آداب و رسوم عزاداری محرم در محلههای قدیمی مشهد
انسان به بنبسترسیده در بالا و پایین قیمت سکه و دلار، در نان و تخم مرغ، گاهی دلش میخواهد گریه کند؛ در عصر آهن و مدرنیته، حقا که گریه کردن سنت جاودان است. به محرم که میرسیم، انگار یکباره یادمان میافتد، چقدر عوض شدهایم، چقدر بد شدهایم؛ راستی چند وقت است سینه نزدهای؟ چند وقت است روضه نرفتهای؟
اصلاً یادت هست شبیهخوانی چطور اجرا میشود؟ اینها به کنار، چهقدر یاد کربلا بودهای؟ اینها را از خودم میپرسم و شرمنده اباعبدالله (ع) میشوم؛ شرمنده میشوم که سرک میکشم به کوچه پسکوچه سنتهای محله بالاخیابان و محله پایین خیابان مشهد، میروم بین هممحلهایهایم. در این سطرها از آیینهای عزاداری منطقهمان نوشتهام که اگر به فکرشان نباشیم، فرزندانمان اصالتشان را فراموش میکنند...
سینهزنی
سینهزنی، آشناترین شیوه عزاداری شهادت سیدالشهدا (ع) و یاران ایشان است؛ اگرچه این آیین در ابتدا آدابی انفرادی به شمار میآمده و بیشتر در میان اعراب رایج بوده است، امروزه، اما به عنوان سنت عزاداری گروهی ما ایرانیها هم شناخته میشود. سینهزنی همانند بیشتر آداب و آیینهای عزاداری، شهر به شهر و محله به محله متفاوت و گوناگون است.
در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آنکه روضهخوان، روضه را به پایان میبرد، نوحهخوان آهنگ نوحه سرمیدهد و ذکر میگیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته و به تعبیر سادهتر، آرامآرام و به صورت نشسته سینه میزنند تا جمعیت هماهنگ و مهیای شورگرفتن شود؛ مصیبتخوانی که اوج میگیرد، سوگواران حسینی بر سر و تن میزنند.
به محض پایان مصیبتخوانی، نوحهخوانی ازسرگرفتهمیشود، سینهزنها به نظم روی دو زانو مینشینند و دقایقی را نشسته به سینهزنی میپردازند، سپس بر روی دو پا ایستاده با زمزمه نوحهخوان بر سینه میزنند؛ در این نوبت، شیوه سینهزنی بستگی به جمعیت عزادار دارد؛ در جمعهای کوچکتر، سینهزنی به صورت واحد برگزار میشود، اما در جمعهای بزرگ و هیئتهای گسترده، سه دست سینه زده میشود که سه دست واحد، ثلاث و روبهقبله نامیده میشوند.
دست واحد، همان شیوه همیشگی سینهزنی است که در آن دو دست همزمان بالا و پایین رفته و بر سینه عزاداران مینشیند. در سینهزنی ثلاث، نوحهخوان آهنگ نوحه را تغییر میدهد و میاندار به فریاد، سنت «ثلاث» را اعلام میکند؛ به اینترتیب سینهزنها به سینهزنی سهتایی میپردازند، به این شیوه که در هر نوبت ابتدا دو دست و سپس هر دست را به تنهایی بر سینه میکوبند.
در چنین محافلی دستآخر یا دست روبه قبله بهنام حضرت ابالفضل (ع) اجرا میشود، به این شیوه که در این رسم، نوحهخوان تنها از حضرت عباس (ع) میخواند و میاندار نیز از آن حضرت دَم میدهد و عزاداران رو بهقبله نام آن حضرت را فریاد میزنند؛ سنت این است که میاندار، دستاول، به نام امامی دَم میدهد که نوحهخوان برایش مرثیه خوانده و دست آخر به هر ترتیب از آن ابالفضل عباس (ع) است. میان دار سینهزنی، پس از پیرغلام و رئیس هیئت، شخص دوم هیئت به شمار میآید و از این رو باید بیآلایش و فروتن و مردمی باشد و آشنا به اخلاق فتوت و جوانمردی.
زنجیرزنی
زنجیرزنی، از سنتهای عزاداری ایرانی به گونهای است که عزاداران با کوبیدن مجموعهای از رشتههای زنجیر بر کتفهای خود، رنج درونی از دستدادن بزرگان دین را با نمادی از رنج بیرونی، نمایش میدهند.
اگرچه عموم زنجیرزنان در دیگر مناطق کشور مراسم زنجیرزنی را در دستههای زنجیرزنی در خیابانها اجرا میکنند، مردم اصیل مشهد که بیشتر در منطقه ما زندگی میکنند، شیوه دیگری در زنجیرزنی دارند؛ مشهدیهای اصیل، در خیابانها زنجیر نمیزنند بلکه هیئتهای محله ما در صفهای بههم پیوسته سینهزنی به خیابانها میآیند.
سنت زنجیرزنی در محلات ما به اینترتیب است که عزاداران پس از گردهمایی در حسینیه، بهصورت دایرههای تودرتو میایستند به گونهای که ابتدا در دایره نسبتاً گستردهای از عزاداران، حلقهای با حدود ده نفر شکل میگیرد و در میان این حلقه انسانی نیز، چهار پنج عزادار قرار میگیرند تا بهاینترتیب به طور هماهنگ به زنجیرزنی بپردازند. هیئتهای زنجیرزنی به هیئتهای «دیوانگان حسینی» معروفند و به استاد و پیشکسوت زنجیرزنی که در میان حلقه زنجیرزنی قرار میگیرد، نیز در اصطلاح «زنجیر دیوانه» گفته میشود؛ رسم است که زنجیرزنها آنقدر بر پشت و کتف خود میکوبند که دلشان بشکند و بغضشان باز شود.
روضهخوانی
روضهخوانی، آیین شفاهی عزاداری در فرهنگ ماست؛ اصطلاح روضه از نام کتاب «روضه الشهدا فی مقاتل اهل بیت (ع)» واعظ کاشفی برداشت شده است؛ کتابی که تا مدتها یگانه کتاب خواندن و شنیدن از مصیبت اباعبدالله (ع) و یارانش به زبان فارسی بوده است.
در اجرای مراسم روضهخوانی و ایام روضهخوانی، گوناگونی فراوانی در فرهنگهای مختلف بهچشممیخورد؛ مردم منطقه ما نیز همانند بیشتر مردم، به پاسداشت خون شهدای شریعت، سیزده روز آغاز محرم را به ترتیب، هر شب به روضه یک نفر از خاندان سیدالشهدا (ع) مینشینند: مسلمبنعقیل (ع)، حضرت زینب (س) (ورود کاروان حسینی به کربلا)، رقیه (س)، طفلان حضرت زینب (س)، عبداللهبنحسن (ع)، قاسم (ع)، علیاصغر (ع)، علیاکبر (ع)، ابالفضل عباس (ع)، امامحسین (ع)، شامغریبان و مصیبت امام زینالعابدین (ع).
چند روز مانده به محرم، سر در بیشتر خانههای محلهما، پرچمهای سبز و سرخ و سیاه به نشانه عزا بالا میروند
دیگر آیینها
اگر تعدد آیینها و سنتها را پایانی نیست، عمر سنتها، اما به معرفت و همت ما مردم وابسته است؛ از کمهمتی ماست یا بیبنیادی روزگار، بسیاری از آیینهای عزاداری محله ما رو به فراموشی میروند.
مقتلخوانی، آیین نیکوی ذکر مصیبت بر اساس کتابهای مقتل است؛ سنتی که به خواندن «روضه» از روی مقتلی خاص محدود شده است تا دهها و صدها مقتل عزیز دیگر را به فراموشی بسپاریم. منقبتخوانیها جای خود را به مداحی دادهاند؛ کنار هیچ کوچه و خیابان و قهوهخانهای جایی برای پردهخوانی نمانده است؛ با اینحال هنوز هم نزدیکیهای محرم که میشود، بوی اسپند است که در کوچه کوچه محله ما بلند میشود و صدای سینهزدنها و زنجیرزدنهاست که به گوش میرسد؛ هنوز هم چند روز مانده به محرم، سر در بیشتر خانههای محلهما، پرچمهای سبز و سرخ و سیاه است که به نشانه عزا بالا میروند و کوچه را آذین غم میبندند. کاش سنتهایمان را فراموش نکنیم و کاش، سنتهای فراموش شدهمان را بهیاد آوریم...
