نخستینبار تشکیلات شربتخانه در دوره صفویه و ایام فرمانروایی شاهعباس اول راهاندازی و در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، برچیده و مسئولیتهای آن به دیگر بخشهای تشکیلاتی آستانقدس محول شد.
رواق «دارالشکر» به پاس زحمات مرحوم مهندس شکرالله خوشدست در امر بازسازی حرم مطهر امامرضا (ع) اینگونه نامیده شد.
کتیبههای طلایی که سال ۱۳۱۱ از نخستین ضریح چوبی حرم امامهشتم (ع) جدا شد، در گوشهای از تاریخ گم شده بود، تا اینکه ۱۳ سال بعد با پیگیری جراید، ختم به خیر شد.
مهدی سیدی مینویسد: «این روستا در حاشیه شمال شهر مشهد و جوار موقوفات آستانقدس واقع بود. چون صحرایی موقوفه نبوده، نامش در وقفنامهها نیامده و قدمتش نامعلوم است».
محمود خادمالخمسه میگوید: یکربع به غروب آفتاب بود و هنوز نماز ظهر را نخوانده بودیم و دنبال امام (ره) میدویدیم. بعد فهمیدیم امام (ره) رفتهاند به مدرسه علوی.
رضا صادقی میگوید: بسیاری از حسینیههای مشهد، دستخوش تغییر و معاصرسازی شدهاند. اما این تکیه با اینکه ۱۵۰ سال قدمت دارد، ساختار اصلیاش حفظ شده است که آن را بسیار خاص میکند.
اینجا درکنار نماز و دعا و نیایش، مباحثه داشتیم، مسابقه اجرا شد، تفریح و سرگرمی و بازی هم برقرار بود. این برنامهها، اعتکاف معنوی پرخاطرهای را برای ما رقم زد، به ویژه که همه بچههای سمپادی و نخبه بودند.
خادم تکیه که از خاندان اقوامشکوهی است، میگوید: «این ساختمان اصلا در نداشت و دورتادور غرفهها به یکدیگر راه داشت که مردم مینشستند پشت در حسینیه حصیر و پلاس میانداختیم تا روضهخوانی را بشنوند».
از ۲۱ هزارو ۶۰۰ مترمربع فرش دستبافت که در رواقهای حرممطهر پهن شدهاند، رواق امامخمینی (ره) با ۴ هزارو ۷۳۳ مترمربع فرش دستبافت، بیشترین مساحت فرششده را در میان رواقها به خود اختصاص داده است.
در مزرعه سمزقند، کارگاههای دباغی، رونق فراوان داشت که بیشترشان موقوفه آستانقدس بود و بهاجاره دراختیار صاحبان این شغل قرار میگرفت.
ماجرا از این قرار است که مشهد تا اوایل دوره پهلوی اول، موزه ندارد، اما از قرنها پیش، در آستانقدسرضوی مکانی به نام «خزانه» وجود داشته که محل نگهداری اشیای اهدایی و نذور گرانبها بوده است.
بعد از سالها و با مرمت کارشناسان آستان قدس رضوی، درِ بنای دوره تیموری به روی عموم مردم باز میشود.
دکتر سیدصابر مرجائی میگوید: اینجا مانند بخش پاتولوژی است که دلیل مریضی افراد را تشخیص میدهند و تلاش میکنند مریضی کتاب را درمان کنند.
گزارشی تاریخی و مستند درباره پیشینه ۱۰۸ ساله یکی از محلات محروم مشهد که برای اولینبار اطلاعاتش منتشر میشود.
«گزارش مکتب شاهپور» به سیمای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی مشهد در ابتدای قرن چهاردهم خورشیدی میپردازد و بنا بود همزمان با جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی انتشار یابد.
مهندس دیشیدی، معمار مهمترین سازههای این شهر است؛ از کتابخانه آستان قدسرضوی گرفته تا زیرگذر حرم مطهر و صحن غدیر و قدس. او همچنین مهندس ناظر ساخت بازاررضا و خیلی جاهای دیگر بوده است.
ناهید دلشاد که خیاطی هنر اجدادی اوست، احیاکننده ۵۵رشته سوزندوزی، مبدع الگوهای ایرانی لباس و پیشگام مد در حوزه لباسهای سنتی است.
کتابخانه، یک وقف فرهنگی گسترده و ارزشمند است که شاید از هزار پارچه آبادی و زمینی که حاج حسینآقا ملک وقف کرده، گرانبهاتر بوده است.
میرزاطاهر رضوی در این نقاشی، بخشی از صحن عتیق را با وضعیت پس از توپبندی به تصویر میکشد. قشون روس در میانه صحن عتیق دیده میشوند، کالسکه و گاری متعلق به آنها در میانه صحن است و اسبها کنار نهری هستند که بعد از سقاخانه اسماعیلطلا به سمت پایینخیابان جریان دارد.
اسدی متولی آستانه، سال ۱۳۰۶ برای اینکه طرح خیابانکشی را در زمین متعلق به نظامالملکیها اجرا کند، پدر شیخ حسن را همراه دو تن از پسرعموهایش، بهمدت چند هفته در طویله زندانی میکند.