کد خبر: ۱۵۵۰۸
۰۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
تکه‌هایی از ایران قدیم در حوضخانه هزاردستان دیده می‌شود

تاریخ ایران در حوضخانه «هزاردستان» به نمایش درآمده است

حوضخانه «هزاردستان» مکان کوچک و دنجی است که در آن قرن‌ها تاریخ زندگی ایرانیان با تکه‌های کوچک تری به‌نمایش درآمده. یک سمتش لنگه جوراب پشمی فلان طایفه و سمت دیگرش ساز و دهل مطربان.

«تنهای مقاوم در آب رود آبدیده می‌شوند، نه خزینه حمام. هیچ‌کس از دلی که غنج می‌زند توقع پُردلی ندارد. تا وقتی آوای سر خوشان؛ امان از این دل باشد، مردمان دسته‌دسته از قی و استفراغ می‌میرند و خم به ابروی صاحب دلی نمی‌آید...»

این یکی از آن دیالوگ‌های به‌یادماندنی هزاردستان است. کلماتی که تو را پرتاب می‌کنند به قلب تاریخ جایی که قهرمانان یک ملت آدم‌هایی با عبا و قبای ساده هستند. همان آدم‌های کوچه و بازار و من این بخش از تاریخ را عجیب ستایش می‌کنم.

اینجا لوکیشن خیابان لاله‌زار نیست! 

این حجم از تاریخ جایی گوشه ذهنم خاک می‌خورد تا اینکه چند روز پیش، گزارشی بهانه آن شد تا سنگفرش‌های بازار قدیمی و تاریخی جنت مشهد در محله جنت مشهد من را به فضایی برساند که تداعی همان تاریخ را می‌کرد. این فضا نه لوکیشن خیابان لاله‌زار در یک سریال تاریخی که حوضخانه کوچک و دنجی بود که در آن قرن‌ها تاریخ زندگی ایرانیان با تکه‌های کوچک تری به‌نمایش درآمده بود.

تکه‌هایی که یا یک لنگه جوراب پشمی از فلان ایل و طایفه بود و یا در گوشه دیگری در قالب ساز و دهل مطربان نمود می‌یافت. اسم این حوضخانه برای تداعی یک خاطره، «هزاردستان» گذاشته شده بود تا هر آنکه هوس تاریخ دارد، راه دوری نرود و سر کج کند داخل این بازار.

 

تکه‌هایی از ایران قدیم در حوضخانه هزاردستان دیده می‌شود

 

علایق خارجی‌ها، انگیزه‌ی یک ایرانی

وقتی از عباسعلی قومورلو صاحب حوضخانه هزار دستان در مورد تصمیم بزرگی که هنگام ساخت این حوضخانه گرفته می‌پرسم، مرا به بیش از ۳۰ سال پیش می‌برد، زمانی‌که مدیر رستوران یکی از هتل‌های سرشناس شهر بوده است و آنجا میزبان میهمان‌هایی می‌شده که از کیلومتر‌ها دورتر به کشورمان سفر کرده بودند تا جاذبه‌های آن را به‌چشم ببینند. یکی از علایق این چشم‌آبی‌ها و آن موبورها، پذیرایی ایرانی‌ها بوده است و این انگیزه وی را برای ایجاد حوضخانه‌ای که کنار غذای ایرانی، فرهنگ ایرانی را هم عرضه می‌کند؛ افزایش می‌دهد.

 

تکه‌هایی از ایران قدیم در حوضخانه هزاردستان دیده می‌شود

 

اهالی محله اشیای قدیمی‌شان را هدیه می‌کردند

اما این‌همه اشیای تاریخی و گرانبها یک‌باره چطور سر از هزارستان درآورده‌اند؟، قومورلو توضیح می‌دهد: وقتی هزاردستان ساخته شد، در و دیوار آن را اندک‌اندک با اشیای تاریخی پُر می‌کردم، این وسط بخشی از اشیای موجود را افرادی که برای بازدید می‌آمدند، به این مکان تقدیم کردند. او ادامه می‌دهد: اهالی همین محله جنت بعضی اشیای تاریخی و قدیمی را که در خانه‌هایشان داشتند، به هزاردستان هدیه کرده و حالا این مکان ترکیبی است از سنت‌های مختلف ایران، فرهنگ‌های هر خطه از آن و آداب و رسوم این مردمان.

اهالی محله بعضی اشیای تاریخی و قدیمی را که در خانه‌هایشان داشتند، به هزاردستان هدیه کردند

 

دست نوشته‌های خاطره

اما دفاتر یادبودی که درگوشه‌ای از هزاردستان قرار دارد، تلنگری است بر خاطرات این در و دیوار. دست خط توریست فرانسوی که نوشته؛ «در هزاردستان می‌شود مسافرت کرد بدون حرکت» یا آن میهمانی که بر حفظ فرهنگ ایرانی به‌قواره مصون نگه داشتن همین حوضخانه‌ها تاکید کرده است.

 

*این گزارش اسفند سال ۹۰ در شماره هفت شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام