پرچم افغانستان در دست جوانان میرقصید و حاضران یکصدا فریاد میکشیدند: «گلشهر، گلشهر، گلشهر». استقبال پرشوری از ورزشکاران تیم ملی فوتسال افغانستان شده بود. این تیم در مسابقات زیر 20 سال آسیا مقام دوم را به دست آورد.
یکی از اعضای این تیم، سیدحسین موسوی، هجدهساله و ساکن شفیعی 56 و محله نیزه است. او در مسابقات آسیایی 6 گل به ثمر رسانده و در جدول برترین گلزنان مسابقات، دومین است. فوتبال حرفهایاش را در زمینهای خاکی گلشهر از سال 91 شروع کرده است؛ تیمی با عنوان جوانان کابل. میگوید: اوایل فوتبال بازی میکردم و 2 سال است که فوتسالیست شدهام.
برای گرفتن هر امتیاز، توپ تا 5دقیقه روی میز جا به جا میشد. استرسم آنقدر بالا بود که اشک ناخودآگاه از چشمانم میریخت دوباره هر دو10 شدیم. فقط از خدا خواهش میکردم که ببرم. 11 بر 10 به نفع من شد و برای امتیاز آخر فقط اشک میریختم. داورها میدیدند چطور اشک میریزم. 12 به10 بازی تمام شد. حریفم ناراحت و عصبی شد و راکت را به سمت میز پرتاب کرد و از سالن بیرون رفت. آنقدر خوشحال شده بودم که فقط میپریدم و احساس میکردم چند سانتی قد کشیدم. این روایتی است که ریحانه رسولی از هیجان روز مسابقه و قهرمانیشان بیان میکند.
امید صادقی در کنار افتخارات ورزشی ریز و درشتش، دست نوجوانها و جوانهای محله را گرفته و از لبه پرتگاه اعتیاد نجات داده است. صادقی در دوران فعالیت ورزشی خود مقامهای بسیاری به دست آورده است که از جمله آنها میتوان به دهها رتبه اول تا سوم قهرمانی پاورلیفتینگ، اسکات، پرس سینه و لیفت مسابقات قهرمانی مشهد در سالهای 83 تا 93 اشاره کرد.
قهرمانی لیفت خراسان و جایگاه دوم قهرمانی لیفت خراسان شمالی در سال 95 و مقام نخست اسکات استان در سال 97 بخشی دیگر از عناوین قهرمان محله رده است که در این شماره با او همراه میشویم.
علیرضا رضایی ابتدا ورزش کاراته را شروع و بعد از مدتی به سبک کیوکوشین علاقهمند میشود. او که جدیت و تلاش خاصی در انجام تمرینات داشته است بهزودی نظر استادش را جلب میکند. در این سه سال همیشه تمام تمرکز و انرژیام را سر کلاس روی تمرینات و حرفهای استادم گذاشتهام و حتی بعد از اتمام کلاس نیز سؤالاتی را که برایم پیش آمده است از او میپرسم.
هانیه دختری است که برای آیندهاش هدفهای بزرگی دارد و خودش را در قامت یک قهرمان میبیند. هانیه شیرزاد در دهسالگی کاراته را آغاز کرد، ورزش رزمیای که هیجان روزهای کودکیاش را بیشتر کرده و همانطور که در مسابقات کشوری و استانی درخشیده است، این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه خودش را برای مسابقات بینالمللی خاورمیانه که سههفته آینده در مشهد برگزار میشود، آماده میکند.
گوش راستم در مسابقات ده جانبه بندرعباس شکست. حریفم شمالی بود و مقام سومی کشور را داشت. قبلش به من اخطار داده بودند که کشتیگیر قدری است و تندر میزند. بهدلیل ترسم حریف همان ابتدا سه امتیاز از من جلو افتاد؛ اما کمکم لِم مسابقه دستم آمد و فهمیدم میتوانم برنده شوم. لحظه آخر که میخواستم ضربه فنیاش کنم ناگهان سرش را بالا آورد که به گوش راستم خورد. شدت ضربه به حدی بود که گوشم شکست.پس از آن هم گوشم چندین وچند بار ضربه خورد. ضربههایی که در طول این سالها آن را به چوبی خشک تبدیل کرده است.
فقط پنج ماه از آمدن محمدجواد شاهسوند به این باشگاه می گذرد اما در همین مدت کوتاه موفق به کسب مقام دوم مسابقات استان خراسان رضوی در رشته ورزشی ووشو شده است. نوجوان ساکن خیابان مهریز در محله امیرآباد از دستاوردهای دیگری می گوید که در این چند ماه به دست آورده است؛ از اینکه استادانش تأکید بر پهلوان بودن دارند نه قهرمان بودن! حالا در زمینه اخلاقی هم پیشرفت داشته و سبک زندگی اش تغییر کرده است.
«ریاضی درس شیرینی است، فقط باید این طعم را بچشیم تا متوجه شویم یادگیری آن ساده و تنها راهش هم تمرین کردن زیاد است.» این جمله را میگوید و شروع میکند به توضیح دادن اینکه چطور روزی هشتساعت درس میخواند تا به همه کارهای روزمرهاش هم برسد. محیا ماروسی نوجوان سیزدهساله محله نیروهوایی سال قبل در جشنواره ریاضی جابربن حیان با محوریت «یادگیری با طعم ریاضی» به همراه تیم پنجنفری مدرسه موفق شد رتبه اول کشور را کسب کند.
شیهانعلی ملانوروزی میگوید: مسابقه جهانی کیوکوشین در سطح بالا در کشورمان برگزار شد، بزرگترین استادان جهان در تهران حضور یافتند، اما صدا و سیما در حد چند دقیقه کوتاه در اخبار فقط مقامها را اعلام کرد!
به نظر من کشتی بیشتر از اینکه بخواهد ورزش باشد، راه و رسم زندگی است، فردی که در پستی و بلندی کشتی قرار میگیرد، چه قهرمان المپیک باشد و چه کسی که فقط به خاطر علاقهای که دارد در این حوزه تمرین میکند، شیوه زندگی را تمرین میکند. اعتقاد دارم کشتی و نوع تمرینات آن باعث میشود تا فرد طعم سختیها را بچشد و درسهایی بگیرد که در زندگی بسیار به درد میخورد، اینکه برخی افراد کشتی را فقط به چشم یک ورزش نگاه میکنند قبول ندارم چون کشتی در تاریخ ما، آیین پهلوانی و جوانمردی ما ریشه دارد.
مسجد امام محمد باقر(ع) یکی از اولین مراکز مذهبی و محوری در محله بهمن است که احداث آن بعد از وقف زمین در سال 1330 شروع شد. مسجد ساختهشده در آن سال تا اواخر سال 1393 هم پابرجا بود اما فرسوده شدن ساختمان در طول زمان، هیئت امنا را به فکر بازسازی انداخت.دوباره اهالی محله بهمن پای کار آمدند و توانستند با کمک خیران و شهرداری منطقه3 بازسازی را به بهترین شکل انجام دهند. حالا حیاط کوچک و نقلی مسجد با گلدانهایی که در گوشه و کنارش چیده شده است میزبان میهمانان خانه خداست. مسجد جدید سهطبقه است و علاوه بر دو شبستان، فضاهای دیگری هم از قبیل سالن ورزشی، کانون فرهنگی، پایگاه بسیج و مهدالرضا(ع) به آن اضافه شده است.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حوالی سال 1355 بود که تیم برق پا گرفت. آن زمان اطراف چهارراه برق هنوز ساختوسازی نشده بود. بچههای محلههای طلاب و طبرسی برای بازی فوتبال این مکان را انتخاب کردند. محل بازیشان میدانی بود که فقط دو تا میله دروازه داشت. خطهایش تقریبا فرضی بود، شنی و خاکی. احمد محدث، مربی و سرپرست تیم، بچهها را دور هم جمع کرده بود. جالب این است که تیم برق که بعدها با چند تیم دیگر ترکیب و نامش فردوسی شد و اکنون نیز به نام شهید محدث شناخته میشود، برای خودش در محله قدرتی بود و با تیمهای مطرحی در سطح مشهد بازی میکرد. در بیشتر مواقع هم برنده میشد. همین چیزها بود که بچههای دهدوازدهساله محلههای طلاب و طبرسی را واداشت جدیتر دنبال زمین مناسب بیفتند.
روزگار کودکی ما یعنی دهه60 اوج فیلمهای بروسلی، جکی چان و دیگر ورزشکاران هنرهای رزمی بود. همه پسربچههای همسن وسال من بعد از دیدن این فیلمهای رزمی با صداهای عجیب و غریبی همان حرکات را تکرار میکردند. چند دقیقهای به در و دیوار خانه میپریدیم تا اینکه با صدای پدر یا مادر آرام و ساکت میشدیم. من تحتتأثیر همین فیلمها به ورزشهای رزمی علاقهمند شدم. چون اتفاقا در نزدیکی خانه ما یعنی خیابان موسوی قوچانی یک باشگاه ورزشی رزمی وجود داشت آنقدر اصرار کردم تا پدرم اسمم را در این باشگاه نوشت و از کودکی ورزش تکواندو را شروع کردم.
سال82 بود که قرار شد قسمتی از پارک بزرگ ملت بهطور ویژه به بانوان اختصاص پیدا کند. محیط کناری شهربازی که حدود دوهکتار فضای محصور مناسب داشت آمادهسازی شد.
اردیبهشت امسال مقام سوم کشوری را در مسابقات کُشتی آزاد و در رده سنی نونهالان کسب کرده و به تیم ملی این رده سنی نیز دعوت شده است. امیررضا علیپور، دانشآموز سال نهم، ساکن محله شاهد است. خودش میگوید از وقتی این مقام را کسب کرده است، دوستانش در مدرسه نیز به رشته کشتی علاقهمند شدهاند و او در حد توان آنها را راهنمایی میکند. امیررضا از دوستان همسن و سالش میخواهد ورزش را جدی بگیرند و باعث افتخارآفرینی برای خانواده، هممیهنان و کشورشان شوند.
«سرهنگ2 علی کمالی» در نوزدهسالگی رشته سنگنوردی را بهطور حرفهای انتخاب کرد و تا به امروز در آن فعالیت کرده است.
رشته ورزشیای که تا قبل از ورودش به دانشگاه افسری امام علی(ع) شناخت چندانی از آن نداشت و فکر نمیکرد یک روز بتواند در مسابقات این رشته مقامآور باشد. کسب مقام اول در نهمین دوره مسابقات سنگنوردی قهرمانی ارتش گرایش سرطناب در سال گذشته؛ سبب شد تا گفتوگویی با این ورزشکار سیوهشتساله داشته باشیم که معتقد است تلاش و کوشش در زندگی میتواند هر مشکلی را مانند موم نرم کند.
ورزش حرفهای را از سنین نوجوانی شروع میکند. مشوق اصلی او در این راه پدرش است؛ پدری که خود در روزگار جوانی به ورزش جودو و کشتی پهلوانی میپرداخت و در این راه مقامهایی نیز کسب کرده، بزرگترین حامی فاطمه در عرصه ورزش قهرمانی است. فاطمه شبانی با تلاش و تمرینات شبانهروزی خود پلههای ترقی و موفقیت در عرصههای ورزشی را پشت سر گذاشته و خیلی زود به عضویت تیم ملی بانوان (در رده نوجوانان و جوانان) درمیآید و در مدت بیش از 10سال ورزش حرفهای، در رشتههای رزمی رتبههای مختلفی را کسب میکند.
وقتی اولین بار در میان همکاران آتشنشان خود سه تیر را به سمت تخته دارت پرتاب کرد، همه تعجب کردند چطور کسی که تجربه بازی در این رشته ورزشی را ندارد تیرها را یکی پس از دیگری نزدیک به هدف پرتاب میکند. در هر صورت، شیرینی اولین بازی و تشویق همکاران باعث شد ناخودآگاه به سمت این رشته ورزشی کشیده شود و اوقات فراغتش را با تمرین دارت پر کند. نتیجه این تمرینها کسب دهها عنوان برتر در رقابتهای مختلف ورزشی است. سیدجعفر سیدیزاده در حالی که پانزدهمین سال حضور در سازمان آتشنشانی مشهد را میگذراند، بهتازگی توانسته است مقام سوم لیگ برتر دارت کشور و رتبه سوم رنکینگ برترین قهرمانان دارت ایران را کسب کند. او ساکن محله ایثار است و اکنون خود را برای مسابقات برونمرزی آماده میکند.
از سال سوم دبستان، ورزش را در رشته ووشو بهطور حرفهای دنبال میکند. زینب عباسزاده متولد سال1384 است و در محله هدایت به دنیا آمده است. خودش میگوید: یکی از خوشبختیهایم این است که پدر و مادرم هر دو درکار ورزش و باشگاهداری بودند. کلاس سوم که ورزش ووشو را در باشگاه محله شروع کردم مادرم توران یعقوبی سرپرست باشگاه بود و مدیریت بخش خانمها را برعهده داشت من هم بیشتر اوقات فراغتم را به همراه مادرم در باشگاه میگذراندم و تمرینات ورزشی ووشو را انجام میدادم.
حمیدرضا کامل عباسی یکی از پسربچههای دهه شصتی است که فوتبال را از زمینهای خاکی شروع کرد، اما جنس استعداد او با بقیه همبازیهایش تفاوت داشت. حمیدرضا بیشتر از اینکه نقش یک فوتبالیست ماهر و حرفهای را در زمین داشته باشد، به عنوان یک ناظر، هماهنگکننده و مربی در بازیهای فوتبال محله ظاهر شده و شاید به همین دلیل است که در دوران نوجوانی تیمی را از بچههای فوتبالیست پایینشهر به نام «تیم فوتبال سینا» تشکیل داده و در مسابقات محلات مشهد شرکت میکند. او درحال حاضر مدرک مربیگری (A) آسیا را دارد و بازیکن هایی مستعد فراوانی چون عرفان مرادیان، ارسلان فریدون، امیر مرادی، سجاد رفعتی، امیر سرشار و آرش همایونی را به تیم های پایتخت و ملی معرفی کردهاست.