روایت ۹۰ شب شور خودجوش اهالی سرشور
تکانخوردن پرچمهای سهرنگ کشور در تلألؤ نور سبزرنگ گنبدسبز جلوه دیگری دارد. زنان در یک سو و مردان در سوی دیگر میدان ایستادهاند و همراه با صدای بلندگو شعارهای حماسی سر میدهند. در گوشهای از میدان هم موکبی برپا شده است تا به دست شرکتکنندگان در اجتماع مردمی، چای و شربت بدهد.
بیش از نود شب است که اهالی و کسبه محله سرشور در میدان گنبد سبز حضور دارند تا بگویند راه رهبر شهید ادامه دارد و آنها همچنان پای آرمانهای نظام ایستادهاند.
از برپایی نمایشگاه کتاب تا تقدیر از ۲۰ معلم
مسئول بسیج بانوان مسجد امامصادق (ع)، جزو اولین افرادی بوده که پیشنهاد تجمع در میدان گنبد سبز را داده است. او میگوید: بانوان بسیجی پایگاه امامرضا (ع) مسجد امامصادق (ع) بعداز شهادت قائد امت اسلامی تصمیم گرفتند در محله سرشور مطابق بسیاری از نقاط شهر برای حمایت از آرمانهای نظام جمع شوند.
مریم فاتحی میافزاید: روزهای اول تعدادمان کمتر بود، اما بعداز چندشب وقتی اهالی و کسبه ما را در میدان میدیدند، خودجوش به جمعیت میپیوستند. کمکم پرچمها رسید و موکبی برپا شد تا پذیرایی نیز داشته باشیم.
او ادامه میدهد: هر شب در میدان از کودک و نوجوان تا پیرمرد هشتادساله حضور دارند؛ این نشان میدهد وقتی دل درگرو وطنت داشته باشی، فرقی نمیکند چندساله باشی.
فاتحی همچنین به ویژهبرنامههایی که تاکنون برگزار شده است، اشاره میکند و میگوید: سخنرانی جزو برنامههای هرشب اجتماع مردمی میدان گنبد سبز است که توسط حجتالاسلاموالمسلمین کیانی، امام جماعت مسجد حاجداداش، انجام میشود. در شبهای اعیاد، مولودیخوانی و پخش شیرینی و در شب شهادت ائمه اطهار، مدیحهسرایی برگزار میشود.
مسئول بسیج بانوان مسجد امامصادق (ع) یادآور میشود: مراسم روز معلم در میدان برگزار شد تا از بیستمعلم ساکن محله قدردانی شود؛ همچنین نمایشگاه کتاب برپا و در آن، کتابهای فرهنگی و عقیدتی به مردم معرفی شد.
هر شب در میدان از کودک و نوجوان تا پیرمرد هشتادساله حضور دارند
حضور خانوادگی در اجتماعات
همسر و دخترش در چندقدمی او ایستادهاند و پرچم میگردانند؛ خودش هم پرچمی در دست دارد ولی همه حواسش به جمعیت است بهویژه به افراد سالمندی که گوشه میدان روی صندلی نشستهاند تا مشکلی برایشان پیش نیاید. حمید رئیسی، یکی از اعضای کانون فرهنگی شهیدرئیسی است که از شب بعد شهادت قائد امت اسلامی در مراسم اجتماع مردمی حضور دارد. او میگوید: کانون شهیدرئیسی با مسجد امامصادق (ع) در محله سرشور همکاری دارد و از دو روز بعد از راه افتادن اجتماع مردمی در میدان سبز، توزیع پرچم را برعهده گرفتیم.
حمیدآقا به همراه خانواده در میدان حضور دارد؛ پدر، مادر، خواهر و برادرش هم هر شب درکنارش هستند و هرکدام از آنها در گوشهای خدمت میکنند؛ «برای سیستم صوتی، برادرم فعال است و برای پذیرایی، پدرم در موکب خدمت و چای و نذورات مردمی را توزیع میکند.»
او دلیل حضورشان بهصورت خانوادگی را عشق به ولایت و آب و خاک کشورش عنوان میکند و میافزاید: حضور ما در اینجا فقط یک هدف دارد؛ اینکه به دشمنان بگوییم ذرهای از عقایدمان کوتاه نمیآییم و راه رهبر شهیدمان همچنان ادامه دارد. ایران وطن ماست و آن را به دست اجنبی نخواهیم داد.

با تمام وجود پای کشورمان هستیم
یاسمینزهرا نازی، دهساله است. او همراه خواهر بزرگترش نازنینزهرا که سیزدهسال دارد حدود دو هفته است که به صورت خودجوش، غرفهای برای بچهها برپا کردهاند و خودشان آن را اداره میکنند. یاسمین میگوید: برای اینکه بزرگترها خیالشان از بچههایشان راحت باشد و از طرفی بچهها سرگرم شوند، در این غرفه به آنها کاغذ و مدادرنگی میدهیم تا نقاشی بکشند. یک شب هم عکس ترامپ را روی دیوار نصب کردیم تا بچهها با موشک کاغذی به آن بزنند.
یاسمین با همان زبان کودکانهاش توضیح میدهد: شبهای اول با پدر و مادرم پرچم تکان میدادم، اما کمکم من و خواهرم تصمیم گرفتیم کاری انجام دهیم که کمک بزرگترها باشیم؛ به همین دلیل غرفه کودک را راه انداختیم.
او هر شب به میدان میآید حتی زودتر از خانوادهاش؛ «گاهی ممکن است مادرم نتواند همراه ما باشد؛ چون خانهمان همین نزدیکی است و بانوان پایگاه بسیج مسجد امامصادق (ع) ما را میشناسند من و خواهرم میآییم و در پذیرایی کمک میکنیم تا با این کارمان بگوییم که همیشه و با تمام وجودمان، پای کشورمان هستیم.»
داوطلب کمک برای پخت نذورات
خانمهای بسیجی دست به کار شدند و با همراهی یکدیگر پختوپز را در مسجد شروع کردند؛ البته دراینبین یکی از بانوان داوطلب شد تا آمادهسازی مواد و پخت اولیه را در منزلش انجام دهد. زهرا براتی اصالتا اصفهانی است و چهارسالی میشود ساکن مشهد شده است؛ «پخت غذا مانند آش رشته، عدسی، الویه و کوکو را در خانه انجام میدهم و سایر بانوان برای بستهبندی و توزیع حضور دارند.»
او ادامه میدهد: از همان شب اولی که به اجتماع آمدم، دلم میخواست کار متفاوتی انجام دهم. وقتی متوجه شدم مردم مواد اولیه پخت غذا را میآورند، داوطلب شدم که آشپز این مراسم باشم. با اینکه خودم هم بیشتر شبها در میدان هستم، هیچوقت از آشپزی احساس خستگی نکردهام.
پایبند به آرمانهای امام راحل
زن و مرد سالمندی در حاشیه میدان روی صندلی نشستهاند و هردو پرچم ایران را تکان میدهند. اشرف جبارپور و همسرش، بهمن زنوزی، با اینکه هردو پادرد دارند، بیشتر شبها در میدان حاضر میشوند.
اشرفخانم میگوید: زانوهایم را عمل کردهام و نمیتوانم زیاد روی پاهایم بایستم. همسرم نیز جانباز جنگ است و بهتازگی عمل قلب باز انجام داده ولی هردو ما وظیفه خود میدانیم هنگامیکه کشورمان به حضور ما در خیابان نیاز دارد، در صحنه حاضر شویم.
بهمنآقا که هرچند دقیقه، شعار «جانم فدای وطن» سر میدهد، میگوید: سالها در جنگ تحمیلی مقابل دشمن ایستادیم. ما همان ملتی هستیم که هیچگاه دربرابر خواستههای نامتعارف دشمنان سر خم نمیکنیم و به آرمانهای امام راحل و رهبر شهیدمان پایبند هستیم.
چیزی تا پایان مراسم باقی نمانده است که از بلندگو صدای رهبر شهید پخش میشود. در چشمان برخی از شرکتکنندگان اشک حلقه میزند. چندنفری که در حاشیه میدان درحال تماشا هستند، با شنیدن سخنان قائد امت اسلامی به جمعیت ملحق میشوند و به یکباره صدای حضار بلند میشود:ای رهبر شهیدم راهت ادامه دارد.
* این گزارش سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۱ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ منتشر شده است.