کد خبر: ۱۴۷۷۴
۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
خواهران دوقلوی رزمی‌کار

خواهران دوقلوی رزمی‌کار

سیده‌عسل و سیده‌غزل سیدرضایی، خواهران دوقلویی هستند که در خانواده‌ای ورزشکار بزرگ شده‌اند و ورزش را نه برای کسب مدال، بلکه برای سلامتی و لذتی که می‌برند، پیگیری می‌کنند.

دو دختر نوجوان، با ظاهر و صدایی مشابه رو‌به‌رویمان نشسته‌اند و به سؤالاتمان، پاسخ‌هایی هم‌زمان می‌دهند. سیده‌عسل و سیده‌غزل سیدرضایی، خواهران دوقلویی هستند که در خانواده‌ای ورزشکار بزرگ شده‌اند و ورزش را نه برای کسب مدال، بلکه برای سلامتی و لذتی که می‌برند، پیگیری می‌کنند.

امید‌های محله تلگرد، چهارده‌ساله و صاحب کمربند مشکی تکواندو هستند و هریک در تکاپوی آزمودن مسیر‌های مختلف برای انتخاب بهترین مسیر آینده است.

 

-میان هنر‌های رزمی، چرا انتخابتان تکواندو بود؟

غزل: برادرم، دخترخاله، دایی، پسرخاله و دخترعموهایم تکواندوکار هستند. ما هم رفتیم سراغ این رشته.

عسل: البته آن اوایل، به اصرار پدرم.

-چند وقت است مشغول هستید؟

عسل: چهار سال.

-بعد از این مدت تمرین، کدام ویژگی تکواندو برایتان جالب است؟

غزل: من مبارزه‌اش را دوست دارم.

عسل: اهل مبارزه نیستم و فُرم‌هایش برایم جالب‌تر است.

-فعالیت هم‌زمان هر دو در یک رشته ورزشی، روی پیشرفتتان تأثیری داشته است؟

غزل: بله، ما در باشگاه و خانه، حریف یکدیگر می‌شویم و با هم تمرین می‌کنیم.

عسل: در مبارزه‌ها، غزل بیشتر کتک می‌زند و من بیشتر کتک می‌خورم!

-رشته دیگری هست که تجربه‌اش کرده باشید یا دلتان بخواهد تجربه کنید؟

غزل: پدرم مربی فوتسال است. من و عسل از بچگی می‌رفتیم سر تمرین‌ها و تماشاچی بودیم. در این حدود چهار‌سالی که تماشاگر بودیم، این رشته را هم یاد گرفتیم و دوست داریم.

-چرا ورزش می‌کنید و تکواندو را تا کجا ادامه می‌دهید؟

غزل: طلای کشوری تکواندو را دوست دارم به دست بیاورم، اما اصل ورزش برایم هدف است و برای مدال، ورزش نمی‌کنم.

عسل: راستش من دیگر تمایلی به ادامه تکواندو ندارم. آزمون دان یک را که بدهم، این رشته را می‌گذارم کنار و می‌روم دنبال علاقه‌ام که ورزشی تیمی مثل والیبال است.

-وضعیت درسی‌تان چطور است؟

غزل: معدلم ۱۷.۵ است. مدتی دنبال رشته‌های اسم و رسم‌دار مثل پزشکی و وکالت بودم، اما الان مطمئنم دلم می‌خواهد هنرمند باشم. فعلا که پایه هفتم هستم، انتخابم معماری است.

عسل: من هم معدلم ۱۷.۵ است. به احتمال زیاد، رشته تربیت بدنی را انتخاب می‌کنم.

-از ابتدا با هم بودید. از اینکه انتخاب‌های متفاوتی داشته باشید و مسیر زندگی‌تان جدا شود، چه حسی دارید؟

عسل: غزل را دوست دارم. وقتی جایی باشم که او هست، انرژی می‌گیرم. با‌این‌حال اصرار ندارم که انتخابش، مثل من باشد.

غزل: نسبت به عسل، دو جور حس دارم. گاهی لج‌بازی‌های خواهرانه است و با خودم می‌گویم کاش اصلا تنها بودم، اما هیجاناتم که کم می‌شود، می‌بینم اگر عسل نبود، واقعا مزه‌ای نداشت زندگی‌ام. علاقه‌ام به کنار، من هم اصراری ندارم که تا همیشه با هم باشیم.

-از افتخاراتتان بگویید.

عسل: مسابقاتی که شرکت کردیم و مدال‌هایی که به دست آوردیم، یکی است؛ فقط رنگ‌هایش فرق دارد.

غزل: مثلا مسابقات دو انفرادی دانش‌آموزان ناحیه‌۵ مشهد، مسابقات تکواندوی جام رمضان در سال‌۱۴۰۳، مسابقات فوتسال آموزش‌و‌پرورش ناحیه‌۵ در سال‌۱۴۰۳ و مسابقات باشگاهی تکواندو در مشهد؛ من و عسل توی این مسابقات، مدال‌های طلا و نقره به دست آوردیم.

 

* این گزارش یکشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۵ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام