عبدالحسین مشکات، هنرمند پیشکسوت کاشی کاری سنتی با بیش از شصت سال سابقه فعالیت معتقد است: هنر کاشی کاری نه فقط مهارت فنی، بلکه عشق، صبر و ممارست میخواهد. او ادامه دهنده این میراث تاریخی و هنری است.
حرم رضوی بارها محل تحصن و بستنشینی مردم بوده است؛ گاه فردی تنها برای دادخواهی به آن پناه میآورده و گاه جمعی با مطالباتی فراتر از مشکلات شخصی، بهصورت جمعی بست مینشستند.
کارنامه صدیقالدوله نشان میدهد که آدمی فعال و در همان حال باریکبین و دقیق بوده است. او بلافاصله پس از ورود به مشهد، با ساماندهی امور آستانقدس و نیز پرداختن به نیازهای شهری تلاش کرد تا برای زائران و مجاوران آسایش بیشتری ایجاد کند.
صباغیان طوسی برای هنرمندان بعد از خود اسوه بود. او از نسل استاد و شاگردی بود. از نسلی که برای آموختن الفبای نقاشی، در خانه استادان زیادی را زد. آخرین پرده زندگی اش هم در کارگاه نقاشی جمع وجورش میان رنگها و بوم ها رقم خورد.
حدود ۱۰۰ سال پیش برای ساخت خیابان آیتالله خزعلی امروز، ۲ طرح توسط بلدیه و آستان قدس پیشنهاد و در نهایت راه کنونی ساخته میشود.
مسجدالرضا (ع) در محله احمدآباد از مساجد وابسته به آستان قدسرضوی محسوب میشود. کتابخانه این مسجد ۳۰ سال پیش به پیشنهاد اهالی ساخته شد و اکنون با حدود ۶۰هزار نسخه کتاب میزبان اهالی مشهد است.
بارگاه امامرضا(ع) به عنوان یکی از برجستهترین فضاهای هنری و مذهبی ایران، مجموعهای از بیش از صد نوع هنر اصیل ایرانی اسلامی را در خود جای داده است. هنر در این مکان، از سطح تزیین و بنا فراتر رفته است.
در طول سلسلههای پادشاهی مختلف، حکام وقت و سرداران نظامی و گاهی حتی کارگزاران و... هم به ثروت حرمرضوی چشم داشتند و به آن دستدرازی کردند. آقازادهها یا همان شاهزادگان افشاری نمونههایی از این سارقان تاریخیاند!
حاجمهدی بهنامیان ۳۶ سال هرروز با لباس اتوکشیده، مرتب و تمیز به خدمت آقا رسیده، تا زمانی که بازنشسته شده است. میگوید: «در جوار امامرضا (ع) باید پاکیزه و مرتب برویم.»
حاج علی اکبر بجستانی مقدم، تاجری است که بدلیل شمار وقفهایش از او بهعنوان بزرگترین واقف پس از انقلاب یاد میشود. او ۷۲ مدرسه در اطراف تهران وقف کرده که هرکدام به نامی از شهدای کربلا مزین شد.
در میان رجال قاجار که بهعنوان حاکم یا متولیباشی به مشهد آمدند، میرزاجعفرخانحسینی، ملقب به مشیرالدوله و «مهندسباشی»، یکی از کوتاهترین دورههای مسئولیتی را دارد؛ با اینحال، خدماتش بسیار درخشان است.
سابقه سانسور فقط مختص امروز نیست و شاید باورتان نشود اگر بشنوید که این موضوع هزارانسال سابقه دارد. زمان قاجار که با جنگ، قحطی و کشتار همراه بود، نامهها پیش از گیرنده، توسط افراد دیگری خوانده میشدند.
میرزامهدی ولایی، کوشش فراوانی در احیای گنجینه نسخههای خطی داشت و دوره جدیدی را در فهرستنویسی این کتب در ایران پایهگذاری کرد. دستنوشتههای منظم و دقیقش نمونه نظم و دقت عالی این چهره ماندگار در فهرستنویسی است.
محمد موسوی، ملقب به «صنیعالتولیه»، یکی از هنرمندانی است که کتیبههای نگاشته شده با خط او تقریبا در همه بخشهای قدیمی حرم رضوی، بهویژه در صحنهای عتیق و نو به چشم میخورد.
دکتر قاسم رسا آخرین ملکالشعرای آستان قدس بود که اشعار او با سنگ و لعاب درآمیخته و بر معماری حرم، نقش بسته است. او همچنین پزشکی چیره دست بود.
اسدالله آزاد تلاش میکرد تا حرفه کتابداری را در ایران به نسخه جهانیاش نزدیک کند و از اهمیت آن بگوید. نگاهش به کتابداری صرفا فن قفسهبندی نبود بلکه در جستوجوی دانشگاه عادلانهتر و جامعه داناتر، جلساتش را پشت سرهم برگزار میکرد.
حاج احمد سعیدی سالها مدیریت مدرسه عسکریه را برعهده داشت. پس از تعطیلی این مدرسه با نظر آیتالله مصباح مقرر شد در پرداخت شهریه طلاب یاریرسان باشد و به این ترتیب بیشاز چهار دهه از عمرش را صرف امانتداری و تقسیم شهریه طلاب کرد.
علیقلیخان در دوره سلطنتش قادر به تأمین امنیت نبود و همین موجب شد لاتها و گردنکشان شهر قدرتی در شهر بههم بزنند تا آنجاکه کار از دست علیقلیخان و نیروهایش در رفت. یکی از مهمترینِ این اوباش، حاجیمحمد باباقدرتی بود.
سالار در دوره نخست میکوشید تا شرایط مشهد را دستخوش تغییر نکند. شواهد میدانی نشان میدهند که بازسازی و توسعه حرمرضوی رونق خوبی داشت و مردم نیز، باوجود همه مشکلات، وضعیت عادی داشتند.
دبیرستان شاهرضا با پرداختن به ورزشهای مختلف روز، نهتنها زمینه آشنایی آنها را با چنین ورزشهایی فراهم میکند که خود به مکان پرورش اولین نسل ورزشکاران نوین مشهد بدل میشود و سرانجام نخستین مجله ورزشی مشهد را نیز همین دبیرستان چاپ میکند.