مغازه فروشنده لوازم عزاداری، مثل یک هیئت است
عاشورا حال و هوای غریبی دارد؛ اصلا محرم آدم را بیقرار رفتن میکند. بیقرار مثل من که دلم میخواهد، بروم جایی که هیچ کجا نیست، اما بارها و بارها در کودکیهایم تجربهاش کردهام وقتی زیر چادر مادرم خیره میماندم به سایه بلند علم که روی شانههای ۵۰ساله عمو، سمت حرم را گرفته بود.
هنوز هیئتهایی را که از چهار طرف به چهارراه مقدم میرسیدند، خوب یادم هست و زنجیرزنان تکیه خاوریها که روی زمین دایرهوار مینشستند و زنجیر میزدند. آبی که در کاسههای طلایی دست به دست میشد، لبهای عزاداران را تر نکرده به آتش میکشید وقتی صدای نوحهخوان در ضرب سنج و شیپور تکهتکه ادا میشد که «دل میدهم گواهی غمهای کربلا/ جانم فدای غیرت سقای کربلا.»
وسایل عزا موجود است
در راسته خیابان طبرسی به سمت حرم که قدم بگیری، میرسی به حجره عبدالعلی براری که روی شیشهاش نوشته «وسایل عزاداری محرم موجود است»؛ رشتهها دلت را به زنجیر میکشد و چشمهایت با صدای خسته سنج میلرزد. طنین گرم سلامی، تو را به سمت صدا میبرد تا در سرمای روزهای آخر ذیحجه دلت را کبوتر کربلا کنی و خیره به سنجها بگویی: یادش بهخیر، چقدر دلم میخواست من هم یکی از اینها داشتم.
بیشتر زنجیرها را مهاجران افغانی میسازند، معمولا از جنس آهن یا برنج هستند
عبدالعلی براری پیر ۵۹ساله بازار طبرسی ۳۰سال است که خادم عزاداران حسین (ع) است. اهل طبس است و هیچوقت زنجیر نداشته، تنها در هیئت طبسیها بارها جوانیاش را عاشورا به عاشورا زائر حرم کرده و کنار دستههای عزا سینه زده.
دستی به رشته زنجیرها میبرد. نمیداند زنجیرزنی از چه سالی باب شده، اما مطمئن است قدیمها این رسم نبوده است. میگوید: قدیم مردم به جای زنجیر قمه میزدند. بیشتر عزاداریها هم در تکیهها با سینهزنی پیش میرفت؛ خیلی نرم و آرام. یکی میخواند و دیگران سینه میزدند و گل به سر میگرفتند.
نفسی بیرون میدهد و اضافه میکند: بیشتر زنجیرها را مهاجران افغانی میسازند، معمولا از جنس آهن یا برنج هستند. قیمت هر زنجیر نسبت به جنسش از ۱۵۰۰ تا ۵۰هزار تومان فرق میکند. زنجیر برنجی گرانتر از زنجیر آهنی است و هر چه پررشته و دانهریزتر باشد باز گرانتر خواهد بود.
بعد درحالیکه شیارهای روی دسته چوبی زنجیر را نشان میدهد، میگوید: چوبش را در خراطیها میتراشند و براساس قیمتش، رشته میزنند. الان اینجا هستند، اما میتوانید سازندگانش را در قلعهساختمان پیدا کنید، معمولا کارگاههای کوچک خانگی دارند که زنجیر را در آنجا شکل میدهند و میبافند.
«زنجیر مشتریهای خودش را دارد؛ از هند، پاکستان و افغانستان هم برای خرید به اینجا میآیند.» به این جمله که میرسد خاطرهای کامش را شیرین میکند و میگوید: یکسال عاشورا پیرزنی به مغازهام آمد و گفت که برای نوه انگلیسیاش زنجیر میخواهد.
خندیدم و گفتم: میخواهی از ایران زنجیر ببری، اصلا نوهات میداند امام حسین (ع) کیست؟ پیرزن درحالیکه از حرفهایم، ناراحت شده بود، گفت: اگر هم نداند من میروم و یادش میدهم که کربلا کجاست و امام حسین (ع) کیست. اصرار و اشتیاقش باعث شد یکی از زنجیرهای اعلای مغازه را که برای نوهام نگهداشته بودم، به او بفروشم.
چند ماه بعد همان پیرزن برگشت و عکسی را از کیفش درآورد و نشانم داد. نوهاش بود که در یک هیئت عزاداری در خیابانهای انگلستان زنجیر میزد. آنقدر از دیدن آن عکس به وجد آمده بودم که پول زنجیر را به آن پیرزن پس دادم و گفتم: شک نکن آن زنجیر هدیهای بوده که امام حسین (ع) میخواسته به دست نوهات برسد.
عَلم، حکم تاج عزا را دارد
هوا سرد است، بیرون مغازه چند کارگر مشغول وصل کردن زنگولهها به تیغههای عَلم و سرهم کردن آن هستند. همهشان کلاه را تا روی گوشها پایین آوردهاند و دستکش به دست دارند. جلوی کارگاه پر است از تکههای متفاوت علم، با پرهای رنگی و آن سه تیغه کوچکش که جلوی مغازه هیبت خاصی به شکل و شمایل آن داده.
آقای براری حرف را از زنجیرها به سمت علم میبرد و میگوید: علم را در تهران و مشهد (خیلی کم) میسازند. بدنهای عریان است که با روی هم قرار گرفتن دو آهن بلند به شکل علامت (+) در میآید. مشخصترین قسمت علم، تیغههایش است؛ همان تیغههایی که اسم ائمه (ع) روی آن حک شده و از جنس فنر آلمانی است. متاسفانه نوع ایرانیاش مرغوب نیست، چون حالت فنریاش را زود از دست میدهد.
گوشه در ورودی کارگاه هم، مجسمههای فلزی گوزن، طاووس، شیر، گنجشک و کبوتر روی هم انباشته شده و در صف انتظار برای علمسواری هستند؛ براری که سمت نگاهم را دیده میگوید: میدانید که اینها مینشینند روی نوک تیغه.
پرهای رنگی عاشورا
علمها را در کارگاه آهنگری میسازند و قیمتشان با هم متفاوت است. علم را با دو میلیون تومان هم میتوان جمع کرد وگرنه قیمت آن گاهی تا ۱۵۰ میلیون تومان هم میرسد. علمهای ساده ۱۵تا ۱۷ تیغه دارد که کار دست نیست و ساختشان راحت است، اما تیغهها که بیشتر شود، نوع علم فرق میکند.
علم را با دو میلیون تومان هم میتوان جمع کرد وگرنه قیمت آن گاهی تا ۱۵۰ میلیون تومان هم میرسد
این ادامه حرفهای حاج عبدالعلی است که زمانی علمساز ماهری بوده و دستی در این کار داشته. میگوید: علمها در نوع ساده و شبکهای ساخته میشوند. شبکهایها که مشبک و توریمانند هستند، بهصورت دستی ساخته میشوند و گرانترند.
برای مثال یک علم ۱۷تیغه شبکهای ۲۰میلیون تومان هزینه میبرد؛ ممکن هم هست علمسازی همین علم را ارزانتر یا گرانتر تمام کند. این بستگی به اجرت دست استاد علمساز دارد، چون ساخت این علم حدود ۶ماه تا دو سال زمان میبرد. اگر هم علم ساده و غیرسفارشی بخواهی، تیغههای آماده را روی هم سوار میکنند و خیلی ارزانتر تمام میشود. حالا وقتی است که علم باید تزیین یا به قول اهل حرفهاش بسته شود، جلوپوش علم پارچهای است که معمولا اسم ائمه (ع) روی آن نقش بسته و با پارچههای نوارمانند تزیین میشوند.
پارچهها را که وصل کنی، نوبت پرهای سرخ و سپید و زرد است که روی تیغهها قرار بگیرند؛ روی هر تیغه سه پر نصب میشود؛ یعنی یک علم ۱۵تیغه، ۴۵تا پر میخواهد. به قول آقای براری علم، حکم تاج مجلس را دارد، بسته که میشود، قسمت اعظم کار هیئت تمام شده و باقی اسباب اهل عزا خود به خود جور میشوند.
از سجادهفروشی تا علمداری
چند مغازه پایینتر حاج محمدحسن استیلی پیرمرد۸۰ساله راسته بازار طبرسی نشسته است. ۱۵سالی میشود از سجادهفروشی به این حرفه رو آورده و او هم مثل خیلی از قدیمیهای اینجا حواسش یاری نمیکند تا از محرمهای قدیم بگوید. تنها وقتی از او میپرسم کسب و کار شما کساد است یا بهرونق، بغض میکند و میگوید: بساط عزای حسین (ع) هیچوقت کساد نمیشود.
میان همین حرفها نگاهم گوشه دیوار روی کمربندها گره میخورد؛ آقای استیلی میگوید: اینها کمر علم هستند که به آن «کماج» میگویند. علم دار، کماج را به کمر میبندد و پایه علم داخل کاسه کمربند قرار میگیرد و باعث جلوگیری از فشار و آسیب به کمر میشود.
آنطور که این همسایه ثامنی میگوید، قیمت کماج بسته به جنسی که دارد، متفاوت است. نوع برزنتی آن ارزان است که البته امکان پاره شدن و آسیب رساندن به بدن را دارد، اما نوع چرمی و مرغوب آن معمولا از چرم شتر و گاو دوخته میشود.
سنج، ساز عاشورایی
بعد دستی سمت سنجها میبرد و اینطور ادامه میدهد: سنج چیزی شبیه سمبال است و جزو سازهای همراهیکننده به شمار میرود و به دلیل ایجاد صدای لرزشی، استفاده از آن در ماه محرم متداول است. سنج در کارگاههای ریختهگری ساخته میشود و معمولا از اراک به مشهد میرسد.
در این مغازه عاشورایی طبلها هم شکوه خاصی دارند. حاج محمدحسن آقا میگوید: جنس بدنه طبل معمولا از مس یا سفال است. روی کاسه این طبلها از پوست بز پوشیده شده و دو ترکه که به آن چوب میگویند، کوبههای این ساز را تشکیل میدهند. معمولا در تبریز ساخته میشود و بلندی آن به یک متر هم میرسد.
*این گزارش پنجشنبه، ۲ آذر ۹۱ در شماره ۳۱ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.