تعزیه(شبیه خوانی)
شبیهخوانی و تعزیه گردانی، روی دیگر روضهخوانی است؛ نشان دادن آیین و سنت به شیوه نمایش و نه تنها به گفتار؛ فرو رفتن شبیهخوان در نقش و لباس جبهه خیر و شر؛ همین هم از فراگیری شبیهخوانی نسبت به روضهخوانی کم میکند و درعوض جذابیت آن را بیشتر میکند؛ دشواری کار شبیهخوانی، باعث شده که روزبهروز از دایره هنرمندان این شیوه سوگواری کاسته شود و اگر همینطور پیش برود، بعید است فرزندان ما آنقدر خوششانس باشند که بتوانند در کوچهو محلههای روزگار آینده، اثری از این هنر آیینی پیدا کنند.
کربلاییعلی غفوریان عشقی معروف به کلبعلیقُتُل، حاج حسن کفشدار توسی، استاد شهریار و مرحوم قندهاری از شبیهخوانهای معروف محله ما هستند که با رفتنشان، هنرشان را هم از ما دریغ کردهاند. اما اگر هنوز آنقدر عشق و شور در دلتان زنده هست که به شوق اباعبدالله (ع) پای دیدن و شنیدن شبیهخوانی بنشینید، آخرین شبیهخوان محله ما.
حاج غلامحسین ثابت، هر شب سهشنبه در بیتالجواد (ع) خیابان نوغان ۶ آیین شبیهخوانی برپا میکند. خبر خوبتر اینکه، این مراسم در ده شب اول ماه محرم هم برپاست؛ ظاهراً در روز عاشورا هم قرار است در حسینیهکرمانیهای محله نوغان، آیین شبیهخوانی برپا شود؛ با کوچکترها بیایید که سنتها را فراموش نکنند.
شام غریبان
شب عاشوراست؛ غم از دست دادن حسینبنعلی(ع) کم نیست که خیمههای خاندان او را هم آتش میزنند و همه را حتی، بیماران و کودکان و زنان را به اسارت میبرند. غم آنقدر بزرگ هست که از پس هزارهها همچنان شعله بکشد در آتش شمعهایی که عزاداران روشن میکنند.
هممحلهایهای ما در شام غریبان حسین(ع) در کوچه و خیابانهای محلهمان شمع روشن میکنند و هیئتیها، منزل به منزل، سوگ به سوگ، یاد یتیمان حسین(ع) را زنده نگه میدارند. در شب شام غریبان امام(ع)، بیشک محله ما به زیباترین چراغانی دنیا تبدیل میشود، وقتی تا چشم کار میکند چراغهایی است که در فراق یار میسوزند.
حسینیههای منطقه ما به آبگوشت شبهای پنجشنبهشان معروفند و دیگهایی که از فرط فراوانی نعمت، در آتش سالیان سوختهاند و به «دیگ سیاه» معروف شدهاند
نذری پزان
معروف است که در محله ما، هیچکس در ماه محرم سر گرسنه به بالین نمیگذارد و این از نعمتهای ماه امام حسین (ع) است و همت مردم محل که از اطعام در و همسایه در این ماه کم نمیگذارند. حسینیههای منطقه ما به آبگوشت شبهای پنجشنبهشان معروفند و دیگهایی که از فرط فراوانی نعمت، در آتش سالیان سوختهاند و به «دیگ سیاه» معروف شدهاند؛ دیگ حسینیههای محل، ده شب اول محرم را هم میجوشد و کاسههای آبگوشت است که در دست مردم میچرخد.
روزهای دیگر ایام عزا، زنگ خانهها بیشتر برای تحویل نذری «قیمه پلو» زده میشود و ایام ویژه مانند روز عاشورا و روز اربعین هم «شله مشهدی» است که به دست زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) قوت عزاداران حسینی میشود. این غذا به عنوان معروفترین نذری مشهدی شناخته میشود و به جهت دشواری طبخ، نذری دادن آن به ایام خاص محدود میشود. در بیشتر ایام محرم، عطر خوش نذری کوچههای محل را بر میدارد و مردم محل، سوگواران را از آب و شربت و چای و غذا بینیاز میکنند تا مبادا عزادار امامشان، به تشنگی و گرسنگی سوگواری کند.
معروف است که دیگ حسینیه خالی نمیماند و اعتقاد عجیب هیئتیهای محل به این امر، ردخور نداشته است. نذر و نیازهای بیحد مردم اینطرف و آنطرف است که گوشت و برنج و روغن سفرههای حسینی را فراهم میآورد و باور مردم به این نذورات، همواره رونق سفرههای محرم محله را حفظ کرده است. مردم گاهی برای ادای نذر، نان خانگی میپزند و برخی هم گوشت قربانی نذری میدهند.
*این گزارش پنجشنبه، ۲ آذر ۹۱ در شماره ۳۱ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.
