سترن فرجادپزشک، عکاسی است که خیابان برای او بستر جذاب تولید اثر بوده و در این حوزه بالغ بر ۱۰ سال تجربه دارد. آثار او نیز در فستیوالها و رویدادهای مختلف عکاسی دیده شده است.
قهوهخانهدار نزدیک در ورودی، بالای تخت چوبی و قالیچه مخصوص خودش مینشست. یک تشتک برنجی کوچک برای ریختن پول و یکی هم برای جمعآوری «پَته» در کنار دستش میگذاشت.
من اصلا توقع جایزه و هدیه ندارم، توقع من یک دست مریزاد خالی بود که هیچ کدام از دوستان که در مسند فرهنگی مشهد نشسته اند، نگفتند. درحالی که تئاتری که پارامترهای نمایشی کافی را ندارد، تشویقهای بسیاری میشود.
دوازده متر بالاتر از سطح زمین، برای لمس کردن سیم برق ۲۰ هزارولتی که شاید حتی جمع کردن شش دانگ حواس هم برایش کم باشد. نزدیک شدن به آن جریان برق، بدون محافظ، آدم را نمیسوزاند، پودر میکند!
شکیباعباسی و محمدرضا زینی برای اینکه بتوانند قدمی برای فلسطینیان بردارند، در طرح «ایران همدل»، حلقههای ازدواجشان را به ارزش ۵۰ میلیونتومان اهدا کردند.
محرمعلی سعادتی میگوید: از «ب» بسمالله یعنی خیس کردن گندمها تا «نون» پایان سمنوپزی که کوبیدن جوانههای گندم و به پا کردن دیگ است، ۱۲ تا ۱۵ روز زمان میبرد و در تمام این مدت، انواع دعا و سورههای قرآن پای دیگ خوانده میشود.
سیدابراهیم نجاتحسینی معتقد است یک انسان اگر کل ایران هم به نامش باشد، بعد هشتادسال همه اموالش را باید بگذارد و برود؛ پس چه بهتر که سهم فرزندانش را بدهد و در زمانی که در قید حیات است، به دیگران هم کمک کند.
احمد قائم مقامی در جشنوارههای مختلفی مانند طریق جاوید و امام علی (ع) رتبههای برگزیده را به دست آورده است. تازهترین نمایشگاه او باعنوان «طریق ماندگار» در نگارخانه جهان اسلام پارک ملت برگزار شده است.
پیشینه مطالعات تپه قادرآباد به دهه ۷۰ میرسد که طی بررسیهای کارشناسان میراث فرهنگی برای معرفی آثار باستانی، تپه شناسایی شد.قادرآباد جایی در نزدیکی کنارگذر شمالی مشهد است.
نگارخانه رضوان در این روزها میزبان نمایشگاه خوشنویسی «محفل عشق» مربوط به آثار گروهی از هنرجویان دوره فوق ممتازی است که سال هاست زیرنظر مریم موسوی مشق میکنند.
محبوبه راد میگوید: «عینک فتوکروم»، یک مجموعه شعر سپید است که از منظر مضمون و محتوا، دغدغهها و تجربیات عاطفی من را شامل میشود که حاصل چند دهه زیست من بر این کره خاکی است.
شهیدرضالیاقت نخستین شهید دانشآموز دفاعمقدس در مشهد بود که در چهارم دیماه سال۱۳۵۹خورشیدی، سه ماه بعد از آغاز جنگ تحمیلی، پیکرش بر دستان مردم مشهد تشییع شد و در آرامگاه خواجهربیع آرام گرفت.
زمین دانشگاه فردوسی مشهد قدمهای افراد نامدار بسیاری را در روزگارِ هفتاد سالهاش شمرده و خاطرهها از چهرههای ماندگارِ شهر در سینه دارد.
سیدخلیلحبیبی میگوید: ما منشأ حوضه آبریز کشفرود را در روستای دیزاوند در پنجکیلومتری شرق قوچان شناسایی کردیم. کشفرود از اینجا آغاز میشود و پس از گذشتن از دشت مشهد و سرخس، در پل خاتون به رودخانه هریرود میپیوندد.
آدمهای شهر ما که برای جبهه مقاومت در لبنان طلاهای خرد و کلانشان را جمع کرده اند، کم نیستند. غالبشان برای حرف زدن شرط میگذارند، این که نام و نشانشان پنهان باشد.
امیرحسین کشمیری، کارگردان جوان مشهدی میگوید: داستان «یک دو سه» درباره دختری پنج ساله به نام حنانه است که تحت تأثیر دیدن تصاویری از آزار دیدن کودکان غزه با اورژانس اجتماعی تماس میگیرد.
علاقه محسن نادی به آجیل و تخمه، او را به یکی از تولیدکنندگان موفق آجیل و خشکبار تبدیل کرده و حالا خیابان ابوذر به قطب آجیل و خشکبار تبدیل کرده است.
طاهره محمدزادهاصلی از همان سال۵۷ که به محله رسالت میآید، دوشبهدوش مردها، مانند دیگر زنان محله، چادر به کمر، مسجد صاحبالزمان (عج) را میسازند.
دکتر فاطمه هادوی بنیانگذار نخستین خانه حمایتی برای دانش آموزان کم توان ذهنی در ایران است. خودش میگوید خیلی تصادفی بود که سال۱۳۸۶ ساختمانی دوطبقه برای دختران کمتوان ذهنی قدبرافراشت.
خیلی از اهالی، دانشجوی۹ را به «کوچه گلها» میشناسند. تعبیر این نامگذاری حضور سرای سالمندانی است که در این کوچه زندگی میکنند. دراین خانه سالمندان، ۲۴ مادر سالمند زندگی میکنند.