عارفه کدخدا آموزش دانشآموزان را به اجتماعات شبانه پیوند زده است
ساعت به وقت قرار هرشب نزدیک میشود. جمعیت کمکم از گوشهوکنار محلهها خودشان را به اجتماع عظیم میدان فجر میرسانند. شور و شوق در چهره بچهها جور دیگری است؛ بچههایی که آرزو داریم از این روزهای جنگ و شبهای جمعشدنمان گرد هم، جز لحظاتی شاد و خاطرههایی خوش به خاطرشان نماند.
اجتماع مردمی طبرسی۴ در محله عباسآباد، هرشب میزبانی خوبی از کودکان و نوجوانان به عمل میآورد، بههمت خانم معلمی که نذر فرهنگیاش به مدتها قبل از شروع جنگ برمیگردد.
نذر فرهنگی یک فرهنگی
عارفه کدخدا معلم جوان و خوشفکر ناحیه یک است. ازآنجاکه رسالت معلمی را فراتر از بحث آموزش میداند، فعالیتهای پرورشی و تربیتی نیز به اندازه تخصص دبیریاش، یعنی زبان انگلیسی، برایش اهمیت دارد؛ «مدتها قبل از جنگ بهدلیل برآوردهشدن یک خواسته، نذری فرهنگی کرده بودم و درنظر داشتم فعالیتهای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان داشته باشم. با شروع جنگ و در همان شب اول پساز شهادت رهبر عزیز که در خیابان بودم، این فکر به ذهنم رسید که در همین ایام و در همین مراسم نذرم را ادا کنم.»
خانم معلم، در شبهای اول، هدیههای کوچکی برای عزاداران کوچک تجمعات خریداری کرد، تا اینکه به فکر راهاندازی یک مکان مخصوص کودکان و نوجوانان در حاشیه تجمع شبانه منطقه خودشان افتاد؛ «اولین مسئلهای که ذهنم را مشغول کرد، این بود که نذر فرهنگی من و کاری که میخواهم انجام دهم، نتیجه و خروجی مثبتی داشته باشد. اینطور شد که کارم را برای فراهمکردن یک مکان ثابت و اقدام به آموزش در حاشیه تجمعات شروع کردم.»

صف اول کار فرهنگی
کدخدا از دانشآموزان همراه و همکاران خوب خودش یاد میکند که در این مسیر بسیار کمک کردند؛ «از روز اول خرید هدایا و توزیعشان بین بچهها دانشآموز خوبم، زهرا نوری، همراهی میکرد. مدتی بعد هم به یکی از همکارانم، خانم چنارانی، پیغام دادم که در فکر انجام کاری هستم، اما از صفر و با دست خالی! فوری قبول کرد و با هم شروع کردیم به خریداری وسایل و ایدهپردازی.
در همین تجمعات، یکی دیگر از همکاران را هم دیدم که مشغول کاری بودند شبیه همان چیزی که خودم در ذهن داشتم و از او هم درخواست کردم با هم و درکنار هم باشیم و اینطور شد که تیم همکاران فرهنگی شکل گرفت. من همیشه معتقدم که معلمها باید در صف اول کار فرهنگی باشند.
همیشه معتقدم که معلمها باید در صف اول کار فرهنگی باشند
فرقی نمیکند در چه زمینهای آموزش میدهند یا تخصصشان چیست؛ مهم این است که هر معلمی نقش تربیتی و رشد و پرورش معنوی کودکان و نوجوانان را در اولویت فعالیتهای خود قرار دهد.»
پاتوقی برای کودکان و نوجوانان
سردر غرفه، نام «عصر قیام» نوشته شده است و داخل، تصاویر دانشآموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب بر دیوارها خودنمایی میکند. فضایی سرشار از شور نوجوانی و یاد قهرمانان این سرزمین شکل گرفته است. کودکان و نوجوانان اصلیترین مخاطبان این غرفهاند.
بخشی از فعالیتها را شاگردان خانم کدخدا مدیریت میکنند؛ یکی از آنها با دقت طرح پرچم ایران را با رنگ گواش روی صورت و دست بچهها میکشد، دیگری کنار کودکان روی صندلیهای کوچک نشسته و مشغول رنگآمیزی برگههایی هستند که در آن رهبر شهید کشور در حال سخنرانی هستند.
جمعی از دانشآموزان بزرگتر نیز کنار هم نشستهاند و با همفکری یکدیگر نامهای خطاب به رهبر شهید مینویسند و احساسات خود را روی کاغذ میآورند. فضای غرفه از حضور فعال، خلاقیت و همدلی کودکان و نوجوانان رنگ گرفته و حالوهوایی صمیمانه و پرجنبوجوش دارد.
* این گزارش یکشنبه ۲۳ فروردینماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۸ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.