رد خاطرات غلامرضا قدیریرضایی در کوچه وحدت ۱۹
برای ساکنان قدیمی کوچه وحدت ۱۹ هر پیچ کوچه و هر در رنگورورفته، روایتی در خود دارد که با خاطرات آنها پیوند میخورد. یکی از اهالی قدیمی پایینخیابان، غلامرضا قدیریرضایی است که از ۶۲ سال سکونتش در این محله میگوید.
«ابتدای این کوچه که ما به وحدت۱۹ جدید میشناسیم، خانه پدریام بود؛ خانهای ویلایی با حیاطی بزرگ که حوض و باغچه داشت. من در همین خانه به دنیا آمدم و تا سالها پس از ازدواجم، یعنی تا سیونهسالگی، اینجا زندگی میکردم. مادرم در این خانه روضه هفتگی داشت و همه اهل محل میآمدند. پدرم کشاورز بود. وقتی از سر زمین به خانه میآمد، از دوردست، همانطور که با همسایهها خوشوبش میکرد، به هرکدام میرسید، یک طالبی یا هندوانه میداد. بیشتر مردم قدیم همینطور دستودلباز بودند.

تنهاخانهای که تلفن داشت، منزل مرحوم حاجآقای گلکار بود. من در دو سال خدمت سربازی که در شهرهای مختلف مثل کرمان و اصفهان بودم، برای صحبت با خانوادهام به تلفن آنها زنگ میزدم. مرحوم گلکار رئیس هیئت مسجد موسیبنجعفر (ع) هم بود. خانوادهای مذهبی و محترم بودند. پدرم گاهی برای قدردانی از این همسایه قدیمی، از محصولات کشاورزی، بهخصوص گرمک، برایشان میآورد.

این ساختمان چندطبقه با نمای سنگی و امروزی در زمان کودکی من گرمابه بود. میگفتند حمام گاوی. چون قبلا در آن محل گاوداری بود. مادرم تعریف میکرد یکبار با خواهرم که بچه بود، به اینجا آمدند، اما وقتی برگشتند، خواهرم سردرد شدیدی گرفت و خیلی زود از دنیا رفت. مادرم دیگر دلش نیامد به آن حمام پا بگذارد. خودم هم دیگر نیامدم.

اینجا خانهای متعلق به آقای اسفراینی بود. به او آقای «تخممرغی» میگفتند، چون تخممرغ میفروخت. در عین حال، عطرفروش بود و به هرکسی میرسید، به او عطر میزد. هر سال شب شامغریبان، چیزی شبیه تابوت برای عزاداری امامحسین (ع) آماده میکردند و همه اهالی محل در همین نقطه جمع میشدند. این مراسم از مسجد محل شروع میشد و تا حرم امامرضا (ع) ادامه داشت.
* این گزارش پنجشنبه ۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۳۲ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.