احترام نظامی سوگواران حسینی در حرم امام رضا(ع)
رامین رامیننژاد،نویسنده کتاب «تاریخ لشکر خراسان»| از دیرباز، نقش مذهب در تقویت روحیه نظامیان کاملا آشکار بوده است. اسناد حضور روحانی در قشون ایران، به دوره نادرشاه افشار میرسد. شاه افشاری در سال ۱۱۴۷ قمری از آستان قدس رضوی درخواست کرده است تعدادی روحانی شیعه دوازده امامی برای برقراری مراسم مذهبی کشتهشدگان جنگها به اردوی نظامی اعزام کند.
در این دوره هزینه خرید پارچه کفن، سِدر و کافور برای تدفین مقتولان از محل سیورغالات (عواید) آستان قدس رضوی تأمین میشده که قدیمیترین سند در این موضوع، مربوط است به قبض پرداخت مواجب شیخ موسی (روحانی قشون خراسان) که در ذیحجه سال ۱۱۴۷ قمری پرداخت شده است.
در دوره قاجاریه نیز برگزاری مراسم جشنها و سوگواریهای مذهبی در قشون خراسان رایج بوده است. در سندی به تاریخ ۱۳۲۷ قمری آمده است که برای انجام نورافشانی و آتشبازی به مناسبت جشن میلاد حضرت امام حسین (ع) از قورخانه (اسلحهخانه) توپخانه پادگان مشهد، مقداری باروت طبق روال سالیان قبل در اختیار مسئولان آستان قدس رضوی قرار داده شده است.
از ابتدای تأسیس ارتش نوین نیز مناصبی به عنوان «قاضی عسکر» و «واعظِ فوج» برای روحانیون در سازمان ارتش به تصویب رسیده است. این روحانیون توسط فرماندهان لشکر انتخاب و برای استخدام به وزارت جنگ معرفی میشدهاند.
بر اساس اسناد موجود، واعظین فوج نیز باید از روحانیون شیعه دوازده امامی بوده و از علوم شرعی آگاهی داشته و به تقوا و تدین معروف باشند. جایگاه اداری آنها نیز در حد فرمانده یگان تعیین شده بوده و لباس روحانیتشان نیز مشخصات ثابتی شامل لباس معمول روحانیون با دو سردست لباده سیاه و دارای دو نوار سبز رنگ به عرض یک سانتیمتر داشته است.
در اوایل اردیبهشت ۱۳۰۱ خورشیدی رضاخان، سردار سپه وقت، به سفارش سرلشکر حسینآقاخان خزاعی که فرمانده وقت لشکر خراسان است، کاشفالملک (سید کشفی) را به سمت قاضی عسکر در پادگان مشهد منصوب میکند. منصب او همردیف درجه سلطانی یا همان سروانی بوده و وظیفه پیشنمازی و مشاوره حقوقی دادگاههای نظامی لشکر خراسان را بر عهده داشته است.
بنا بر آنچه مانده است، وظایف واعظان فوج شامل هجده مورد بوده که میتوان به مراقبت از شیوعنیافتن منکرات مذهبی در میان نظامیان، گزارش موارد به مقامات مذهبی قضایی، حضور در محاکم نظامی به حسب دعوت رئیس اداره مذکور، همراهی با اردوهای نظامی در صورت لزوم، حضور در مراسم رسمی، بررسی تعلیمات فارسی و سواد افراد و انجام مراسم تحلیف (سوگند نظامی) اشاره کرد.
نیایش ویژه ۲۵ خرداد ۱۳۴۲
افسران و سربازان لشکر خراسان از گذشتههای دور در مراسم مذهبی و اجتماعات دینی شرکت میکردهاند. از جمله اینکه در دهه ۱۳۱۰ به دستور فرمانده لشکر خراسان، «مراسم سلام نظامی و نیایش» در اولین پنجشنبه هر ماه، با حضور حدود چهارهزار نفر از نیروهای لشکر در حرم امام رضا (ع) برگزار میشده است. این رویه ماهانه تا خرداد ۱۳۴۲ برقرار بوده، اما پس از وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و دستگیری آیتالله قمی و برخی دیگر از فعالان سیاسی و انقلابی، روابط بین دولت و مردم، و به تبع آن روابط بین نظامیان و مردم نیز به تیرگی گراییده است.
صبح روز ۲۵ خرداد ۱۳۴۲ که مصادف با دهم ماه محرم و روز عاشورای حسینی است، حدود چهار هزار نفر از کارکنان لشکر ۶ خراسان برای برگزاری مراسم سوگواری و ادای احترام نظامی در صحن عباسی (صحن سقاخانه) تجمع کرده و رو به بارگاه حضرت رضا (ع) در صفهایی منظم ایستادهاند. منبری چوبی مقابل ایوان طلا قرار داده شده است تا پس از مراسم و تشریفات نظامی، مردم و لشکریان از سخنان واعظ بهرهمند شوند.
سرلشکر مینباشیان پیشاپیش افراد لشکر ایستاده و با صدای موزیک و فرمان خبردار، احترام نظامی به عمل میآید. موقع سخنرانی واعظ فرا رسیده است، اما هیچ واعظی حاضر به سخنرانی نیست. روحانیون به نشانه اعتراض به دستگیری آیتالله قمی، از همکاری با ادارات دولتی و لشکری خودداری میکنند. در این زمان، سرلشکر مینباشیان به سرگرد بهرام کاشفزند میگوید: «میتوانی چند جمله درباره مناسبت عاشورا صحبت کنی؟»
سخنان زیبای بهرام کاشف زند در عاشورای سال ۴۲ درباره نهضت امامحسین(ع) نشان از شناخت دقیق دینی او دارد
در نهایت سرگرد کاشفزند که اطلاعات و مطالعات مذهبی خوبی دارد، در نزدیکی منبر میایستد و این جملات را از بلندگو بیان میکند: «به طور یقین، حسین (ع) یکی از سلحشورترین مردان عالم و دلاوری بینظیر بوده است. او در روز عاشورا و در صحنه نینوا، بزرگترین حماسه جاودان تاریخ بشریت را با پایمردی و رشادت به وجود آورد. جنگ میان یک مرد و یک لشکر، جنگ بین حق و باطل، میان خداوند روشنیها و دیو پلیدِ سیاهی و تباهی؛ و سرانجام خون بر شمشیر پیروز شد.
حسین (ع) به این گفته پدرش، شاهِ مردان حضرت علی (ع)، عمل نمود که فرموده بود: پیکار کنید و بگذارید به جای لکه ننگ، دامان پیراهن شما آغشته به خون گردد. پیکار کنید که مرگ در عزت و شرف هزار بار از زندگی در ذلت و ننگ شایستهتر است. حسین (ع) سلحشوری است که هرگز نمیمیرد تا جهان باقی است و تا در زیر این سقفِ نیلگون، انسانی زندگی میکند.
نام بزرگ، درخشان و پرافتخارش با خطوط طلایی در تاریخ زرین قهرمانان جاودان عالم به ثبت رسیده است و هرگز و هرگز از یاد نخواهد رفت. ما که امروز برای بزرگداشت روز عاشورا در این مکان مقدس و در کنار بارگاه ملکوتی حضرت رضا (ع) گردآمدهایم، در برابر این شهید بزرگ سر تعظیم فرود میآوریم و به روان تابناکش درود میفرستیم. درود بر روان پاک و خدایی توای حسین!ای سلحشورترین مرد عالم. به احترام آن حضرت، یک دقیقه سکوت میکنیم.»

اشعار عاشورایی یک پرستار پیشکسوت
بهرام کاشف زند سال ۱۳۴۸ پس از ۲۵ سال خدمت در ارتش با درجه سرهنگ دومی و هفت نشان علمی و نظامی بازنشسته میشود. او فرزند سرتیپ عبدالرحیم کاشفالملکزند است که نسل پنجم از خاندان کریم خان زند بود و پس از مشروطه ریاست نظمیه خراسان را داشت و در سال ۱۲۹۵ خورشیدی نیز به عنوان شهردار مشهد خدمت کرد.
بهرام کاشف زند سال ۱۳۰۶ در مشهد ولادت مییابد. او سال ۱۳۲۳ دوره پرستاری را در آموزشگاه پرستاری ارتش در تهران میگذراند و سپس در مشاغل «معاون بهداری هنگ» و «استاد طب رزمی» در بیمارستان ۵۵۰ مشهد انجام وظیفه میکند و حدود ۱۶۰ پزشکیار را آموزش میدهد. سخنان زیبایی که بهرام کاشف زند در عاشورای سال ۱۳۴۲ درباره نهضت امام حسین (ع) در مراسم نیایش لشکر ادا میکند، نشان از ذوق سرشار و شناخت دقیق دینی او دارد.
او بارها این طبع بلند و شناخت دقیق را با سرایش شعرهایی درباره عاشورا آزموده است، از جمله سال ۱۳۹۰ و مراسم عزای سالار شهیدان که در مسجد بیمارستان ۵۵۰ ارتش برگزار میشود.
فرازی از یکی از اشعار عاشورایی سرهنگ دوم بهرام کاشفزند:
در کربُبلا محشر کبراست، خدایا!
فریاد و فغان تا به ثریاست، خدایا!
جنگ یک مرد و یک لشکر نامرد!
یک مرد فداکار و یک لشکر خونخوار!
او جان خودش در ره اسلام فدا کرد
یک آتش جاوید ز اسلام به پا کردای عالمیان! آدمیان! نیک بدانید!
پیروزی شمشیر به خون، امر محالی است؛ خوابی و خیالی است
* این گزارش دوشنبه ۲۵خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۷۸۴ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.