محمدحسن رضایی چهار فرزند مداح و قاری تربیت کرده است
محمد عطاریانی| مساجد بدون متولیان و آدمهایی که بیهیچ دستور و اجباری، بخشی از عمر خود را صرف روشن نگهداشتن چراغ و رونق آنها می کنند، چیزی نیستند جز ساختمانهایی بزرگ و بیروح که به مرور از جمعیت، خالی و متروکه خواهند شد. مساجد و مسجدیها همواره مدیون کسانی هستند که بیهیچ چشمداشت و خستگی، امور مساجد را رفع و رجوع میکنند و نظام آنها را استوار نگه میدارند.
برای دیدن یکی از این آدمها به مسجدالرضا(ع) درمحله نیروی هوایی مشهد رفتیم. محمدحسن رضایی سالهای زیادی است که به عنوان رئیس هیئتامنای این مسجد، ستونی بوده است استوار زیر سقف سنگین نیازهای این مسجد برای ادامه حیات. اما تلاشهای محمدحسن رضایی نیز مانند بیشتر اعضای هیئتامنای مساجد دیگر محدود به امور تدارکات مسجد نمیشود و اهتمام او برای جذب مردم و بهویژه نوجوانان و جوانان به مسجد و جلسات عزاداری و قرآن بر کسی پوشیده نیست.
او همچنین از جمله واعظانی نیست که در منبر جلوه دیگری میکنند و در خانه ماجرایی دیگر دارند. از خانه و خانوادهاش که پرسوجو کنی، میبینی که او دعوت به مسجد و قرآن را از اهل خانهاش شروع کرده است.
اگر تربیت چهار فرزند به عنوان مداح و قاری بینالمللی دلیلی کافی نیست، شاید همراه شدن با تمامی این گفتگو ثابت کند که عشق به مسجد و قرآن در خانواده رضایی یک امر عاشقانه موروثی است.
مهاجرت به مشهد
متولد ۱۳۲۴ در شهر قاین است و بعد از ششم ابتدایی برای زندگی به مشهد آمده است. خودش در مورد مهاجرتش اینطور میگوید: پنج برادر بودیم. یکی طلبه بود و سه نفر دیگر کارمند اداره برق و بهداشت که برای درس و کار به مشهد آمده بودند. این بود که در دوازدهسالگی من هم برای همیشه به مشهد آمدم.
از ریشه، مذهبی
مذهبیبودن او امری ریشهای و خانوادگی است. میگوید: ما از ابتدا خانوادهای مذهبی و مکتبی بودیم. پدرم گرچه ملبس به لباس روحانیت نبود، اما در واقع یک روحانی بود. او حافظ کل قرآن بود و یک منبری توانا. روضهخوان خوبی هم بود از نعمت صدای دلنشینی که داشت، کمی از این صدا را هم برای من به ارث گذاشت و این شد که گاهی مداحی هم میکنم.
پدرم گرچه ملبس به لباس روحانیت نبود، اما در واقع یک روحانی بود. او حافظ کل قرآن بود و یک منبری توانا
آغاز یک قصه قرآنی
انگار کمی از آن صدا را هم محمدحسن به فرزندانش ارث داده است. البته شاید بیشتر از کمی که حالا چهار فرزندش مداح و قاری سرشناس و بینالمللی هستند. از خودش بشنوید شروع قصه فرزندانش با قرآن و مسجد را: دهه ۶۰ در طلاب زندگی میکردیم. زمان زمستانهای سخت بود و برفهای عجیبوغریب. حتی شبهای سرد با وجود سختی تردد در برف، پسر بزرگم مهدی و پسر دومم هادی را به جلسات قرآن مسجد میبردم. استعدادشان که معلوم شد، آنها را به جلسه حاجحسین علمی بردم.
از دیگر شاگردان آن جلسه جواد فروغی و حامد و حمید شاکرنژاد بودند که حالا هر سه از قاریان برجسته بینالمللی هستند. مهدی و هادی ما هم خدا را شکر جزو قاریان بینالمللی و تواشیحخوانان سرشناس هستند و هرساله در ماه مبارک رمضان و محرم برای اجرای برنامه به مکه، عتبات عالیات و بسیاری کشورهای دیگر اعزام میشوند. دو پسر دیگرم محمد و محسن نیز از قاریان نامدار و مطرح هستند. البته برادران شاکرنژاد هم خالهزادههای فرزندانم هستند و با هم فامیل هستیم.
مهدی رضایی
مهدی شاید سرشناسترین پسر محمدحسن رضایی در محافل قرآنی و مذهبی باشد. متولد ۱۳۵۳ است و هماکنون دانشجوی رشته علوم قرآنی گرایش علوم و فنون تلاوت و کتابت قرآن است. شمردن مقامهای برتر کشوری او در رشته قرائت قرآن، مداحی، ابتهال (دعاخوانی)، توحیدی (مداحی عربی) و تواشیح از حوصله این گفتوگو خارج است، اما باید اشاره کرد به فعالیت اصلی او در این روزها به عنوان مسئول گروه تواشیح بینالمللی فدکالزهرا؛ گروهی که سالهاست از پیشروترین و سرشناسترین گروههای تواشیح کشور است و سفرهای بسیاری برای اجرا به کشورهای مختلف دنیا دارد. حضور مهدی رضایی در کنار پدر را غنیمت میشماریم و از او که مسئول جلسه قرآن مسجدالرضا (ع) است، میخواهیم درباره تاریخچه این جلسه توضیحی بدهد.
او میگوید: سال ۷۲ همزمان با بهرهبرداری از ساختمان مسجد، با همت پدرم جلسه قرآن نیز برپا شد. آن زمان در تمام منطقه بولوار وکیلآباد به جز ما فقط یک جلسه حرفهای دیگر آموزش قرآن بود که زیر نظر استاد افخم الشعرا برگزار میشد. جلسه با افرادی اندک شروع کرد، اما با زحماتی که پدر و بقیه کشیدند و برگزاری جُنگهای قرآنی در مسجد و مسابقات در سطح منطقه، کار به جایی رسید که هنگام برپایی جلسات، جمعیت تمام مسجد را پر میکرد. البته به دلایلی که گفتنش حاصلی جز ملالت ندارد این جلسات الان با نفرات خیلی کمتری برگزار میشود.
مهدی رضایی با بیان اینکه در برابر تهاجم گسترده فرهنگی بهترین دفاع، آموزش مفاهیم قرآن به نوجوانان است، اضافه میکند: ظرفیتهای قرآن حتی اجازه میدهد در حالتی تهاجمی در زمینه فرهنگی قرار بگیریم که البته این کار نیاز به منابع مالی و امکانات کافی دارد برای بازسازی دوباره برنامههای فرهنگیمان.
خانه دوم
از محمدحسن رضایی میخواهم از خانه دومش بگوید، از تاریخچهاش و قصه افتادن گذرشان به یکدیگر. میگوید: سال ۷۱ بود که برای زندگی به منزل فعلیام در بولوار هاشمیه آمدیم. آن موقع این مسجد هنوز در حال ساخت بود. دستاندرکاران ساخت مسجد همه از کارکنان شرکت برق بودند و من هم که برای مدتی در شرکت برق کار میکردم، به عضویت هیئتامنا انتخاب شدم. از دوازدهسال پیش هم در چهار دوره پیدرپی بهعنوان رئیس هیئت امنا انتخاب شدهام.
متولی مسجد
محمدحسن رضایی به آقای کریم کوچهباغی که کنارش نشسته اشاره میکند و ادامه میدهد: زمین مسجد توسط پدر ایشان اهدا شده بود و با كمكهاي مردمی ساخته شد. از آن زمان ایشان به عنوان متولی مسجد مسئولیت حفاظت و نگهداری از مسجد را به عهده دارند.
ایشان در همه این سالها بازوی راست بنده بودهاند و اگر کمکهای مالی ایشان و وقتی که با گذشتن از کسب و کار و زندگی خود برای امور مسجد میگذارند،نبود، واقعا کار بسیار دشوار میشد. ایشان بهعنوان متولی در اصل رابط هیئتامنا با همه کارهای اجرایی هستند.
تشکیل هیئت
تشکیل هیئتی با نام جوانان حضرت قاسم(ع) اولین اقداممان بود در همان بدو افتتاح مسجد. محمدحسن رضایی ادامه میدهد: هدف از این کار جذب جوانان بود. گام بعدی سپردن همه کارهای هیئت اعم از خدمات و پشتیبانی به خود جوانان بود. الان هم تمام بازوهای اجرایی هیئت امنا در اداره امور مسجد همین بچههای هیئت هستند. همزمان جلسه قرآن مسجد را هم راهاندازی کردیم و بعد هم نوبت فعالکردن بسیج مسجد شد.
فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی مسجد
از جایگاه فعالیتهای فرهنگی در ذهن محمدحسن رضایی میپرسم. میگوید: برگزاری منظم جلسات آموزش قرآن در دوشنبه شبها، برگزاری مراسم جشن و عزاداری در مناسبتهای مختلف بهخصوص ایام محرم با حضور مداحان و سخنرانان سرشناس از برنامههای همیشگی ماست.
همچنین اردوهایی اغلب تفریحیمذهبی داریم برای افزایش روحیه نشاط و اعتقاد در اعضای هیئت. سال گذشته با یاری هیئتامنا، گروهی سی و پنجنفره از اعضا را با شرایط مناسب مالی اعزام کردیم به کربلا.
علاوهبر اینها کتابخانه و مکانی با امکانات ورزشی داریم که زیر نظر بسیج مسجد اداره میشوند و به اعضای هیئت و بسیج خدمات میدهند. از کارهای مهم دیگر دعوت مدام از مهندسان فعال شرکت برق بوده برای تدریس رایگان اعضای هیئت و بسیج. نتیجه آن راه یافتن دهها نفر از اعضای هیئت و بسیج به دانشگاه در این سالها بوده که بعضی از آنها اکنون در پستهای مهم دولتی و اجتماعی مشغول بهکار هستند.
از بعد معنوی هم برگزاری مراسم دعای کمیل در شبهای جمعه، دعای توسل در شبهای چهارشنبه، دعای ندبه در صبحهای جمعه و زیارت عاشورا در جمعهشبها برنامههای همیشگی مسجد است. همچنین ما تنها مسجد منطقه را داریم که هر سه نوبت نماز جماعت با حضور امام جماعت در آن اقامه میشود.
تواضع برای جذب جوانان
برای جذب نوجوانان و جوانان به مسجد و اجرای برنامههای فرهنگی، مسائل مالی هم مهم هستند، اما مهمتر و نتیجهبخشتر از آن تواضع و فروتنی در مقابل آنهاست. اگر رفتارمان با نوجوان و جوان درست باشد، با هزینههای کم میتوان کارهای بزرگ فرهنگی کرد.
برای مثال اگر سازمان تبلیغات ماهی فقط ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار تومان بدهد، پایگاهی قرآنی در این مسجد خواهیم ساخت که بی نظیر باشد. مثل فعالیت در هر زمینه دیگری تشویق مالی بهویژه برای جذب نوجوانان به جلسات خیلی موثر است که البته هزینهبر است.
حرف آخر
حرف آخر محمدحسن رضایی مانند همه دلسوزان بی چشمداشت عرصه فرهنگی گلایه است: هزینهها زیاد است و دست ما مدام در جیب لطف هیئتامنا و کسبه و مسجدیهاست. با خرج اعتبار و آبرو مسجد را میگردانیم. هرساله شب عاشورا ۳ هزار نفر، ظهر عاشورا ۲ هزار نفر، اربعین ۳۰۰ نفر و روز شهادت امام رضا (ع) ۴ هزار نفر را اطعام میکنیم. اینها فقط گوشهای از هزینههاست. متاسفانه یارانه انرژی هم به مساجد تعلق نمیگیرد و هر بار مجبور به پرداخت قبضهای چندصد هزار تومانی هستیم.
کمک سازمان امور مساجد هم محدود میشود به چند کیلو قند و چای و برنج بیکیفیت در سال که آنهم آنقدر بروبیا دارد که اغلب قیدش را میزنیم. کمک مالی به کنار، حکمهای هیئت امنای جدید در یک هفته صادر میشد، اما الان پنجماه است که حکم اعضای جدید بعد از تایید اوقاف به سازمان امور مساجد رفته و به این بهانه که اعضای جدید باید برای شرکت در برنامههای توجیهی بیایند، آنها را نگهداشتهاند و هیئت را در اجرای برنامههای مسجد بلاتکلیف گذاشتهاند.
*این گزارش چهارشنبه، ۱۸ بهمن ۹۱ در شماره ۴۲ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.
