کد خبر: ۱۴۳۷۸
۱۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰
رهبری وصیت شهید امینیان را برآورده کرد

رهبری وصیت شهید امینیان را برآورده کرد

شهید عبدالصالح امینیان وصیت کرده بود عکسش به دست امام برسد و ایشان هم برایش دو رکعت نماز بخواند. این موضوع محقق نشد تا زمانی که رهبری به منزلمان تشریف آوردند. او ادامه می‌دهد: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این خواسته شهید را برآورده کرد.

احمد پورمنفردی| می‌گویند ویژگی بارزش ایجاد روحیه تعامل و همکاری میان فارس و عرب و بزرگ و کوچک در منطقه جنگ بود. او فرمانده گردان محرم لشکر ۵ نصر و فرمانده سپاه دهلران و البته قبل از همه اینها، بسیجی مخلص امام و انقلاب بود. عبدالصالح امینیان را می‌گویم همان که خانه پدری‌اش چند کوچه آن طرف‌تر از خانه ما در محله بهشتی مشهد است و به گفته مادرش در مدت چهارسالی که در جبهه به سر می‌برد، تنها ۱۰۰ نامه و وصیت‌نامه‌اش را به عنوان یادگاری برای اعضای خانواده‌اش باقی گذاشت.

فخرطوسی منبعیان مادر ۷۳ ساله شهید عبدالصالح امینیان است. همان شهیدی که لااقل بچه‌های دیروز محل خوب می‌دانند که احترام خاصی برای پدر و مادر و بزرگتر‌ها قائل بود. «در مشهد هیچ‌کاری برای شهید نشده است». این نخستین جمله‌ای است که مادر شهید به زبان می‌آورد. او می‌گوید: وقتی عبدالصالح شهید شد، تمام شهر ایلام به احترام شهادتش سیاه‌پوش شده بود و مسئولان شهر برای عرض تسلیت به مشهد آمدند و حتی بعد‌ها تندیسی از این شهید، زیبنده مدارس، مساجد و تمام شهر ایلام و دهلران شد.

خیابانی را به نام شهید امینیان نام‌گذاری کنید

این مادر شهید گلایه دارد از اینکه حتی در مشهد یک خیابان هم به نام این شهید نام‌گذاری نشده است و می‌گوید: «عبدالصالح معنویت کار خود را با شهادتش ثابت کرد.» منبعیان در ادامه صحبت‌هایشان از خاطرات فرزندش می‌گوید. اینکه عبدالصالح در چهاردهم مهر ۱۳۳۸ در مشهد متولد شد، در خرداد ۱۳۵۹ دیپلم گرفت و در همان اوایل جنگ به عنوان نخستین نفر از خانواده بزرگ امینیان عازم جبهه شد.

 

قبل از تولد «عبدالصالح» نام گرفت

این مادر شهید ادامه می‌دهد: «ما کمی‌دیر صاحب فرزند شدیم. یک شب مادر بزرگم را در خواب دیدم. او مدت‌ها قبل فوت کرده بود و در خواب انگشتری به من داد تا در انگشت کنم. خواب را این طور تعبیر کردند که من فرزند خوب و صالحی خواهم داشت پس پدرش قبل از تولد، اسمش را «عبدالصالح» گذاشت.»

شهید امینیان اولین عملیات خود را به نام «محرم» در منطقه «بیات» و «زبیدات» به نمایش گذاشت

از او می‌خواهم کمی از خاطرات آن شهید در جبهه بگوید. با اندکی تامل می‌گوید: شهید امینیان با روحیه همبستگی که همیشه همراهش بود، موفق شد در سال ۱۳۶۱ گردانی به نام «گردان ۵۰۵ محرم» تشکیل دهد. اولین عملیات خود را به نام «محرم» در منطقه «بیات» و «زبیدات» با موفقیت و قدرت به نمایش گذاشت.

 

شهادت به خاطر کمک به همرزمان

اشک در چشمانش حلقه می‌زند، گویا خود او لحظه‌به‌لحظه خاطرات فرزندش را تجربه کرده است. در مورد نحوه شهادت عبدالصالح می‌گوید: مزدوران بعثی عراقی دو‌بار او را به اسارت گرفتند، اما هر دو بار به یاری برخی از رزمندگان موفق به فرار شد. ۱۰ مرداد سال ۱۳۶۲ عبدالصالح نیرو‌ها را به اول خط رساند.

درگیری سنگینی بین دو طرف ادامه داشت که ناگهان موشک دشمن به یک تانک خودی اصابت کرد. تانک در حال از بین‌رفتن بود که صدای «یا‌حسین (ع)» سرنشینان بلند شد. صالح خودش را به آنها رساند. دست یک نفر را گرفت و بالا آورد، دست دومین نفر را گرفته بود که تانک منفجر شد و پیشانی‌اش مورد اصابت ترکش قرار گرفت، دستش نیز جدا شد و سرانجام به دیدار محبوبش شتافت.

مادر شهید امینیان می‌گوید: فکر می‌کردم اگر یک مو از سر صالح کم شود، می‌میرم، اما وقتی فهمیدم شهید شده، گفتم: خدایا، شکرت که صبر دادی. خودش وصیت کرده بود که نباید گریه کنید. صالح واقعاً صالح بود.

 

تنها یادگاری شهید عبدالصالح امینیان ۱۰۰ نامه‌ای است که از جبهه فرستاد

 

وقتی رهبر به خانه ما آمد

مادر شهید امینیان در ادامه می‌افزاید: سال‌ها پیش در کوچه آیت‌ا... خامنه‌ای سکونت داشتیم، حدود ۱۰ سال قبل بود که رهبری به منزلمان تشریف آوردند. در آن روز و بعد از مدت‌ها شرایطی فراهم شد تا به وصیت عبدالصالح عمل شود؛ وصیتی که گمان نمی‌کردیم به این راحتی محقق شود.

زمانی که صالح برای دیدار با امام خمینی (ره) به تهران رفته بود به دلیل گم شدن پول و وسایلش مجبور شده بدون دیدار با رهبر محبوبش به مشهد بازگردد. این علاقه به دیدار رهبر باعث شده بود در وصیت نامه‌اش به علاقه‌اش به رهبر و امام امت اشاره کند. او وصیت کرده بود هر طوری هست عکسش به دست امام برسد و ایشان هم برایش دو رکعت نماز بخواند. این موضوع محقق نشد تا زمانی که رهبری به منزلمان تشریف آوردند. او ادامه می‌دهد: حضرت آیت‌ا.. خامنه‌ای این خواسته شهید را برآورده کرد و به نیابت از امام خمینی (ره) برای او دو رکعت نماز به جای آوردند.

سال‌ها پیش در کوچه آیت‌الله خامنه‌ای سکونت داشتیم، حدود ۱۰ سال قبل بود که رهبری به منزلمان تشریف آوردند

 

این لباس اعتقاد است

از او می‌خواهم خاطره ویژه‌ای از شهید برایم بگوید که این چنین پاسخ می‌دهد: در مراسم تشییع یکی از شهدا بود که او با دو انگشت نشان سپاه پاسداران را که بر روی سینه داشت، گرفت و گفت: «این لباس، لباس شغل نیست... این لباس، لباس کاسبی نیست، این لباس آرمان است... این لباس اعتقاد است.» پیکر پاک شهید عبدالصالح امینیان با همان لباس مقدس پاسداری در گلزار شهدای خواجه‌ربیع مشهد به خاک سپرده شده است.

 

*این گزارش سه شنبه، ۳۰ خرداد ۹۱ در شماره ۹ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام