شورای حل اختلاف یک نفره محله جاهدشهر!
داستان ورود حجتالاسلام باهوش به محله جاهدشهرمشهد به حدود ۷ سال پیش برمیگردد، همان زمانی که یکی از بستگانش در این محله مهد کودک مروارید را تاسیس کرد و برای توسعه آن و انجام فعالیتهای فرهنگی، از باهوش خواست که پیشقدم شود و قامت فرهنگی این مهد را صفا بخشد.
ترک طلاب و سکونت در جاهدشهر
این شد که حجتالاسلام غلامحسین باهوش ۶۶ ساله، خانه و زندگیاش در محله طلاب را ترک گفت و خانهای در محله جاهدشهر تهیه کرد و اهل و عیالش را هم با خود به این محله آورد. زندگی در محله جاهدشهر آن هم برای کسی که روحانی است و نزدیکی با حرم برای او یک اولویت به شمار میرفته، اوایل خیلی سخت به نظر میرسید، اما این قضیه که ارتقای فرهنگی این محله میتواند اجر معنوی بسیار بالایی داشته باشد، تسکینی شد برای دل و روح آقای باهوش و خانواده وی که سختی دوری از حرم را فراموش کنند.
او از همان روزهای آغاز ورودش، عدهای را جمع کرد تا با کمکهای شهرداری، جهاد سازندگی و همچنین اهالی خیر، مسجدی بسازند تا بشود بزرگترین مسجد محله تا به اهالی خدمات داده شود و از این طریق، اجر کسانی که مدتها برای نماز خواندن، سختی تحمل کردند را با کمک برخی اهالی بدهند.
گرهگشای مشکلات اهالی محله
حجتالاسلام باهوش نه تنها به رضایتمندی خانوادهاش اهمیت میدهد بلکه با این هدف به این محله آمده تا گرهگشای مشکلات اهالی محله باشد. حالا که ۷ سال از آن روزهای آغازین ورودش به محله میگذرد و او در تمام این مدت، وظیفه اقامه نمازهای جماعت در مجتمع فرهنگی محوری محله که همان مسجد امام خمینی است را بر عهده دارد، با عده زیادی از اهالی آشنا شده و آنها از حل مشکلات گرفته تا هر چه از شهرداری در مورد نیازهای محله میخواهند را به او انتقال میدهند تا او واسطه شود و مشکلات را در حد توانش حل کند که نمونه آن هم رایزنیهایی برای بازگشایی میثاق ۴ به جاهد شهر است که زمان زیادی به اتمام این پروژه نمانده است.
خیلیها که مشکلی با همسر، صاحبخانه یا هرکسی دیگر دارند به او مراجعه میکنند تا او فیصله دهنده آن ماجرا باشد
شورای حل اختلاف محله
نزدیکی و یکدلی این روحانی با اهالی محله تا آنجایی است که حاجی شورای حل اختلاف محله هم محسوب میشود و خیلیها که مشکلی با همسر، صاحبخانه یا هرکسی دیگر دارند به او مراجعه میکنند تا او فیصله دهنده آن ماجرا باشد. خاتمه کلام مان میشود روزهای زیادی که حاجی به سفارش برخی از اهالی که مشکلی داشتند پای منبر رفته و درسهایی از شیوه زندگی خوب و دینی را به مردم آموخته و خیلی وقتها از همان گوشه کنار منبر شنیده که حرفهایش مانند آب خنکی بوده برای فروکش دوریها و قهر که خودش میگوید: همین برایش به اندازه چند بار رفتن به زیارت میارزد...
*این گزارش آذر سال ۹۰ در شماره ۴ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.