کد خبر: ۱۴۵۷۶
۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
مهرآباد پر از باغ میوه و جوی آب بود

مهرآباد پر از باغ میوه و جوی آب بود

سیدحسین موسوی تعریف می‌کند: آن سال‌ها داخل کوچه مهرآباد‌۱۵، فضای خوبی برای فوتبال بازی‌کردن بود، چون عرض زیادی داشت. داخل حلب هفده‌کیلویی روغن سنگ می‌ریختیم و داخلش چوب می‌گذاشتیم و می‌شد تیرک دروازه‌هایمان.

سید‌حسین موسوی متولد و بزرگ‌شده محله مهرآباد است. خانواده او از زمانی در این محل ساکن شده‌اند که در هر کوچه محله مهرآباد ۴ یا ۵ خانه بیشتر ساخته نشده بود. او این محله را دوست دارد؛ چون همسایه‌ها هنوز هم حال و احوال مادر بیمارش را جویا می‌شوند. هنوز هم در کوچه چاق‌سلامتی به راه است و گرفتاری‌های روزمره، رسم دوستی و همسایگی را کم‌رنگ نکرده است.

اینجا همه خاطرات کودکی و نوجوانی سید‌حسین را شکل داده، از بازی‌های کودکانه گرفته تا رفاقت‌های قدیمی و ریشه‌دار که هنوز هم برقرار است. آن سال‌ها داخل کوچه مهرآباد‌۱۵، فضای خوبی برای فوتبال بازی‌کردن بود، چون عرض زیادی داشت. یادم است که داخل حلب هفده‌کیلویی روغن سنگ می‌ریختیم و چوب می‌گذاشتیم داخلش و می‌شد تیرک دروازه‌هایمان.

 

خاطرات شیرین سیدحسین موسوی با کوچه‌‌پس‌کوچه‌های محله مهرآباد گره خورده است

زمانی‌که بچه بودم، اینجا ابتدای خیابان مهرآباد‌۱۵، باغ خانواده نیازمندی بود. همه‌جور میوه و سبزی در آن می‌کاشتند. نگهبانش هم پیرمردی بود به اسم حاج‌خیرالله آنجا چاه موتوری هم بود که بعضی مواقع اجازه داشتیم در آن آب‌تنی کنیم. گاهی هم از روی ناآگاهی، میوه یا خیاری می‌خوردیم و خیرالله دنبالمان می‌کرد.

 

خاطرات شیرین سیدحسین موسوی با کوچه‌‌پس‌کوچه‌های محله مهرآباد گره خورده است

مدرسه دوران ابتدایی ما شهید‌لشکری نام داشت. یادم است پیرزنی نزدیک مدرسه ما مغازه داشت. جلو در مغازه‌اش گاری می‌گذاشت و روی آن لواشک و تمبرهندی و شکلات می‌چید و آنها را به بچه‌های مدرسه، نسیه و اقساطی می‌فروخت. از او خرید می‌کردم و روز بعد از مادرم پول می‌گرفتم و برایش می‌بردم.

 

خاطرات شیرین سیدحسین موسوی با کوچه‌‌پس‌کوچه‌های محله مهرآباد گره خورده است

جواد مهری، دوست قدیمی و به‌اصطلاح «برادرگفته» من است. مداح است و خانه پدری‌اش در کوچه سلمان‌۱۲ قرار دارد. دوستی ما با یک درگیری شروع شد. سر قضیه‌ای با هم یقه‌به‌یقه شده بودیم و وقتی سوء‌تفاهم برطرف شد، حالا ۲۰‌سال است که با هم دوست صمیمی هستیم.

 

خاطرات شیرین سیدحسین موسوی با کوچه‌‌پس‌کوچه‌های محله مهرآباد گره خورده است

‌ابتدای خیابان مهرآباد‌۱۳ جویی بود که آب زلال و خنک چاه موتور پرفشار از آن عبور می‌کرد. در روز‌های گرم سال، آب‌تنی در این جوی، جزو برنامه روزانه ما بچه‌محل‌ها بود.

 

خاطرات شیرین سیدحسین موسوی با کوچه‌‌پس‌کوچه‌های محله مهرآباد گره خورده است

مرحوم علی باقری، دوست صمیمی من بود که یک ماه قبل بر‌اثر برق‌گرفتگی در مراسم ضد‌صهیونیستی‌آمریکایی فوت کرد. در آخرین صوتی که برایم روی فضای مجازی باقی مانده است، گفت: «حداقل هر ۳۹ روز یک‌بار از دوستت یک خبر بگیر تا به مراسم چهلمش برسی.»‌

 

* این گزارش دوشنبه ۱۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۸ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام