نواي قرآن من را با خودش ميبرد
محمد عطارياني| معیار شاخص بودن را هر چه در نظر بگیریم، چه سابقه و پیشکسوتی، چه دستاوردهای ملی و بینالمللی و چه شناخته شده بودن در میان افراد جامعه، شاید بین قاریان نه تنها مشهد که شرق کشور، هیچ نامی شناخته شدهتر و شاخصتر از استاد محمدجواد پناهی طوسی نباشد.
اوج معروفیت او برمیگردد به سال ۱۳۶۸، به هنگام برگزاری مسابقات بینالمللی قرآن با شرکت ۴۸ کشور در تهران. خیلیها آن روزها و قرائتهای بیسابقه استاد پناهی را خوب بهیاد دارند. میگویم خوب به یاد دارند، چون هم آن روزها خبری از اینترنت و ماهواره و این همه کانالهای رنگ وارنگ تلویزیونی نبود و هم تلویزیون آن سالها هر ساله این مسابقات را بسیار قوی و کامل پوشش میداد.
نوجوانان زیادی تحت تاثیر قرائتهای استاد پناهی قرار گرفتند و مثل جواد فروغی و امید حسنزاده، جذب جلسات قرآن شدند.دیدار با جواد پناهی که سالهاست در منطقه ما و در همسایگیمان زندگی میکند، هم فرصتی است برای باخبر شدن از حال و روزگار این روزهای استاد و هم مجالی برای جویا شدن نظر او در مورد فضای قرآنی این روزهای مشهد و کشور و همچنین آسیبشناسی قرائت قرآن.
روحانیزاده
استاد پناهی خود را اینگونه معرفی میکند: یکم فروردین ۱۳۴۴ در خانوادهای مذهبی و روحانی در مشهد به دنیا آمدم. پدرم حجتالاسلام نصرالله پناهی علاقه شدیدی به قرآن داشت و همیشه در منزل جلسه قرآن داشتیم؛ بنابراین از همان کودکی در متن و بطن قرآن قرار گرفتم.
صدای خوب
این قاری بین المللی با بیان اینکه صدای خوب از ابزار لازم یک قاری موفق و کامل قرآن است، در مورد زمان کشف تواناییاش برای خواندن قرآن چنین توضیح میدهد: از سه چهار سالگی و در همان جلسه قرآن خانه پدری صدای خوبم توسط خانواده و اطرافیان کشف شد. اما از هفتسالگی بود که با رفتن به مدرسه علمی جوادیه زیر نظر مرحوم عابدزاده و شرکت در جلسه قرآن گلشن رضوی زیر نظر استاد حاج جعفر اذانگو، با آموختن تجوید جرقه شکوفا شدن استعدادم در این زمینه زده شد.
آن روزها
وی ادامه میدهد: البته آن زمان یعنی قبل از انقلاب جلسات زیادی در مشهد وجود نداشت و همان تعداد کم هم بیشتر جلسات خانگی بودند و نه مکانی برای آموزش علمی و حرفهای قرآن. از طرفی وضعیت جسمانی من اجازه شرکت در همه آن جلسات کم را هم نمیداد. اما هرطور بود جلسه گلشن رضوی و همچنین جلسه پیروان قرآن که در منزل آیتالله غلامحسین تبریزی برگزار میشد را از دست نمیدادم.
پس از انقلاب
دارنده مقام نخست قرائت قرآن جهان در مورد فضای قرآنی بعد از انقلاب چنین میگوید: بعد از انقلاب جلسات قرآنی زیاد شدند و دسترسی به آنها راحتتر. کلاس دوم راهنمایی بودم که سر از جلسه حسینیه خیاطهای مشهد درآوردم. این اتفاق در پیشرفت من در زمینه قرائت تاثیر زیادی داشت و دلیلش همنشینی با قاریان بهتر و همچنین گوش دادن به نوارهای اساتید طراز اول مصری مانند عبدالباسط، شیخ عبدالعزیز صیاد و شیخ طبلاوی بود.
دستاوردهای ملی و بینالمللی
مهمترین دستاوردهای پناهی در مسابقات کشوری و بینالمللی قرائت قرآن بدین شرح است؛ سال ۵۷: مقام نخست مسابقات دانشآموزی و دانشجویی کشور، سال ۶۲: مقام نخست مسابقات مقطع چهارم دبیرستانهای کشور. سال ۶۳: مقام اول مسابقات بسیج و نیروهای نظامی کشور و همچنین مقام نخست مسابقات جوانان هلالاحمر کشور، سال ۶۸: مقام نخست مسابقات کشوری سازمان اوقاف که بالاترین سطح مسابقات کشوری بود.
همچنین در همین سال مقام نخست هفتمین دوره مسابقات حفظ و قرائت قرآن کریم بین ۴۸ کشور در تهران را کسب کرد. سال ۶۹:مقام نخست در مسابقات جهانی سوریه، سال ۸۱: مقام نخست در مسابقات رشته دعاخوانی در کشور. از دیگر افتخاراتی که استادپناهی از آنها یاد میکند عبارتند از کسب عنوان خادم قرآنی در سطح کشور توسط وزارت ارشاد و همچنین کسب نشان سوم ملی هنر از سوی رئیسجمهور.
عنوان خادم قرآنی در سطح کشور توسط وزارت ارشاد و کسب نشان سوم ملی هنر از سوی رئیسجمهور از افتخارات پناهی است
هدیه الهی
به استاد پناهی میگویم: فرض کنید برگشتید به سالهای کودکی،باز هم این صدای خوش را خرج قرآن میکنید؟ آیا تاکنون احساس کردید که میتوانستید از این صدا استفادههای دیگری بکنید؟ میگوید: اگر یک قاری قرآن بنشیند و خودش را با بعضی از خوانندههای موسیقی یا حتی مداحان مقایسه کند، میبیند از نظر شناخته شدن و بهرههای مادی و موقعیتی بسیار متضرر شده و عقب مانده است.
اما در مورد من حتی لحظهای پشیمانی از راهی که همه عمر پیمودم وجود نداشته است. خدا را شکر در جامعه ما قاری قرآن عزت و جایگاهی از نظر معنوی دارد که قابل مقایسه با هیچ جایگاه دیگری نیست. این صدای خوب هدیهای از طرف خداست و چه از این بهتر که وقف خودش شود و حرفهای او را زیبا و رسا به گوش مردم برساند.
جذابیت قرآن
میخواهم بدانم جذابیتهای قرآن برای شخص استاد پناهی چه بوده که او را اینطور عاشق و وقف خود کرده است. میگوید: اولش آن فضای سرشار از معنویت است که قرآن به هر کجا که میرود با خود میبرد.
من به گستره وسیعی از موسیقیها گوش داده و میدهم، از بسیاری از آنها هم واقعا لذت میبرم، اما واقعا هیچکدام برایم به دلنشینی قرآن نیست و آرامشی که شنیدن و قرائت قرآن به من میدهد با هیچ چیز دیگری قابل جایگزینی نیست. موقع قرائت وقتی میبینم مردم چطور تحت تاثیر خواندن من دچار شور و شوق معنوی میشوند، از اینکه در این حس معنوی سهمی دارم، دچار یک لذت روحانی مضاعف میشوم.
قرآن و موسیقی
پناهی در مورد ارتباط موسیقی با قرآن چنین میگوید: موسیقی جزئی از ذات قرآن است. جزئی از زیبایی و تاثیرگذاری قرآن همین امکانش برای خوانده شدن با صوت و صدای زیباست. برای همین هم پیامبر(ص) و ائمه(ع ) سفارش و تاکید داشتند بر خواندن قرآن با لحنها و نواهای عربی. همچنین سفارش شده است به خواندن قرآن با لحن محزون و حزن هم ناشی از دستگاههای موسیقی است.
مداحی را ترک کردم
استاد با بیان اینکه در دوران جوانی مداحی میکرده علت ترک آن را اینطور بیان میکند: موقع مداحی چون متنهای فارسی را میخوانیم، بنابراین ناچاریم در چارچوب دستگاهها و نغمههای موسیقی فارسی بخوانیم، در صورتیکه لحن قرآن در چهارچوب دستگاههای عربی است و مداحی اثری مخرب و منفی روی لحن صدایم میگذاشت.
لحنها و نغمههای مبتذل
به استاد پناهی از آسیب وارده به مداحی در سالهای اخیر میگویم. از اینکه استفاده از لحنهای سبک و نغمههای مبتذل و سرشار از غنا و اشعاری با مضامین دمدستی توسط بعضی از مداحان صدای خیلیها را درآورده است. میخواهم بدانم آیا چنین آسیبهایی در شیوه قرائت قاریان قرآن هم وارد شده است یا نه.
استاد پناهی اینطور توضیح میدهد: متاسفانه در بین بعضی قاریان هم چنین چیزهایی دیده میشود. بعضی از قاریان با وارد شدن در دستگاههای موسیقی محلی عربی، از نغمات استفاده شده توسط بعضی خوانندگان عربی کپیبرداری میکنند در حالیکه آنها با غنا همراه هستند.
همه ما میدانیم که موسیقی غنا توسط همین قرآن حرام شده است. البته چون مداحی سروکارش با شعر و موسیقی فارسی است، اگر به بیراهه برود همه متوجه میشوند، اما در قرآن به علت عربی بودن دستگاههایموسیقی و زبان قرآن، مردم عادی زیاد متوجه خطای بعضی قاریان نمیشوند.
فعالیتها
وی که دارای لیسانس علومقرآنی و حدیث از دانشگاه فردوسی است و هم اکنون در روابطعمومی اداره پست مرکزی مشهد کار میکند، فعالیتهای قرآنی خود را در آستانه 50سالگی اینطور بیان میکند: هفتهای سهروز در مرکز تربیتمدرس قرآن مشهد و هفتهای دو روز در مرکز توسعه و ترویج فرهنگ قرآنی مؤسسه آیات تدریس میکنم.
همچنین در سه جلسه قرآن هفتگی حضور مستمر دارم که از جمله آنها جلسه پنجشنبه شبها در دارالقران حرممطهر است. مشغله دیگرم حضور به عنوان داور در مسابقات قرآنی است. همچنین به عنوان موذن حرممطهر و خادم افتخاری بخش حفاظ هم افتخار انجام خدمت دارم.
حرف آخر
میگویم حرف آخر و استاد پناهی چنین بیان میکند: از تعداد کم اساتید بدون جانشین مصری که بگذریم، خوشبختانه چه از نظر کیفی و چه کمی قاریان ایرانی در جهانگوی سبقت را از همه ربوده اند. آنچه در این میان نباید فراموش شود، اصل تدبر در قرآن است.
خواندن قرآن بدون تدبر در آیههای آن بدون اثر گذاری است و روخوانی صرف آن را به یک کتاب معمولی مثل کتاب درسی تبدیل میکند. برای همین ائمه(ع) میفرمایند: در خواندن قرآنی که تدبر در آن نیست، هیچ خیر و بهرهای برای خواننده وجود ندارد. برای چنین افرادی میتوان همان« کمثلالحمار» را مثال زد. اینکه مثل چهارپا کتابی را حمل کنی بدون آنکه بدانی چه در آن نوشته شده است.
*این گزارش پنج شنبه، ۷ دی ۹۱ در شماره ۳۶ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

