کد خبر: ۱۴۱۲۷
۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
تلاش جانباز محله ایثارگران برای ارتقای کتاب‌‌های جنگی

تلاش جانباز محله ایثارگران برای ارتقای کتاب‌‌های جنگی

سید علیرضا مهرداد، جانباز و مدرس محله ایثارگران در مدت ۵۲ ماه حضور در جبهه دو بار مجروح شده است. او این‌روز‌ها فعالیت‌های فرهنگی مانند داوری جشنواره کتاب و کارشناسی تألیف بنیاد حفظ آثار را بر عهده دارد.

نیلوفر جعفرزاده| گوشه گوشه شهرمان در هر محله و کوچه و خیابان کم نیستند دلاورمردانی که عاشقانه داشته‌هایشان را در طبق اخلاص گذاشتند و چندین و چند سال پیش برای سربلندی این آب و خاک به جبهه رفتند. هنوز هم اگر خوب به اطرافت نگاهی بیندازی عطر نفسشان را استشمام خواهی کرد. یکی از این دلیرمردان هم محله‌ای ما در ایثارگران است. همسایه‌ای که بسیاری او را به خوش‌نامی می‌شناسند. سیدعلیرضا‌مهرداد را بیشتر بشناسیم.

 

دوبار مجروحیت تخریبچی عملیات نصر

سیدعلیرضا مهرداد متولد ۱ تیر ۱۳۴۵ است. او ۱۱ سال است که در محله ایثارگران در منطقه ما ساکن شده است. نوروز سال ۱۳۶۱ به کردستان اعزام و در مدت ۵۲ ماه حضور در جبهه دو بار مجروح می‌شود، از درصد جانبازی خود سخنی به زبان نمی‌آورد، زیرا معتقد است که درصد جانبازی‌اش آن‌قدر ناچیز وبی‌اهمیت است که نباید گفته شود.

او در عملیات خیبر، مسلم‌بن‌عقیل، بیت‌المقدس ۱ و ۲، نصر ۸ و... نقش داشته است و این‌روز‌ها داوری جشنواره کتاب سال رضوی، داوری جشنواره نقطه اوج داستان‌های کوتاه بسیج، کارشناس تألیف بنیاد حفظ آثار و... از جمله فعالیت‌های او در زمینه فرهنگی است.

او بعد از معرفی خود این‌طور ادامه می‌دهد: نخستین عملیاتم که در آن مجروح شدم سال ۱۳۶۲ بود، عملیات دومم در ارتفاعات سلیمانیه عراق بود و در عملیات نصر ۸ که من تخریبچی بودم، دستم و لگنم مجروح شد. ما تا سه ماه پس از قطعنامه هنوز در جبهه بودیم.

 

غیرتمندانه دفاع کردیم

مهرداد درباره انگیزه‌های جوانان آن‌روز‌ها برای رفتن می‌گوید: این‌که امروز بخواهیم در رابطه با انگیز‌ه‌های آدم‌هایی که آن‌روز‌ها به جبهه رفته‌اند سخن بگوییم، کار سختی است، اما انگیزه‌های متعددی تأثیرگذار بود. علاوه بر فراخوان و دعوت امام یکی از انگیزه‌ها و دلایل اصلی، غیرت بچه‌ها بود که آنان را روانه می‌کرد، اخبار و وقایع وحشتناکی که از تعدّی و تجاوز به نوامیس پخش می‌شد جوانان ما را به‌حرکت در می‌آورد.

مرحله بعد انگیزه‌های دفاعی بود که در وجود همه موج می‌زد، اما نمی‌توان فضای ارزشمندی که آن‌روز‌ها در جبهه وجود داشت را نادیده گرفت و همین سبب می‌شد که بچه‌ها نمی‌توانستند شهرو محله را تحمل کنند و به زودی به جبهه باز می‌گشتند. وی در ادامه اظهار می‌دارد: افراد و رزمنده‌ها تا مدت‌ها پس از جنگ حسرت آن دوران را می‌خوردند و آن فضا برایشان تبدیل به بهشت و مدینه فاضله شده بود، خیلی‌ها نیز هنوز در آن فضا زندگی می‌کنند.

 

بعضی از افراد پیش از آنکه شهید شوند، شهادت در سیر و سلوکشان نمایان بود

شهادت؛ سلوکی عارفانه

مهرداد بیان می‌کند: وقتی به گذشته‌ام فکر می‌کنم از دوران جوانی‌ام راضی هستم در حالی‌که از دوران میا‌ن‌سالی خود تا این اندازه رضایت ندارم، آن دوران درست پس از انقلاب بود و بچه‌های ما دورانی سرشار از مشکلات اخلاقی را تجربه کرده بودند، اما آنها فضای جنگ را متحول کردند و ساختند، شهدا و جانبازان ما مانند دیگر جوانان احساس و عاطفه داشتند، اما راهی را انتخاب کردند که اجباری نبود.

وی در ادامه می‌گوید: بعضی از آدم‌ها در جبهه پیش از آنکه شهید شوند، شهادت در سیر و سلوکشان نمایان بود، آنان دیگر روی زمین راه نمی‌رفتند، این افراد به مرحله‌ای از تزکیه می‌رسیدند که برای دیگران نیز مشخص بود.

مهرداد عنوان می‌کند: خیلی زودتر از این‌که ما متوجه شویم جبهه فرق کرد و دشمن تغییر موضع داد، میدان علم و فرهنگ، جبهه اصلی شد و بچه‌های رزمنده احساس کردند باید در جبهه دیگری وارد شوند. وی بیان می‌کند: از سال اول راهنمایی درگیر انقلاب و سپس جنگ شدم و درس را رها کردم، اما سال ۱۳۶۷ دوباره شروع کردم و حالا در دانشگاه علمی کاربردی مشهد تدریس می‌کنم. تا کنون ۱۰ کتاب درباره زندگی شهدا نوشته‌ام.

 

چند جرعه خاطره

مهرداد درباره خاطرات خود در دوران جنگ تحمیلی اذعان می‌دارد: برای حضور در گردان تخریب به لشکر ۵ نصر رفته بودم، هنگام اذان صبح بیدار شدم و خوشحال از این‌که قبل از اذان بیدار شدم و می‌توانم پیش از دیگران به عبادت بپردازم، اما هنگامی که از جایم بلند شدم دیدم آسایشگاه خالی است و من آخرین نفری هستم که بیدار شدم، آن لحظه از خودم خجالت کشیدم.

مهرداد در پایان درباره خاطره دیگری از دوران حضورش در جنگ می‌گوید: علی اکبر اسماعیلیه دانش‌آموز بود و بر خلاف میل باطنی‌اش او را برای آزمون کنکورش به مراغه فرستادم، اعلام نتایج و قبولی او در دانشگاه پس از خبر شهادتش آمد، او رزمنده‌ای بود که در شب‌های قدر مجوز شهادتش را گرفت.

 

این گزارش شنبه ۲ دی ۱۳۹۱ در شماره ۳۶ شهرآرامحله منطقه دو منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام