ورزش - صفحه 59

آن‌طور که ذوالفقار ذوالفقاری نقل می‌کند در مسابقه‌ای یکی از مربی‌ها هم‌دوره‌ای تختی بود و او را به‌خوبی می‌شناخت. او تعریف می‌کرد در محله‌ای که این پهلوان زندگی می‌کرد پسری دانشگاه قبول شده بود و توان پرداخت شهریه‌اش را نداشت. دکه‌دار روزنامه‌فروشی سرکوچه متوجه ماجرا شده بود و به این جوان پیشنهاد داد که شهریه‌اش را به عنوان قرض به عهده بگیرد تا هر وقت او به جایی رسید بدهی‌اش را پس بدهد. همین‌طور هم شد. آن جوان پزشک شد و بعد از تمام‌شدن درسش به‌سراغ دکه‌دار رفت. به او گفت دستش به دهنش می‌رسد و می‌خواهد بدهی‌اش را پرداخت کند. این ماجرا زمانی اتفاق افتاد که جهان پهلوان تختی از دنیا رفته بود.
بدمینتون را از یک سالن ورزشی در خیابان سرلشکر خلبان شهید محمدی (رازی سابق) شروع کرده و بعد همراه پدر به سالن‌های کوثر و راستی رفته است. در هشت‌سالگی و در اولین مسابقه استانی‌اش در نیشابور شکست خورده و خیلی ناراحت می‌شود اما عزمش را جزم می‌کند و با تمرین در مسابقه استانی مشهد در رده سنی نونهالان مقام اول را به دست می‌آورد.کوروش علیزاده با تکینک‌های این ورزش آشنا و به آن‌ها مسلط است. می‌گوید: در بدمینتون بیشتر از قدرت، تکنیک مهم است. معمولا دورترین نقطه ممکنی را که می‌تواند حریف به آن برسد انتخاب می‌کنم تا او در پاسخ به زحمت بیفتد.
ورزش باستانی به بازوی درشت و سینه ستبر نیست. پیش‌کسوتان به ما می‌آموختند وقتی بیرون هستید طوری سر به زیر راه بروید که دیگران فکر کنند با یک دست شما را می‌اندازند، یعنی ادعایی نداشته باشید. ولی وقتی داخل سالن هستید با توجه به سن و سال و مدت زمانی که ورزش می‌کنید از کسوت خودتان دفاع کنید همان‌طور که مرشد از شما داخل گود دفاع می‌کند.
هفت ساله بود که با حضور در مسابقات، دفتر جدیدی در زندگی‌اش باز شد. آن‌قدر حکم قهرمانی آورده که یادش نمی‌آید در چه مسابقاتی چه مقامی آورده است. سیما باغیشنی پانزده‌ساله علاوه بر اینکه امسال یکی از اعضای گروه دختران خورشید در برنامه عصر جدید بود، توانست مقام قهرمان قهرمانان را در مسابقات استان خراسان رضوی کسب کند و راهی مسابقات کشوری شود. با این ساکن محله خلج هم‌کلام شده‌ایم تا از اهداف و انگیزه‌های خود بگوید.
لباس رزمی‌اش را پوشیده و سه مدال رنگارنگ را هم به گردنش آویخته است. نگاهش پر از اطمینان است و حتی قدم‌هایش را استوار و محکم برمی‌دارد. با خودم فکر می‌کنم که دست‌کم باید چند سالی را به تمرین و مبارزه گذرانده باشد. اما کمی که می‌گذرد، می‌فهمم فقط دو ماه از ورودش به این عرصه می‌گذرد و او در همین مدت کوتاه موفق به کسب سه مدال استانی مختلف شده است! یگانه پورشریفی متولد سال۱۳۸۷ کاراته‌کار ساکن محله کارمندان دوم است. رزمی‌کاری که زیرنظر یکی از بهترین مربی‌های منطقه مبارزه را آموخته و حالا اهداف و آرزوهای زیادی در سر دارد.
یاسین علیپور آن‌قدر در کاراته زبده و آب‌دیده می‌شود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات می‌گذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناک‌اوت‌ می‌کند و در نهایت هم قهرمانی مسابقات کشوری و رقابت‌های بین‌المللی را به‌دست می‌آورد. ورزشکار محله جاهدشهر این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات انتخابی تیم ملی که ماه آینده در تبریز برگزار خواهد شد آماده می‌کند و آرزو دارد عضوی از تیم ملی کشورمان در مسابقات آسیایی ژاپن باشد.
از همان دوران کودکی علاقه بسیاری به ورزش‌های رزمی داشت و به خانواده‌اش می‌گفت من را «بروسلی» صدا بزنید. اگر اسم خودش (عرشیا) را می‌گفتند پاسخ نمی‌داد. اسباب‌بازی‌ها و فیلم‌هایی که نگاه می‌کرد بی‌ارتباط به این موضوع نبود. با وجود تماشای فیلم‌های رزمی باز هم «سید امیرعرشیا صفری» کودکی آرام و مهربان بود؛ انگار قهرمانان این عرصه را الگوی خودش کرده بود. علاقه او سبب شد تا خانواده‌اش در سال1397 در نه‌سالگی او را در رشته تکواندو ثبت‌نام کنند.
