زهرا قبادی که از سال۱۳۹۷ مسیر هنریاش در زمینه سفالگری را شروع کرده، این هنر را با پیشینه قوی میداند که تا به امروز توانسته است در دل جامعه امروزی، حرفی برای گفتن داشته باشد. او میگوید: بسیاری از هنرجویان، این هنر را نوعی تراپی و درمان روحی میدانند.
در حاشیه جنوبی مشهد، جایی که کوههای تیره رنگ با رگههای سنگ «سرپانتین» به چشم میخورد، هنر قدیمی سنگ تراشی هنوز زنده است. این منطقه، معدن اصلی سنگی است که مشهدیها به آن «هرکاره» میگویند.
همه پیشینه و دستاوردهای خانواده یزدانی در عرصه تولید، فروش، آموزش و پژوهش از محله کوی مهدی رقم میخورد.کارگاه پنجششمتری یزدانیها، چهار دستگاه تراش دارد که دونفر از اعضای این خانواده در آن مشغول کارند.
مجید خوشحال که اینروزها در کارگاه رویهکوبی مبلش، در کنار خانواده کار میکند، روزهای پرفرازونشیبی را در کارش تجربه کرده که هرکدام کافی بودند برای زمینخوردن یک خانواده، آنقدر محکم و دردناک که نتوانند از جای برخیزند اما او و همسر و فرزندانش تسلیم سختیها نشدند!
سید حسین فروغی، صاحب این کارگاه از اعضای هیئت امنای مسجد امام رضا(ع) در خیابان شهید صدر ۷ است که با انتقال کارگاه کفاشی خود به این مکان، سعی کرده درآمد مسجد نیز تا حدودی تامین شود.
مشهد جزو نخستین شهرهایی است که صاحب کارخانه مبلسازی شد؛ آن هم به همت کارآفرینی به نام «حاجحسین هرمززاده» که تقریبا همه او را به نام «آقای مبل دقت» میشناسند و حالا به تکهای از هویت شهر تبدیل شده است.
صفیه محمدعلیخانی، بانوی دهه هفتادی است که در کنار مادری برای چهار فرزند قدونیمقد، تسهیلگری و توسعه روزافزون کسب و کارش به عنوان یک تولیدکننده را نیز پیش میبرد. او پس از شش سال رسما مجوز تولید محصولات سلامتمحورش را گرفت.
مریم نوقانی بانویی است که با پشتکار خود توانسته تحولی بزرگ در روستای کوچک محل زندگیاش ایجاد کند. او، همسر و مادر یک فرزند است و با تلاشهای بیوقفهاش توانسته مشکل بیکاری اهالی روستا را حل و برای زنان اشتغالزایی کند.
محصولات محمد شوریده در کارگاه صنعتی دوخت سوزندوزی بلوچی طرفداران بسیاری دارد. او با پشتکار خود، زندگی پنجاهنفر را بهطور مستقیم و غیرمستقیم میچرخاند و امید به آینده را در دل همکارانش روشن نگاه میدارد.
حامد آقایی، ساکن محله شفا با الهام از آیات قرآن، مسیر زندگیاش را تغییر داده و با ثبت «نظریه مهندسی ذهن با نگرش اسلامی»، الگویی بومی برای شادزیستن و مدیریت ذهن ارائه کرده است.
محدثه نادی؛ زنی است که کارآفرینی را با خلاقیت پیوند زده تا بتواند همیشه حرفی برای گفتن داشته باشد. او از همان روز اول دو هدف را برای خودش ثبت کرد؛ کارآفرین باشد و چرم را به دست همه برساند.
عفت داوودی بهواسطه هنر خیاطی، کارگاه دوخت شال و روسری راهاندازی کرده و چندسالی است حال و هوای تعداد زیادی از زنان محله را رنگ بهتری بخشیده و نزدیک به پنجاهنفر برایش کار و از کنار این شغل، کسب درآمد میکنند.
ایمان گلختمی هیچ دستگاهی را غیرقابل تعمیر نمیداند؛ تعمیراتی که از دست کمتر کسی برمیآید. همین مهارت باعث شده مشتریهایش از گوشهوکنار شهر سر برسند. او سال۹۷ یک اختراع به نام دستگاه فتوتراپی نوزاد ثبت کرده است.
اگر هرکدام از اهالی کوچه کاری داشته باشند که این کار از هلدادن ماشینها در برف گرفته تا جوشکاری از عهده احمد شریعتی و خانوادهاش که در همین کوچه و نزدیک کارگاه خانه دارند، بربیاید، آنها دریغ نمیکنند.
ویدا اورلی، مدیری است که نخستین باشگاه کارآفرینان نوجوان را در سطح هنرستان در کشور ابداع کرده است. او بیشتر از اینکه به عنوان یک معلم شناخته شده باشد، در مقام یک مدیر کاربلد و کارآفرین میشناسند.
محمد الهیان بهترین سالهای عمرش را در جبهه بوده و حالا با دستانی که روزی با اسلحه سروکار داشت، به چوب جان میبخشد؛ صندوقچه و سینی چوبی با نقوشی زیبا میسازد و به گوشهگوشه ایران میفرستد.
سلطان اصفهانی سرمست شدن از بوی چوب را از اجدادش به ارث برده اما این ارثیه نهفته نیاز به شکوفایی داشته که پس از سالها توسط سعید، پسر سلطان شکوفا و تبدیل به پیشهای خانوادگی میشود.
محمودآقا میگوید: آنقدر در کار با چوب تجربه داشتم که مطمئن بودم از پس خراطی هم برمیآیم. دلم روشن بود که موفق میشوم. برای همین با آرامش کارگاهامدی اف را جمع کردم و وارد زیرشاخهای از هنرِ چوب شدم که البته صبر زیادی میخواهد.
معصومه رضایی تحصیل کرده رشته ادبیاتفارسی است اما از آنجا که علاقه زیادی به بافندگی دارد، مدرکش را دریافت میکند و با یک میلیون تومان سرمایه یکی از اتاقهای منزلش را به کارگاه بافندگی تبدیل میکند.
حسین نیکطلب، هنرمند فیروزه کوب قدیمی محله طبرسی شمالی جلوهای دیگر از تابلوی «عصر عاشورا»ی فرشچیان را با نمایش زنان مویهگر و اسب و خیمه و نخل، جملگی از جنس فیروزه، بر زمینهای از عقیق، ساخته است.