میراثدار هنر هخامنشیان در مشهد
صفرتاصد کار را خودش انجام میدهد؛ طرح میزند، نقره را ذوب میکند، در قالب میریزد و ملیلههای ظریف و باریک را پیچوتاب میدهد و کنار هم میگذارد. سیدامیر هاشمیان هنرمند ملیلهکار ساکن مشهد است که این هنر بسیار گران و اصیل را با طلا و نقره انجام میدهد. آقاامیر با آثارش در نمایشگاههای مشهد، تهران و کشور اسپانیا شرکت کرده و یکی از آثارش، سال ۱۴۰۰ در مراسم تجلیل از هنرمندان، در نمایشگاه صنایع دستی در برج میلاد، مُهر اصالت ملی صنایع دستی را دریافت کرده است.
او حدود سیسال پیش، هنر ملیله را در زادگاهش، زنجان که مهد این هنر است، فراگرفت. حالا نزدیک بیستسال است که در مشهد سکونت دارد و اکنون جزو ساکنان محله کوثر است. هاشمیان را میتوان میراثدار هنری دانست که از دوره هخامنشیان وجود داشته است و نمونههایش را در موزهها میتوان مشاهده کرد. خودش میگوید تا جاییکه میداند و شنیده، در حال حاضر کسی در مشهد، هنر او را بلد نیست.

بافتن رشتههای نقره
میز کار سیدامیر هاشمیان ظاهرا خیلی ساده به نظر میرسد. چند انبر و قیچی و تعدادی رشتههای باریک نقره، تنها وسایلی است که روی میزش قرار دارد، اما همین که نمونه کارهایش را میآورد و مشغول کار میشود، چشمانمان برق میزند. ظرافت کارش قابل وصف نیست. رشتههای باریک نقره را مثل نخ در هم میتابد و روی کار سوار میکند.
او توضیح میدهد: ساچمههای نقره را که از بازار میخرم، خودم ذوب میکنم و بهصورت شمش درمی آورم. بعد شمشها را با چرخ نورد به صورت رشتههای مفتولی سایزهای مختلف درمی آورم.
او این رشتهها را بههم میتابد تا وقتی آن را روی کار میگذارد، بهتر به چشم بیاید. طرح را ابتدا روی کاغذهای شطرنجی میلیمتری میکشد. بعد آن را قالب میزند. روی سطحی فلزی، موم میگذارد و قالب را روی موم میزند. سپس رشتههای باریک نقره را طرح میدهد و در جاهای مشخصی که قالب زده، میگذارد. بتهجقه، برگ، پیچک، اشک، عمده طرحهایی است که در کارش دیده میشود. در هر طرح، چندین رشته در هم تابیده است. بهعنوان مثال درون یک برگ، پر است از رشتههای باریک کنارهمچیدهشده که برگ را پر میکند و به آن نقشونگار میدهد.
هاشمیان، نمونه کارهایش را میآورد و روی میز میگذارد؛ سرویس چایخوری، قندان، قاشق، بشقاب و کاسه پذیرایی، سنجاق سینه، کیف و... هر کدام را از جهات مختلف در دستمان میچرخانیم و ظرافتهایش را به نظاره مینشینیم.
کیفی که مُهر اصالت ملی صنایع دستی گرفت
او کیفی را که با ملیلههای نقره درست شده است، در دستش میگیرد و تعریف میکند: این را سال۸۴ که دخترم به دنیا آمد، به همسرم هدیه دادم. چون مربوط به تولد دخترم است، برایم خاطرهانگیز است. چند ماه با عشق برایش وقت گذاشتم.
هاشمیان سال۱۴۰۰ در نمایشگاه صنایع دستی در برج میلاد، مهر اصالت ملی صنایع دستی را برای این کیف دریافت کرده است.
این هنرمند درِ کیف را باز میکند و میگوید: جدا از ظرافتهایی که خود ملیلهها دارد، جوشکاریهایش خیلی سخت و ظریف است.
او به تاجی که بین آثارش است، اشاره میکند و میگوید: این را هم برای همسرم درست کردم. روز عروسی همین تاج را روی سرش گذاشته بود. بعد از آن، دوسهنفر دیگر هم برای روز عروسیشان این تاج را بردند و استفاده کردند.
این هنرمند به چالشهای زمان ساخت آثار اشاره میکند و میگوید: بعد از اینکه ملیلهها را روی موم چیدیم و تمام شد، روی کار را با مفتول، محکم میبندیم. روی آنها موادی میریزیم که درجه گرما را پایین میآورد؛ بعد به آن حرارت میدهیم تا موم باز شود.
به گفته او این مرحله یکی از حساسترین مراحل کارش است و اگر حرارت ذرهای بیشتر باشد، کار خراب میشود. بعد از این مرحله، دوسهبار کار را پرداخت میزنند.

حیرت اسپانیاییها از ظرافت هنر ملیله
وقتی از هاشمیان درباره طرحی که روی میز کارش است میپرسیم، میگوید: یک آینهشمعدان است به سفارش یکی از فروشگاههای برند مشهد. بعد هم توضیح میدهد که چطور قرار است آن رشتهها تبدیل به پایههای شمعدانی شوند.
او ارزش تقریبی این آینه شمعدان را حدود یکمیلیاردتومان برآورد میکند و میگوید: این هنر بهخاطر ظرافت زیاد و مواد اولیه گرانقیمتی که دارد (طلا یا نقره) بسیار گران است و عمده مشتریان آن، قشر مرفه جامعه هستند.
این هنرمند تأکید میکند: خیلیها پولدار هستند، اما هنرشناس نیستند. این آثار را کسانی خریداری میکنند که هم پولدار باشند و هم هنرشناس.
او که سابقه حضور در نمایشگاههای مختلف در تهران و مشهد را دارد، تعریف میکند: در یکی از نمایشگاهها یکی از بازدیدکنندگان پرسید قیمت این کار چقدر است. من هم گفتم صدتومن. منظورم صدمیلیونتومان بود، اما مشتری فکر کرد صدهزار تومان. بعدش که متوجه قیمت واقعی شد، متعجب بود که چرا اینقدر گران است. مدتی وقت گذاشتم و همه موارد را برایش توضیح دادم. بعد اینقدر شیفته این هنر شده بود که مدام حسرت میخورد که چرا در خانهاش از این نمونه ندارد.
هاشمیان با خنده ادامه میدهد: یک سال در نمایشگاه، بازدیدکنندهای که داشت پیچوخم کار را میدید، پرسید و گفت آقا شما اینها را مثل زولبیا درست میکنید. خندهام گرفت و گفتم نه اینها نقره است. بعد روش کار را نشانش دادم. کلی شرمنده شد و چندبار عذرخواهی کرد.
او از نوروز سال۷۶ که در نمایشگاهی در اسپانیا حضور داشته است، یاد میکند و میگوید: آنجا در حضور بازدیدکنندهها کار را انجام میدادم و بازدیدکنندههای خارجی بسیار از این موضوع شگفتزده میشدند.
به گفته خودش در آنجا مترجمی حضور داشته است و مدام به هاشمیان و همراهانش میگفته بازدیدکنندهها از اینکه این آثار با این همه ظرافت دارد با دست درست میشود، شگفتزدهاند.
یادگار زنجان در مشهد
هاشمیان توضیح میدهد: در کشور ترکیه هم هنر ملیله وجود دارد، اما به ظرافت ملیله ما نیست. حتی در اصفهان خودمان هم این هنر وجود دارد، اما آنجا هم به این ظرافت نیست.
او که اصالتا زنجانی است، میگوید: مهد اصلی این هنر شهر زنجان است و بیشترین ظرافت را ملیلههای زنجان دارد، بهطوریکه زبانزد است. او این هنر را در زادگاهش آموخت و بعد که به مشهد آمد، جزو معدود هنرمندان این عرصه در مشهد بوده و هست.
این هنرمند تعریف میکند: از ابتدا به کارهای هنری و دستی علاقه داشتم. حتی در دوران سربازی در اوقات فراغت ماکتهایی از خانه، ماشین، کشتی، قایق و... با چوب درست میکردم که خیلی پرطرفدار بود.
بعد از اتمام سربازی که در شهر زنجان دنبال کار بوده است، یکی از همسایههایشان که در این هنر دست داشته، او را به این عرصه دعوت میکند.
هاشمیان میگوید: سال۷۰ علیرضا لطفیرضایی من را به این سمت سوق داد. او با کریم ابطحی که استادکار این هنر شناخته میشود، کار میکرد. وقتی دید من به کارهای هنری علاقه دارم، گفت بروم و در رشته ملیله با ابطحی کار کنم.
وقتی هاشمیان برای یادگیری و کار در مغازه ابطحی مشغول به کار شد، برخلاف سایر شاگردها که ابتدا با دستسازههای کوچکی همچون سنجاق سینه شروع میکردند، او یک سرویس چایخوری دست گرفت.
این هنرمند تعریف میکند: وقتی سرویس چایخوری را درست کردم، خیلی خوب از کار درآمد و ابطحی آن را برای سفارشدهنده فرستاد. بقیه تعجب میکردند و میگفتند تو چطور توانستهای در اولین تجربه این کار را انجام بدهی.

ناشناخته بودن هنر ملیله در مشهد
هاشمیان طی چندماه، این هنر را فرامی گیرد و حدود ۱۰سال بعد یک مغازه دایر میکند. تا زمانیکه زنجان بوده، مشتری داشته. حتی هنر ملیله را روی زیورآلات طلا همچون دستبند و انگشتر، گوشواره و... پیاده میکرده و به فروش میرسانده است.
از سال۸۶ که ساکن مشهد شد، به قول خودش کملطفیهای بسیاری دیده است. او میگوید: مردم مشهد این هنر را نمیشناسند و ارزشش را نمیدانند؛ برای همین به آن بها نمیدهند.
این هنرمند عکسهایی در تلفن همراهش را نشان میدهد که آثار ملیله در قسمتهای مختلف منازل قرار دارند. او میگوید: در زنجان، مردم با این هنر انس دارند و در بسیاری از خانهها ظرفهای ملیله وجود دارد و با آنها پذیرایی میکنند، اما در مشهد اینطور نیست و هنوز این هنر ناشناخته است.
او از سال۹۵ تا ۱۴۰۲ در خانه ملک مشهد کار میکرده است و میگوید: خیلیها برای بازدید به آنجا میآمدند. حتی از شهرها و کشورهای دیگر بازدیدکننده داشتیم و این باعث میشد بیشتر این هنر را بشناسند.
به گفته خودش در خانه ملک هم بازدیدکنندهها محو ظرافت این هنر میشدند.
این هنرمند باز گلایه میکند از اینکه آنطورکه باید از او و هنرش حمایت نمیشود و با اینکه در حال حاضر جزو معدودهنرمندان این عرصه در مشهد و شاید تنها هنرمند آن باشد، هیچ حمایتی برای توسعه کار دریافت نکرده است.
او میگوید: این هنر جزو هنرهای ایران باستان است و از زمان هخامنشیان وجود داشته است.
هاشمیان که آثار ملیله را در موزه و کاخ گلستان تهران دیده است، تعریف میکند: در گذشته در کاخها و برای پادشاهان از ظرفهای ملیله طلا و نقره استفاده میکردند و اکنون نمونههای آنها را در موزهها میتوان مشاهده کرد.
این هنرمند ادامه میدهد: در کاخ گلستان که آثار ملیله را میدیدم، برایم حیرتآور بود که چطور آن زمان با کمترین امکانات و تجهیزات، چنان آثار باکیفیت و ظریفی درست میکردند.

حاضر نیستم از هنرم دست بردارم
هاشمیان میگوید: این سالها که قیمت طلا و نقره افزایش یافته است، بعضیها میگویند آثارت را با مس درست کن تا افراد بیشتری توان خرید آن را داشته باشند، اما من هیچوقت حاضر نشدهام این کار را انجام دهم. به نظرم، ارزش این هنر خیلی زیاد است و نباید آن را با کمتر از نقره درست کنیم.
وی تأکید میکند: این هنر نیاز به صبر و حوصله و دقت خیلی زیاد دارد.
به نظر او فقط عشق است که میتواند باعث شود یک نفر ساعتها پای این هنر بنشیند و خسته نشود.
هاشمیان شنیده است چندین سال پیش، چند نفری در مشهد، هنر ملیله را روی مس انجام میدادند، اما حالا مدتهاست که اثری از آنها ندیده، طوری که گمان میکند کار را کنار گذاشتهاند. میگوید: من هم حدود سال۸۹ بهخاطر نوسان زیاد قیمت نقره و کملطفیهایی که به این هنر میشد، کار را کنار گذاشتم و دوسهسالی وارد شغل آزاد شدم، اما اینقدر به این هنر علاقه داشتم که تاب نیاوردم و دوباره با وجود مشکلات فراوان، همین هنر را در دست گرفتم و دیگر حاضر نشدم رهایش کنم.
این هنرمند خیلی دوست دارد شاگرد داشته باشد و هنرش را به جوانان و علاقهمندان یاد دهد تا نسلبهنسل منتقل شود، اما ناشناختهبودن آن، کار را برایش سخت کرده و موجب شده کمترکسی به این سمت گرایش داشته باشد.
به نظر او چنین هنرهایی یکی از ابزارهای اصلی برای نشاندادن اصالت ایران و ایرانی به خودی و بیگانه است و باید بیش از این به آن بها داده شود.
* این گزارش چهارشنبه ۲۰خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۵ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.