سید قاسم حسین‌پور مربی با‌سابقه‌ای که در کارنامه‌اش قهرمانی جهان را دارد و حالا مربی تیم ملی نیز شده است، شاگردانش را آماده تمرین‌های تخصصی می‌کند. در سالن ورزشی‌ای که او مربی‌اش است از آدم سن و سال‌دار و جاافتاده تا کودکان خردسال چهار و پنج ساله حضور دارند. عضلات ورزیده و بدن‌های آماده‌ این ورزشکاران هر بیننده‌ای را برای ورزش‌کردن سر ذوق می‌آورد. اینجا کلاس آموزش کاراته در گلشهر است. از این کلاس دوهفته پیش شش ورزشکار به مسابقات کشوری کاراته در شهرکرد رفتند و دست پُر برگشتند.
امیرحسین گنجی می‌گوید: ما بچه‌های حاشیه شهر که برای رسیدن به آرزوهایمان باید مبارزه کنیم زندگی را نوعی مبارزه دائمی می‌دانیم. خاطرم هست زمانی که هفت‌سالم بود با یکی از دوستانم برای دیدن یک مبارزه دوستانه کاراته به باشگاه محله رفتم من محو تماشای دو حریف بودم. یک لحظه خودم را جای یکی از آن‌ها که در ظاهر قوی‌تر بود قراردادم. از لحاظ من چون او قوی‌تر بود می‌توانست در این مبارزه برنده شود. اما در پایان این مبارزه دوستانه حریفی که من خیلی به پیروزی‌اش امید بسته بودم در لحظاتی کوتاه با ضربات ناگهانی شکست خورد.
کوچه ارمغان14 در مرکز شهرک ارمغان در انتهای محله فارغ‌التحصیلان قرار گرفته است. بیشتر امکانات و فضاهای خدماتی شهرک در این معبر قرار دارد و از این جهت، معبر مرکزی شهرک محسوب می‌شود. با وجود عرض کم این کوچه، تردد زیادی در آن می‌شود و ساخت‌وساز هم در این سال‌ها در کوچه ارمغان14 رونق داشته است.
هر چیزی که مربوط به فوتبال باشد صدرای دوازده‌ساله را مجذوب خود می‌کند. الگوهای ورزشی زیادی دارد و دلش می‌خواهد یک روز جا پای آن‌ها بگذارد و در سطح کشوری و بین‌المللی مطرح شود. همه این‌ها باعث شده که حالا با همین سن‌و‌سال کم در سه تیم مختلف بازی کند و یک روز را هم بدون تمرین به شب نرساند. با صدرا حقدادی نوجوان محله پورسینا در زمین چمن نصرت گفت‌وگو می‌کنیم.
امیرمحمد پیراسته نوجوان مبارز و قهرمان محله فرهنگیان در رشته کیک بوکسینگ است. سال1397 در مسابقات قهرمانی استان خراسان رضوی که هیئت ورزش‌های رزمی نیشابور برگزارکننده آن بود مقام دوم مسابقات را در رده سنی نوجوانان به دست‌ آورد. همان سال در مسابقات آزاد که هیئت ورزش‌های رزمی خراسان رضوی مسئولیت برگزاری آن را برعهده داشت مقام سوم را در کیک بوکسینگ کسب کرد.مهم‌ترین مسابقه‌ای که در آن شرکت کرده هشت ماه پیش در اربیل عراق بوده که توانست در همان دور اول حریف را شکست دهد و کمربند طلایی این مسابقه را به دست آورد.
توکلی که به دلیل زندگی در روستا تا نوزده‌سالگی گود زورخانه نرفته بود، به پیشنهاد چند نفر از اهالی روستای خود چند سالی است که گودی را در روستا درست کرده‌ تا بچه‌ها از سن کم بتوانند باستانی‌کار شوند. او می‌گوید: «روستای فرزق 800خانوار جمعیت دارد و روستای کوچکی نیست. بنا به علاقه‌ای که در بچه‌های روستا با دیدن من به وجود آمده بود سال86 حمام عمومی قدیمی روستا را که سال‌ها خاک می‌خورد و کاربردی نداشت تبدیل به گود زورخانه کردیم. با همراهی اهالی توانستیم در مدت کمی بنایی و شکل حمام را به زورخانه تغییر بدهیم از همان موقع تعداد افراد علاقه‌مند به این ورزش در روستا زیاد شده است و جوانان باستانی‌کار خوبی را تربیت کرده‌ایم.»
ابوالفضل ابراهیمی فرزند محمد ابراهیمی و سکینه بابکی از مربیان بنام رشته ووشو است. این ورزشکار نوجوان همین چند روز پیش موفق شده دو مدال طلا و برنز مسابقات کشوری را به دست آورد و به مرحله انتخابی تیم ملی نوجوانان کشور راه پیدا کند.
نگار تفقد صدیق اعتمادبه‌‌نفس خوبی دارد و می‌داند استعدادش در ورزش می‌تواند او را به اهداف ورزشی‌اش برساند. درباره شروع ورزش هاکی می‌گوید: سال دهم که بودم، هیئت هاکی استان فراخوانی زد و به دنبال ورزشکارانی بودند که به هاکی علاقه داشته باشند. با توجه به اینکه این رشته در ایران چندان شناخته شده نیست تیمی نداشتیم و این فراخوان انتخابی ملی بود. سال 98 برای مسابقه رفتم و انتخاب شدم. یک ماه تمرین کردیم و بعد رفتیم برای کشوری.
در مناسبت های مذهبی، حال و هوای زورخانه شهید احمدی و پهلوانان آن که سال ها به عشق مولای متقیان زندگی و ورزش کرده اند با روزهای دیگر سال متفاوت است. حالا فکر کنید مناسبت بزرگی چون عید غدیر هم در پیش باشد که منتسب به حضرت علی(ع) است. اگرچه در سال های اخیر شیوع ویروس کرونا تا اندازه ای برنامه های پهلوانان زورخانه را برای این روزهای بزرگ بر هم زده، نتوانسته است ذره ای از اشتیاق آن ها برای برگزاری رسمی دیرینه در روز امامت و ولایت بکاهد. از نخستین بار که آن ها در تکاپوی برگزاری جشن عید غدیر در زورخانه سابق محله خیرآباد بودند 38 سال می گذرد. زورخانه آن زمان در سالنی ورزشی قرار داشت که پهلوانان محدوده بولوار طبرسی با همت خود بنیانش گذاشته بودند.
عطایی از قدیمی‌های صنف لوازم ورزشی است و 46سال از عمرش را در این راه صرف کرده است. او از دوران نوجوانی کارش را با فروش لوازم ورزشی شروع کرده و حالا در زمینه تولید لوازم و پوشاک ورزشی فعالیت دارد. او برایمان تعریف می‌کند: «از دهه50خیابان امام خمینی(ره)با دو مغازه به بورس لوازم ورزشی تبدیل شده بود. مغازه مرحوم حاج آقای خادم و فروشگاه پرسپولیس که هنوز هم با همین نام فعالیت دارند، جزو اولین مغازه‌های این راسته بودند.» این کاسب قدیمی ادامه می‌دهد: «با آنکه در آن سال‌ها مانند امروز سالن ورزشی و زمین چمن نبود، اما خرید لوازم ورزشی بسیار زیاد بود. خاطرم هست، اول مهر که می‌شد دم مغازه‌های لوازم ورزشی صف بود. آن سال‌ها کنار برادرم کار می‌کردم و برای اینکه بتوانیم پاسخ‌گوی مشتری‌ها باشیم پنج نفر پنج نفر مشتری به داخل مغازه راه می‌دادیم.»
محسن دلاور، نوجوان دوازده‌ساله ساکن محله پورسینا، از پنج‌سالگی وارد دنیای ورزش‌های رزمی می‌شود و از آن به بعد، دیگر آن را رها نمی‌کند. تا اینجای کار، کلی مدال رنگارنگ به دست آورده است و مقام‌های مختلفی در کارنامه ورزشی اش دارد اما مهم‌ترینش مدال طلای استان است که سال ٩٨ به دست آورده است.
رحیم برگی از چهارسالگی پا در عرصه ورزش گذاشت. آن‌زمان پدرش باشگاه کشتی داشت و در این باشگاه فوت و فن این ورزش را تمرین می‌کرد. کلاس دوم دبستان که بود با ورزش‌های رزمی آشنا شد و از آن‌زمان کیوکوشین کاراته را به کشتی ترجیح داد و بر آن متمرکز شد. باشگاهی در نزدیکی خانه‌شان بود که به آنجا می‌رفت و تمرین می‌کرد. او خیلی زود استعدادش در این رشته را نشان داد و سال79 به مسابقات استانی راه پیدا کرد و مقام سوم را به دست آورد.
هلیا ابراهیمی نوجوان سیزده‌ساله محله چهارچشمه است که توانسته در مسابقه ریاضی جابربن حیان که سال گذشته در نیشابور برگزار شد رتبه برتر گروهی را به دست آورد. او از نسل همین دانش‌آموزانی است که با درس ریاضی ارتباط خوبی برقرار کرده‌اند. می‌گوید: پارسال یک گروه پنج نفری در مدرسه تشکیل دادیم و با مشورت و هم‌فکری سؤالاتی راکه سطح پیشرفته‌ای داشت حل کردیم و توانستیم رتبه اول را به دست بیاوریم، چون از قبل همه موضوع‌ها را یاد داشتیم. اگر تمرین کافی نداشتیم و مباحث را خوب بلد نبودیم نمی‌توانستیم برنده مسابقه شویم.