کد خبر: ۱۵۷۲۱
۰۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰
کارگاه شیشه‌گری دو هنرمند جوان بنای «مصلی»، تولیدات چشم‌نوازی را روانه بازار می‌کند

دنیای شیشه‌ای شادی و مهرناز

آشنایی شادی هلالیان و مهرناز بهزاد با هم به دوران تحصیل در دانشگاه بازمی‌گردد که علاقه به هنری مشترک، آنها را کنار هم قرار داده است، هنری به نام شیشه‌گری. آن‌ها کارگاه کوچک و جمع و جوری دارند با محصولاتی چشم‌نواز.

کم نیستند آدم‌هایی که ننشسته‌اند تا از نداشتن شرایط و امکانات بنالند. برخی‌ها که با وجود ظاهر معمولی و عادی زندگی، نشان داده‌اند به‌جای اینکه نداشته‌هایشان را قاب بگیرند و بزنند به دیوار و هر روز حسرتش را بخورند؛ به‌دنبال کشف راه‌های تازه‌اند.

رفتن دنبال یک کار هنری و تزیینی در حالی که هزاران رقیب در فضای مجازی و بیرون از آن است، کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسد آن هم برای دو جوان دهه هفتادی و تازه‌کار که عاشق هنر صنایع دستی‌اند. آشنایی شادی هلالیان و مهرناز بهزاد، ساکن محله مصلی مشهد با هم به دوران تحصیل در دانشگاه بازمی‌گردد که علاقه به هنری مشترک، آنها را کنار هم قرار داده است، هنری به نام شیشه‌گری.

هلالیان و بهزاد رؤیا‌های بزرگی برای آینده‌شان دارند و برای به سرانجام‌رساندنش هر کاری از دستشان برآید، کوتاهی نمی‌کنند. توضیح گزیده، خلاصه و کوتاه کارشان این می‌شود که می‌خواهند مردم هنرشان را بشناسند و به آنها اعتماد کنند و لوازم مصرفی و تزیینی توی خانه‌ها محصول دست آنها باشد.

دوست دارند آنها را به هنری که انجام می‌دهند و جزو صنایع دستی است راغب کنند. با همه حرف و حدیث‌هایی که در عالم هنر و کسادی بازار آن وجود دارد، به سرانجام کارشان ایمان دارند. این را از روی محکم حرف‌زدنشان می‌شود فهمید «مطمئن هستیم بعد از مدتی به سوددهی خوبی می‌رسیم.»

 

هنرمندی دل‌های شیشه‌ای

روایت این هفته ما، حکایت دو جوان از دو خانواده مختلف است که عاشق هنر صنایع دستی‌اند. این موضوع ربط پیدا می‌کند به همان دوران کودکی‌شان که حس پررنگی در وجودشان، آنها را به این سمت سوق می‌دهد. بعد‌ها و در دوران تحصیل در مسیر مشترکی کنار هم قرار می‌گیرند. جریان شیشه و آتش، آنها را به هم ربط و پیوند می‌دهد تا می‌رسد به حالا که روزی هفت تا هشت ساعت را کنار هنرمندان دیگر در مصلی بگذرانند.

هرکس بنابه شخصیتش جذب یک هنر می‌شود، یکی عاشق کوزه‌گری می‌شود و بعضی‌ها دنبال سنگ می‌روند 

کارگاه کوچک و جمع و جوری دارند با محصولاتی چشم‌نواز و چشمگیر از دنیای بزرگ شیشه. برای این هنر نیاز به کوره نیست و یک مشعل کوچک با کارگاهی دنج کار را راه می‌اندازد. یک پنس کوچک استیل با پودر‌های ترکیبی و دقت و حوصله‌ای که هنرمندان کارگاه دارند، ختم به آفرینش اشیایی چشم‌نواز می‌شود که هر نگاهی را خیره می‌کند. کنار آنها سرگرم تماشای بازی دست و شیشه‌ایم که روی شعله آتش نرم می‌شود و شکل و فرم و حالت می‌گیرد.

نگاه مشتاق هلالیان و بهزاد را دنبال می‌کنیم که چشم از این بازی شیرین برنمی‌دارند و با مهارت و چرخش دست، شیشه را روی حرارت آن‌قدر پیچ و تاب می‌دهند که به فرم دلخواه درمی‌آید. با پشتکار، سماجت و اشتیاقی که توی کار نشان می‌دهند مشخص است هدف بزرگی دارند.

در روزگاری که هنرمندان دل‌خوشی از امکانات و بازار فروششان ندارند، می‌گویند: انرژی‌ای که از اطرافیان و کار خوبمان می‌گیریم حالمان را خوب می‌کند. مثل خیلی‌های دیگر از انجام‌دادن کار‌های هنری لذت می‌برند و مشغول‌شدن به آن، زمان را از دستشان خارج می‌کند. آن‌قدر غافل و فارغ، که به هیچ چیز جز شکل‌دادن به شیشه‌ای که روی آتش مثل موم نرم می‌شود، نمی‌اندیشند.

حرف‌ها، آرزو‌ها و حرکاتشان شبیه هم هست. دو جوان که با تجربه‌های مختلف کنار هم کار می‌کنند و به اعتقاد خودشان تا حالا موفق بوده‌اند. اول شادی هلالیان حرف می‌زند. متولد سال ۷۲ است. می‌گوید: از کودکی شیفته هنر و عاشق طراحی بودم و بعد‌ها رشته دانشگاهی‌ام را صنایع دستی انتخاب کردم و چون در این مقطع لازم است کارگاه‌های نه‌گانه را بگذرانیم، ناخودآگاه در این مسیر قرار گرفتم. شیشه آخرین مرحله انتخابی ما بود. فکر می‌کنم هرکس بنابه شخصیت و خصوصیت ذاتی‌ای که دارد هنر جذبش می‌کند، یکی عاشق سفال و کوزه‌گری می‌شود و بعضی‌ها دنبال سنگ می‌روند و یکی هم دلش پای شیشه می‌ماند.

 

دنیای عجیب و مسحورکننده شیشه‌ای

شیشه دنیای عجیبی است و خیلی زود مرا اسیر خود کرد. کار مسحورکننده و شگفت‌انگیزی که برای من لااقل هیجان زیادی دارد. آدم همیشه این ذوق و شوق را دارد که ببیند نتیجه کار چه می‌شود. برای من که دنبال کار جدید در حوزه صنایع دستی بودم، این بهترین انتخاب بود و هست.

خیلی زود کار را یاد گرفتم. استعداد و پشتکار هم به کمکم آمد. اما تأثیر استاد و راهنمای خوب از همه مهم‌تر بود و مدیون استاد بزرگ این رشته، حیات حسینی، هستم و تکنیک‌ها را به مرور آموختم. تکنیک هم‌جوشی شیشه و ساختن اشیای تزیینی روز به روز بیشتر شیفته‌ام می‌کرد. در این تکنیک شیشه به دمای ذوب نمی‌رسد فقط کمی نرم می‌شود و قطعات بر اثر این حرارت و نرمی به یکدیگر متصل می‌شوند و هنرمند می‌تواند فرم‌ها و تصاویر موردنظر خود را بسازد.

 

کارگاه شیشه‌گری دو هنرمند جوان بنای «مصلی»، تولیدات چشم‌نوازی را روانه بازار می‌کند

 

مردم شیشه را نمی‌شناسند

هنرمندانی که سروکارشان با شیشه است باید بنیه علمی محکمی داشته باشند، هم علم فیزیک را بدانند و هم در فن شیمی کارآمد و متخصص باشند. شیشه از رشته‌های پرهزینه و گران‌قیمت است. برای ارائه یک کار خوب معمولا از لوازم مرغوب استفاده می‌کنیم. کاربرد رنگ‌ها در شیشه خیلی متنوع نیست و محدود به چند نوع می‌شود. استفاده از شیشه‌های رنگی هزینه‌بر است به‌ویژه شیشه قرمز که وارداتی است و در ایران تولید نمی‌شود.

خیلی از کسانی که از کارگاه بازدید می‌کنند هنوز شناختی درباره این هنر ندارند و کار ما را با ویترای اشتباه می‌گیرند. مردم ویترای را می‌شناسند، اما شیشه را نه و ما مجبوریم از فرصتی که در برگزاری نمایشگاه‌ها پیش می‌آید درباره کار و نوع هنرمان توضیح دهیم. اینکه هنر مربوط به تمدن خودمان است و عمری طولانی و کهن دارد گرچه در گذشته فوت و فن شیشه‌گری جزو اسرار محرمانه به حساب می‌آمده و کمتر هنرمندی اطلاعات آن را در اختیار دیگران می‌گذاشته است.

شاید خیلی‌ها باورشان بر این باشد که صنایع دستی مترادف با هنر‌های سنتی است، اما در واقع این‌طور معنی نمی‌شود و شیشه جزئی از هنر دستی است که امیدوارم با معرفی‌ای که از آن می‌شود همین‌طور خوش بدرخشد و اقبال از آن روی نمودار صعودی بالا رود و به جا‌های بهتری برسد.

پاسدار این هنر کهن بمانیم

مهرناز بهزاد، خرداد ۷۰ به دنیا آمده است. رشته تحصیلی‌اش گرافیک است. به‌طور اتفاقی در دانشگاه با کلاس‌های شیشه‌گری آشنا می‌شود و حالا خودش مدرس این رشته است. بهزاد از ماجرای آشنایی‌اش با این هنر می‌گوید:دورادور علاقه‌مند به این رشته شده بودم و یک روز با استاد این کلاس‌ها هم‌صحبت شده و گفتم اشکالی ندارد من هم از ساعت تدریس و آموزش شما استفاده کنم. با موافقت او انگار وارد دنیای جدیدی شدم و روز به روز علاقه‌ام بیشتر می‌شد و مهم همین علاقه بود. علاقه در هنر خیلی نقش دارد. اینکه آدم تکلیف خودش را درباره کار بداند و در همان مسیر پیش برود.

حالا بیشتر از یک‌سال از ورودشان به مصلی و جمع هنرمندان می‌گذرد. گرچه بهزاد هم از نامهربانی در حق هنرمندان گلایه دارد و آرزوی قلبی‌اش این است که در کنار عشق و علاقه قلبی هنرمند، حمایت مسئولان هم باشد.

این دو هنرمند جوان کم‌لطف نیستند و قدردان و سپاسگزار محبت‌های کسانی هستند که کارگاهی را در بنای مصلی در اختیارشان گذاشته‌اند و دوست دارند پاسدار این هنر کهن و قدیمی باشند که به گفته آنها قدمتش به هزاره قبل از میلاد می‌رسد.

 

*این گزارش دوشنبه، ۲۸ خرداد ۹۷ در شماره ۲۹۴ شهرآرامحله منطقه ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام