منشی صحنه باید چشمی تیزبین و گوشی شنوا داشته باشد
این روزها با اینکه دیگر شاید مثل قدیمترها خانههامان بزرگ نیست، اما وقتی میخواهیم تعداد اعضای خانواده را بشماریم بهتر است همیشه از یک عضو دائمی که احتمالا بیشتر از همه ما در خانه حرف میزند نام ببریم؛ "تلویزیون".
آدمهای زیادی آمدند و رفتند و خواستند در جمع خانواده چیزهای دیگری مثل رایانه و اینترنت را جادهند، اما باز هم تلویزیون با قدرت باقی ماند بینمان و با سرسختی به همهمان فهماند که حالا حالاها قرار نیست جایش را از سهگوشه هال خانهمان عوض کند! به همین بهانه تصمیم گرفتیم گپی بزنیم با یکی از همین جوانهای هممحلیمان که از قضا اسمش را مدتهاست در تیتراژ اول فیلمها و سریالهایی که از جعبه جادویی پخش میشود، دیدهایم. آنقدردر منزل "ملیحه کوروشزاده" صفا و صمیت وجود دارد که خیلی زود خودمانی میشوم و صحبت را به کار میکشم.
-نمیتوانم حدس بزنم چند سالتان هست، اگر ممکن است خودتان توضیح کامل بدهید؟
با لبخند جواب میدهد: من متولد سال ۱۳۶۱ هستم و از همان ابتدا در محله کارمنداندوم بزرگ شدم و همیشه مردم متدین و مهربانش را دوست داشتهام.
-پس شما خیلی زود کارحرفهای را شروع کردید؟
بله، من از ۱۹ سالگی وارد عرصه هنر شدم و از ۲۱ سالگی بهصورت حرفهای با فیلم کوتاه "تعبیر یک خواب" ساخته حمید بهادری کارم را به عنوان منشی صحنه شروع کردم.
-آیا همیشه منشی صحنه بودید؟
بله، من با به دست آوردن چند تجربه کوتاه از فیلمنامهنویسی در تمام این ۱۱ سال یک کار منشیصحنه را انتخاب کردم و ادامه دادم.
(بهیاد سریال خوب عکاسخانه میافتم که همین چند ماه پیش شبهای خوبی را با آن سپری کردیم).
-در این مدت ۱۱ سال چند کار انجام دادهاید؟
سؤال سختی است! خوب خیلی زیاد. اما برای نمونه در سریالهایی، چون "خانه شمعدانیست" که بارها از شبکه استانی پخش شده است، "بچههای دهکده"، "آبی مثل آسمان"، "همراه سفید"، "عکاسخانه"، فیلمهای سینمایی همچون "تابستان طولانی"، "شهری که نمیخوابد" کار حسن آخوند پور، همینطور "هفت روایت" کار دکتر خزائی که در جشنواره فرانسه اکران شد و البته تعداد زیادی تله فیلم همچون "بلوریان"، "جایزهای برای او"، "آلونک"، "پنجمین نفر"، "نیمکتی برای دونفر" و "سوم شخص مفرد" همکاری داشتهام.
منشیصحنه باید نگاهی تیزبین برای دیدن جزئیات و گوشی حساس برای شنیدن صداها داشته باشد
-ما همیشه اسم منشیصحنه را در ابتدای تمام فیلمها پشت اسم گروه کارگردانی میبینیم، میشود برایمان توضیح دهید دقیقا منشیصحنه چه کاری انجام میدهد؟
در واقع منشیصحنه فکر کارگردان و دست راست او است. منشیصحنه باید نگاهی تیزبین برای دیدن جزئیات و گوشی حساس برای شنیدن صداها داشته باشد و با حفظ خونسردی خود در فشار سنگین در فضای کاری مملو از تنش واضطراب باید سرعت عمل زیادی داشته باشد و البته تندنویس هم باشد.
-چرا بیشتر منشیصحنهها خانم هستند؟
شاید، چون خانمها جزئی نگر و ریزبینتر از آقایان هستند، البته ما منشیصحنه مرد هم داریم، اما تعداد زیادی از مسئولان این کار خانمها هستند.
-پس بدونشک کار دردسرسازی هم هست؟ آیا تا بهحال اشتباه بزرگی انجام دادید که کار خراب شود؟
خوشبختانه نه، تا به امروز سعی کردم دقت کافی را درکارم داشته باشم، زیرا یک اشتباه از طرف منشیصحنه شاید باعث حذف یک پلان و تجدید دوباره فیلمبرداری شود. ولی خب به هرحال یک منشیصحنه دردسرهای معمول خودش را دارد او به دلیل وضعیت کاری باید با تمام عوامل صدابرداری، تیم تصویر و تدوین و تدارکات همکاری داشته باشد.
-با توضیحاتی که دادید مشخص است شغل پراسترسی دارید، از شغلتان راضی هستید؟
من عاشقانه کارم را دوست دارم.
-شما یکی از جوانهای موفق هستید که با این سنوسال مدتها در تهران نیز کار کردهاید، خودتان علت موفقیتتان را چه میدانید؟
همه چیز بستگی به خانواده دارد، من واقعا از پدر و مادرم سپاسگزارم که با تشویق من در این راه کمک بسیاری به من کردند. البته پشتکار وبرنامهریزیهای خودم در شرایط سخت هم بیتاثیر نبود.
-آیا خاطره بدی هم از کار دارید؟
من آنقدر عاشق این کار هستم که هیچ چیزش را بد نمیبینم. اما خوب ما بنا به موقعیت کاری با سختیهای زیادی روبهرو بودیم مثلا همین دوری از خانواده بهعلت لوکیشنهای مختلف در شهرهای دور یا گاهی فشار کاری باعث شده ما ۲۶ ساعت بیوقفه در حال فیلمبرداری باشیم که کمی سخت بوده است. از اینگونه مشکلات زیاد بوده که البته من از آن بهعنوان خاطره بد یاد نمیکنم.
-تا به حال در کدام یک از شهرهای ایران به خاطر کارتان روزگاری را سپری کردید؟
اگر اغراق نکنم شاید تقریبا در همه شهرهای ایران مانند تهران، یزد، اراک، سمنان، همدان، قم، اهواز و شهرهای شمالی زندگی کردهام.
-باوجود سالها تجربه، هنر را در مشهد چگونه میبینید؟
متاسفانه در مشهد هنرمند تضمین شغلی و مالی ندارد؛ شاید بزرگترین علت کوچ هنرمندان مشهدی به تهران همین باشد که فضای کاری بیشتری در تهران وجود دارد و به هنرمند بیشتر بها میدهند و البته در مشهد بهخصوص برای فیلمسازها منشیصحنه تعریف درستی ندارد وگاهی بنا به وظیفه و ضرورت که نظری بر اساس ریتم فیلم میدهی فکر میکنند در کارشان دخالت کردهای.
-نظر شما در مورد کار در سینما چیست؟
با توجه به شرایط کاری سخت اگر کسی علاقه داشته باشد، هنر سینما محیط شاد و متنوعی است که میتوان همراه با کار از آن لذت برد.
-اگر کسی علاقهمند باشد که وارد حرفه شما شود، پیشنهاد شما به او چیست؟
در رشته کارگردانی گرایش فیلمسازی رشته تخصصی منشیصحنه وجود دارد که علاقهمندان میتوانند از این راه پیگیری کنند و به کار حرفهای بپردازند.
-سخن آخر
حرف آخر ملیحه کوروشزاده باز هم تشکر است، میگوید: باز هم از پدر ومادر و همسرم تشکر میکنم که در این کار با صبوری باعث قوت قلب من بودند. ما هم برای همه جوانهای هم پیمانمان که برای پیشرفت شهر وکشورمان با اراده و پشتکار میکوشند آرزوی سر بلندی داریم.
* این گزارش در شماره ۳۸ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۲ بهمن ماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.