کد خبر: ۱۴۷۰۳
۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
شلوغی خانواده را شیرین می‌کند

شلوغی خانواده را شیرین می‌کند

زهراخانم می‌گوید: ما در خانواده پدرم پنج‌فرزند بودیم و خانواده همسرم هم ۹ فرزند بوده‌اند. هر‌دو خاطرات خوبی از چند‌فرزندی داشتیم. برای همین دوست داشتیم این حس خوب را بچه‌هایمان هم داشته باشند.

تصویر خانواده زاهدی بی‌شباهت به تصاویر ساختگی نیست؛ از همان‌هایی که مادر یک بچه را در آغوش دارد، به بچه دیگر با محبت نگاه می‌کند. پدر با یکی از بچه‌ها توپ‌بازی می‌کند و بچه‌های دیگر مشغول بازی یا درس‌خواندن هستند. همین‌قدر زیبا و صمیمی!

هر‌بار این تصاویر را می‌دیدم، گمان می‌کردم فقط تصویرش زیباست و در پس آن، کلی مشکل وجود دارد، اما گفت‌وگوی نزدیک با خانواده زاهدی، تصوراتم را عوض کرد. این زندگی با حضور پنج‌فرزند، مثل همان تصاویر ساختگی، آرام، گرم و دل‌نشین است، اما واقعی!

 

زوج خوشبخت دهه‌شصتی​

کافی است زنگ خانه آپارتمانی خانواده زاهدی در محله چهارچشمه را بزنیم تا صدای پای بدو‌بدوی بچه‌ها بلند شود. انگار دارند اسباب‌بازی‌هایشان را جمع می‌کنند تا خانه برای ورود مهمان آماده باشد. دقایقی بعد، در باز می‌شود. محمدحسن کلاس پنجم و محمد حسین کلاس سوم هستند، اما خیلی آقا‌منشانه جلو در حاضر می‌شوند و خوش‌آمد می‌گویند و با استقبال آنها وارد خانه می‌شویم.

خواهرشان فاطمه، کلاس هفتمی است و حلمای بیست‌ماهه را در آغوش دارد. تا زمان آمدن مادرش، او حواسش به خواهر و برادر‌های کوچک‌ترش هست و هم‌زمان در آشپزخانه، وسایل پذیرایی را آماده می‌کند.

حامد شش‌سال دارد. ماشین در دست، سلام می‌کند و به کنار برادر‌های بزرگ‌ترش می‌رود. هیچ‌کدام از بچه‌های این خانه نه‌تنها خجالتی نیستند، بلکه خیلی اجتماعی، مؤدب و مسئولیت‌پذیر به نظر می‌رسند. مادرشان، زهرا ریحانی که می‌آید، بچه‌ها به‌سمت آشپزخانه می‌روند تا هر‌کدام بخشی از وسایل پذیرایی را بیاورند. این زوج خوشبخت دهه‌شصتی، سال ۸۷ ازدواج کرده‌اند و حالا پنج‌فرزند قدو‌نیم‌قد دارند.

 

شلوغی شیرینی در خانواده زاهدی که به سختی‌هایش می‌ارزد

 

حس خوب چندفرزندی

زهراخانم می‌گوید: ما در خانواده پدرم پنج‌فرزند بودیم و خانواده همسرم هم ۹ فرزند بوده‌اند. هر‌دو خاطرات خوبی از چند‌فرزندی داشتیم. برای همین دوست داشتیم این حس خوب را بچه‌هایمان هم داشته باشند.

او ادامه می‌دهد: همسرم از اول گفت دوست دارد چند‌فرزند داشته باشد؛ من هم با این موضوع موافق بودم. خداراشکر اکنون هم پشیمان نیستیم.

وقتی نگاه می‌کنم می‌بینم باز برکت زندگی ما بیشتر از خانواده‌های کم‌فرزند است

او از یکی از بستگان نزدیکشان یاد می‌کند و می‌گوید: ایشان بعد از تولد اولین فرزندش، می‌گفت وقتی این بزرگ شود، بعد فرزند دوم را می‌آورم تا اولی کمک‌دستم باشد، اما حالا که من را می‌بیند، می‌گوید تو که بچه‌هایت تعدادشان بیشتر و پشت سر هم هستند، کمتر اذیت می‌کنند و بیشتر به درد خودت و یکدیگر می‌خورند.

 

به سختی‌هایش می‌ارزد

وقتی از او درباره سختی‌ها و مشکلات بچه‌داری می‌پرسیم، می‌گوید: نه اینکه بدون سختی باشد، اما خوبی‌ها و شیرینی‌هایش بیشتر است. وقتی بچه‌ها بیماری‌های ویروسی را با هم می‌گیرند سخت می‌شود، اما وقت‌های دیگر، آن‌قدر شیرینی دارد که به سختی‌هایش می‌ارزد.

بچه‌های زهرا‌خانم کمتر از بچه‌های تک‌فرزند یا دو فرزند، بد‌قلقی و دعوا دارند. او توضیح می‌دهد: وقتی مقایسه می‌کنم، می‌بینم هرچه بچه‌ها تعدادشان کمتر باشد، زحمتشان برای پدر و مادر بیشتر است. به نظر او وقتی بچه‌ها با یکدیگر بازی می‌کنند، در حین آن، خیلی مسائل تربیتی مثل مسئولیت‌پذیری، رعایت حق و حقوق دیگران، چگونگی رفع مشکلاتشان و‌... را یاد می‌گیرند.

او می‌گوید: بچه‌ها در خانواده‌های چند‌فرزندی، مستقل‌تر و مسئولیت‌پذیرتر بار می‌آیند. از طرفی همان‌طور‌که هم‌بازی هستند، در مسائل درسی و مشکلات، خودشان کمک‌حال هم می‌شوند و از این نظر زحمات کمتری برای پدر و مادرشان دارند.

زهرا‌خانم یکی از دلایل مهم برای فرزندآوری‌شان را عمل به توصیه‌های رهبر شهید عنوان می‌کند و می‌گوید: دو بچه آخر را فقط به خاطر توصیه‌های آقا آوردیم. گرچه خودمان هم بچه دوست داریم، اما توصیه‌های ایشان باعث شد خیلی جدی‌تر و مصمم‌تر به این موضوع نگاه کنیم.

 

شلوغی شیرینی در خانواده زاهدی که به سختی‌هایش می‌ارزد

 

از مشکلات اقتصادی نترسید

آقا‌محمدرضا زاهدی می‌گوید: خانواده‌هایی در اطراف ما هستند که فقط یکی‌دو فرزند دارند و اکنون در سن فرزندآوری نیستند. هر بار ما را می‌بینند، حسرت می‌خورند و می‌گویند اشتباه کردند که در زمان جوانی، تعداد بیشتری بچه نیاوردند و حالا در سن بالا، زندگی‌شان خشک و بی‌روح شده و تنها هستند.

او به گرمی ناشی از حضور خواهر، برادر، خاله، دایی، عمه، عمو و‌... اشاره می‌کند و می‌گوید: با کم‌شدن تعداد فرزندان، بسیاری از این نقش‌ها حذف شده است و به‌دنبالش حمایت‌های روحی و عاطفی این نقش‌ها هم وجود ندارد.

وقتی از او درباره مشکلات اقتصادی و تأمین هزینه‌های زندگی می‌پرسیم، می‌گوید: نه اینکه مشکلات اقتصادی نداشته باشیم. مشکلات هست و به‌ویژه در این دو‌سه‌سال اخیر بیشتر شده؛ اما این به‌معنای آن نیست که خانواده‌های کم‌فرزند مشکل ندارند. وقتی نگاه می‌کنم می‌بینم باز برکت زندگی ما بیشتر از آنهاست و همان خانواده‌های کم‌فرزند یا حتی مجردان و بی‌فرزند‌ها مشکلاتشان اگر بیشتر از ما نباشد، کمتر نیست.

آقا‌محمدرضا همیشه به دوستان و همکارانش توصیه می‌کند از مشکلات اقتصادی نترسند و به خاطر مسائل مالی، فرزندآوری را به تأخیر نیندازند. او تأکید می‌کند: اگر نگاه کنید، می‌بینید زندگی متأهل‌ها با وجود هزینه‌های بیشتر، زودتر از مجرد‌ها سروسامان می‌گیرد. بین متأهل‌ها هم زندگی آنهایی که فرزند بیشتری دارند، برکت بیشتری دارد.

 

آموختن مدیریت دخل و خرج از کودکی

تصور بچه‌های این خانواده، تفاوتی با پدر و مادرشان ندارد. آنها از اینکه با یکدیگر هم‌بازی هستند، خوشحال‌اند و به قول پسر‌ها یار‌های فوتبالشان جور است.

بین متأهل‌ها هم زندگی آنهایی که فرزند بیشتری دارند، برکت بیشتری دارد

محمدحسن و محمدحسین، در خرید‌های خانه کمک‌حال مادرشان هستند، به‌خصوص وقت‌هایی که پدرشان مأموریت است. به گفته زهرا‌خانم آنها با همین سن کم، تجربیات خوبی از خرید‌کردن دارند و موقع خرید اقلامی مثل میوه، می‌دانند چطور باید خوب و بدش را جدا کنند. حتی یک وقت‌هایی حواسشان به دخل و خرج خانواده هست و می‌دانند باید در بعضی هزینه‌ها صرفه‌جویی کنند.

فاطمه از داشتن مسئولیت‌هایی مادرگونه نسبت به خواهر و برادرهایش شادمان است و می‌گوید: بچه‌های خوب و حرف‌گوش‌کنی هستند. او درحالی‌که حلما را در آغوش دارد و هر از چند گاهی می‌بوسد و قربان‌صدقه‌اش می‌رود، می‌گوید: تا قبل از تولد حلما، خیلی ناراحت بودم که خواهر ندارم. الان خیلی از بودنش خوشحالم و خودم مواظبش هستم. اسمش را هم خودم انتخاب کردم.

فاطمه با همین سن کم خیلی خوب درک کرده است و می‌داند که خواهر و برادر تا آخر عمر به درد هم می‌خورند؛ برای همین هم مثل پدر و مادرش، چشمش را بر سختی‌های گاه و بی‌گاه حضورشان بسته و به گفته خودش از وجودشان لذت می‌برد و برایشان خواهری می‌کند.

 

* این گزارش چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۳ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام