای مسجد صاحب‌الزمان (عج) اجرا می‌کردیم؛ البته یک سال است که مستقل شده و این خانه کوچک و دنج را که در مجاورت مسجد است، از خود مسجد رهن و اجاره کرده‌ایم.

چطور در مکانی در انتهای کوچه و بدون هیچ‌گونه تبلیغی، اعتماد اهالی محله را جلب کرده‌ای؟
تبلیغ من، همان کیفیت کارم است؛ من بیشتر از اینکه به تبلیغ از طریق پوستر و بنر اعتقاد داشته باشم، سعی می‌کنم آموزش‌های موسسه، کیفیت خوبی داشته باشد. همین موضوع خودش بزرگ‌ترین تبلیغ است. ازطرفی با مادران و بچه‌ها تعامل خوبی دارم؛ مثلا برای شهریه بچه‌ها حتی یک‌بار هم با والدین آن‌ها تماس تلفنی نگرفته‌ام.

به‌نظرم هروقت امکان مالی داشته باشند، خودشان پول را تحویل می‌دهند. اگر خانواده‌ای بیاید و بگوید نمی‌تواند شهریه پرداخت کند، سخت نمی‌گیرم. با بچه‌ها هم طوری رفتار کرده‌ام که گاهی حرف‌هایی را که نمی‌توانند با  والدین خود مطرح کنند، به من می‌گویند.

الهام، دختر شایسته محله رسالت



در حال حاضر چه برنامه‌هایی و برای چه مقاطعی اجرا می‌کنید؟
در همه روز‌ها برنامه داریم و این برنامه‌ها برای گروه سنی ۵ تا ۳۰ سال است. کلاس‌های روخوانی و روان‌خوانی و حفظ قرآن برای گروه‌های سنی کودک و نوجوان و بزرگ‌سال است و حتی آقایان هم در این کلاس‌ها زیرنظر مربی مرد، دوره می‌بینند.

کلاس‌های ورزشی ووشو و ژیمناستیک هم برای کودکان، در دو اتاق متصل به‌هم، زیرنظر مربی برگزار می‌شود. برای کلاس‌های شنا هم با استخر هماهنگ می‌کنم و بچه‌ها را به آنجا می‌بریم. درمجموع، برنامه‌های درنظر گرفته‌شده برای بزرگ‌سالان فقط در حوزه قرآنی است و برای کودکان و نوجوانان به حوزه‌های قرآنی، فرهنگی و ورزشی تقسیم‌بندی می‌شود.

به‌مناسبت‌های مذهبی هم در مرکز قرآنی، برنامه دارید؟
 آن‌ها که جزء جدانشدنی کار‌های ماست و در مناسبت‌های دینی، همیشه برنامه و مجلس داریم. گاهی هم به‌مناسبت‌های مختلف، اردو‌های بیرون‌شهری می‌گذاریم. یکی از برنامه‌های ما که با استقبال خانواده‌ها روبه‌رو شده است، در شب‌های قدر اجرا می‌شود. اینجا درواقع پاتوق بچه‌ها می‌شود تا والدین آن‌ها با خیال راحت به مراسم احیا بروند.

خاطره‌ای هم از این شب‌ها داری؟
 به پسر شش‌ساله‌ای که سرطان خون داشت، در نمایشی مربوط به حضرت علی (ع)، نقش داده بودیم که روی بچه‌ها و دیگر مخاطبان، تاثیر زیادی گذاشت.

در حال حاضر از شغل و درآمدت راضی هستی؟
هرچند درآمد راضی‌کننده‌ای ندارم، کارم را عاشقانه دوست دارم.

به‌جز خودت، برای چند نفر دیگر اشتغال‌زایی کرده‌ای؟
 هشت نفر در این مرکز مشغول به کار هستند؛ دو آقا و شش خانم.

یکی از دشواری‌های کارت را بگو؟
حساسیت‌های نابجای برخی خانواده‌ها، یکی از دشواری‌های کار ماست. بعضی والدین مدام می‌گویند چرا مثلا در فلان برنامه، فلان کار به بچه آن‌ها واگذار نشده است. در این‌گونه مواقع باید با حوصله و منطق، موضوع را برای آن‌ها توضیح بدهی تا متقاعد شوند.

دوست داری تا کجا کارت را گسترش بدهی؟
دلم می‌خواهد بتوانم یک روز، در همین محله، مجتمع آموزشی بزرگی راه‌بیندازم و به بچه‌های اهالی، درس بدهم.

الهام، دختر شایسته محله رسالت

به‌نظرِ دختری که از سال اول دانشگاه، مشغول به کار شده، دلیل بیکاری جوانان امروز، آن‌هم با داشتن مدرک عالی تحصیلی چیست؟
بعضی‌ها راحت‌طلب و متوقع هستند و نمی‌خواهند تن به سختی کار بدهند. خود من از روز‌های تعطیل، گریزانم و دوست دارم همیشه کاری برای انجام دادن داشته باشم، حتی پیش از تدریس، مدتی را در پذیرش درمانگاه کار می‌کردم و در آنجا بدون اینکه کسی به من بگوید، گاهی حتی کار‌های خدماتی‌اش را هم انجام می‌دادم و کار را عار نمی‌دانستم.

نظرت درباره کار کردن خانم‌ها چیست؟
در شرایط فعلی که روند جامعه از حالت طبیعی‌اش خارج شده است، همیشه باید تعادل را حفظ کرد. متاسفانه اکنون خانم‌ها خیلی غرق کارِ بیرون از خانه و مسائل اجتماعی شده و برخی آقایان هم گوشه خانه نشسته‌اند؛ به همین دلیل است که بعضی آقایان بیکار، به طمع حقوق یک خانم، برای ازدواج با او پا پیش می‌گذارند. این به‌نظر من، توهین به شخصیت یک زن است.

فضای مجازی هم به خانه قرآن تسنیم راه پیدا کرده است؟
نه، بیشتر ترجیح می‌دهم به شکل سنتی کار کنم، فقط گاهی بر حسب ضرورت، سیستم را روشن و در زمان محدودی، از آن استفاده می‌کنم. با اینکه امکان خرید گوشی مدل‌بالا را دارم، گوشی تلفن همراه من، خیلی ساده و ابتدایی است.



این گزارش چهارشنبه، ۱۳ مرداد ۹۵ در شماره ۲۰۶ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام