در کوچه ارگ خاطرههای نو و کهنه را میخرند و به کسانی که دنبال خاطره میگردند، میفروشند. اگر در این کوچه قدمی بزنی چیزهایی میبینی که شاید فقط در فیلمها دیده باشی؛ از رادیوهای لامپی «شاپ لورنز» آلمانی تا پیهسوز و آفتابهلگنهای مسی
علیاصغر آذری غیر از اینکه خبرنگار بود، قدیمیترین نمایندگی مطبوعات را در مشهد داشته است. او بعد از ۵۵ سال که از کار بازنشسته و خانهنشین شد همه خاطراتش را در مغازهای کوچک در بولوار طبرسی دوم گردهم آورد.
محمد حاجیپور از همان کودکی شروع به جمعکردن وسایل مختلف میکند؛ از سکه و اسکناس گرفته تا پوست آدامس، کتاب و مجلههای قدیمی. او حالا، بعد از سالها، یک مجموعه بزرگ از اشیای قدیمی دارد.
حمید ستودهنیا متولد۱۳۶۸ و تحصیلکرده رشته مکانیک است. او یک سال از عمرش را صرف رسیدگی به یک فولکس قدیمی کرده است تا بالاخره توانسته آن را به خودروی ایدهآلش برساند.
شاید بپرسید عشقفولکسیها را کجا میشود پیدا کرد؟ جواب این سوال دست ماست؛ پاتوق این جمع کوچک و متحد، یکی از صدها یا هزاران تعمیرگاه خودروی موجود در محله پروین اعتصامی مشهد است.
کریم کاظمی مجموعهدار فرشهای بلوچی میگوید: هر کدام از طایفههای بلوچ طرح و نقش مخصوص به خودشان را داشته اند و فقط همان طرح را روی دست بافته هایشان پیاده میکردند.
مغازه کلیدسازی محمود صاحبی یک موزه قدیمی است، او به ورزشکاران و واعظانی مانند جهانپهلوان تختی و احمد کافی علاقه دارد و سعی میکند هر چیز مرتبط با آنها را پیدا و در موزه خصوصیاش نگهداری کند.
رسول اسداللهی، ۳۸ سال شرح حال مردم را برایشان مینوشت.پیرمرد خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارد که بیشتر به سالهای جنگ و نامهنویسی برای رزمندگان برمیگردد.
محمدتقی پیمان مجموعهداری است که بیشاز ۱۶۰ ماکت خودرو اسباب بازی در مغازه فرش فروشیاش دارد؛ خودروهایی که از ۳۰ سال پیش خریدن آنها را شروع کرده است و همه کلاسیک هستند.
علیاصغر تجعفری، حاصل ۳۰ سال مطالعه روزنامههای مختلف را در قالب ۳۰ موضوع و بیشاز ۱۵۰ جلد، صحافی و گردآوری کرده است.
فاطمهسلطان غفوریان، ساکن محله حجاب که بازنشسته فرهنگی است و هرآنچه حاصل هنرِ دستِ اجداد پدری و مادریاش بوده و به دست او افتاده است، همچون گوهری نگهداری میکند.
وقتی خبردار میشدم کسی سماوری خاص دارد، آب دستم بود زمین میگذاشتم و سر قرار حاضر میشدم تا آن سماور را از نزدیک ببینم. گاه برای خریدش تا تاجیکستان و افغانستان هم میرفتم.
اینجا در دل یکی از فرعیهای محله پایینخیابان، کلکسیون ضبط و رادیو احمد عطایی نوشین قرار دارد و خودش میگوید «اگر از روی شناسنامه بخواهید بدانید، 72سالم است، اما خودم فکر میکنم 10سال جوانترم!» عطایی کسی است که کار جمعآوری کلکسیون ضبط و رادیو را از 40سال پیش و با دستفروشی شروع کرده است و حالا هم از عشقش به دستگاههای صوتی قدیمی میگوید.
محمد ابراهیم رحیمی میگوید: در تهران که مغازه ساعتسازی داشتم مردان بسیاری برای تزیین ساعتهای مچی خود با طلا و الماس به مغازه میآمدند. قیمت برخی از این ساعتهای الماس نشان با پول امروز به 200میلیون تومان و حتی بیشتر هم میرسید. برخی از این ساعتها به دلیل زیبایی و طراحی خاصی که دارند امروز به عنوان عتیقه در کلکسیونهای ساعت نگهداری میشوند.
سیدحسن موسوی مجموعهدار اشیای عتیقه است که با عشق به میراث کشورش تمام عزم خود را برای حفظ میراث ایران زمین جزم کرده است تا که شاید با جمع آوری این مجموعه عظیم از تاریخ ایران بتواند بذر هویت ایرانی و میراث کهن ایران باستان را در دلهای جوانان و نوجوانانی که روز به روز از فرهنگ خود فاصله گرفتهاند بکارد.
اگر برای آرشیوم میلیاردها تومان هم پول بدهند آن را واگذار نمیکنم. گاهی با خودم فکر میکنم آرشیوم را هم که بفروشم با پولی که به دست بیاورم میخواهم چه کار کنم. باز دوباره به سراغ خرید آرشیو میروم. هر کسی به چیزی اعتیاد دارد. یکی به سیگار، یکی به چای، یکی به خرید کردن، اعتیاد من هم به جمعآوری آرشیو است. روزی که مادرم به خواستگاری همسرم رفت و آنها پرسیدند داماد چه دارد؟ او گفته مال و منال خاصی ندارد. اما تا دلتان بخواهد کتاب و مجله دارد.