آتش نشان - صفحه 3

تابه‌حال اجساد زیادی را از دل حادثه بیرون کشیده‌ام. حال فکر کنید کسی بیاید و بگوید که چرا آتش‌نشانان والیبال بازی می‌کنند؟
مهارت آتش‌نشانان ایستگاه شماره ۲۳ مشهد، پیدا کردن جنازه‌های افراد غرق شده در آب‌های عمیق است.
وقتی چشم باز کردم، خودم را پشت ضریح طلا دیدم و درحال پیاده شدن از مزدای آتش‌نشانی بودم. بوی دود و باروت می‌آمد.
سعید صفاریان از زمانی‌که به سازمان آتش‌نشانی پیوست، والیبال ساحلی را شروع کرد و توانست با تیم شهرداری مشهد در مسابقات جهانی این رشته نیز بدرخشد.
کوچه شهید مولایی در خیابان مجد28 حدود 50سال قبل به کوچه‌باغ‌های سیدی معروف بوده است.‌ زمین‌های باغی که ظاهرا ‌متعلق به‌ شخصی به نام سیدی بود علت این نام‌گذاری است. این کوچه را سراسر باغ‌های انگوری، سیب و هلو تشکیل می‌داد. «باغ‌های غلامحسین‌احمد»، «حاج ممدقندی» و «دکتر ثقه‌‌الاسلام» از این جمله بود. این کوچه را به نام این باغ‌ها هم می‌شناختند.
یکی از این بانوان مشهدی فاطمه پیلتن است که نشان داده حس مادرانگی و شغل پرخطر آتش‌نشانی را می‌توان با هم جمع بست و به دل سختی‌ها زد. این بانوی ساکن محله سرافرازان دو فرزند دارد و از 10سال پیش به عنوان یک فعال اجتماعی در کنار شهروندان منطقه9 حضور دارد. او از سال91 در آزمون‌های عملی و تئوری آتش‌نشانی شرکت می‌کند و سابقه یک دهه فعالیت به عنوان آتش‌نشان را دارد. شعرگفتن، نویسندگی، ورزش فوتسال و البته هیجان و ماجراجویی از دیگر علایق فاطمه است، بانویی که با آتش زندگی می‌کند.
مژگان دانشمند توضیح می‌دهد: در یک‌سال گذشته به‌واسطه کاهش حضور بانوان در عملیات‌ها در طرح «شهر ایمن» که توسط سازمان آتش‌نشانی انجام می‌شد، حاضر شدم تا به‌عنوان مربی این دوره‌ها شهروندان را درباره مسائل ایمنی آگاه کنم. در این مدت در بیش از 150مجتمع مسکونی حاضر شدیم تا آموزش‌های ایمنی را به شهروندان ارائه کنیم.
صبح 30 فروردین امسال و  در هنگام عملیات، برای احسان مروی با هفت سال سابقه کار در آتش نشانی مشهد، حادثه ای رخ داد که در حکم پاره شدن همان زرورق زیبای ظاهری بود. « هوای آن روز مشهد، بارانی بود و باد شدیدی می وزید. حادثه سقوط درخت روی سه خودرو در محدوده سرافرازان اعلام شد. به محل اعزام شدیم و برای تثبیت و بریدن درختی که تنومند بود اقدام کردیم. هنگام برداشتن تجهیزات مورد نیاز، درِ خودرو که جک دارو قوی بود بسته شد و یک بند انگشت دستم لای در جا ماند.»
قدمت آتش‌نشانی در ایران، معاصر با دوره قاجار است؛مجموعه‌ای با کمترین امکانات که تابلو«اطفائیه» همه شناسنامه آن بوده است. قصه آتش و مردانش اما با گذشت سال‌ها تصاویر دیگری به خود می‌گیرد؛ درست یک قرن پیش با خرید ماشین‌های آب‌پاش هم‌گام با دنیا و امکاناتش، نوین می‌شود و با وسایل و امکانات به روزش به مصاف آتش‌می‌رود.
علیرضا رحیمی می‌گوید: از همان ابتدا وقتی روحیه پیشکسوتان سازمان را می‌دیدیم که با چه انگیزه و نشاطی در عملیات‌ها حاضر می‌شدند و یا وقتی از نزدیک شاهد تلاش همکارانم برای نجات مردم و به حداقل رساندن خسارت‌های جانی و مالی بودم و روشن شدن جرقه امید در یک خانواده نجات‌یافته را می‌دیدم، بسیار برایم لذت‌بخش و آموزنده بود و روز به روز بیشتر به شغلم علاقه‌مند می‌شدم.
علی خسروی جانباز شهیدی است که 24سال پس از جانبازی و درست در همان روزی که مجروح شده بود، در سن پنجاه‌سالگی بر اثر عوارض بیماری‌ به شهادت رسید. پسرش، محمود، آتش‌نشان این شهر است و به‌نوعی جا پای پدر گذاشته است و همانند او در حوادث و عملیات‌های مختلف آتش‌نشانی بی‌ترس‌و واهمه به دل حادثه و آتش می‌زند تا جان هم‌وطنان را نجات دهد. هفته دفاع‌مقدس و هفتم مهر، روز آتش‌نشان، فرصت خوبی برای بیان رشادت‌های این دلاورمردان است.
چند روز پیش، بنای فروشگاه لشکر در خیابان بهار تخریب شد؛ بنایی که اگرچه تاریخی نبود، یکی از ساختمان‌های خاطره‌دار هویتی در شهر مشهد به شمار می‌رفت. نام این ساختمان بیش‌از هر چیز با انقلاب و روزهای خونین دی‌ماه‌57 مشهد گره‌ خورده بود. همان‌‌جا که مردم معترض جلو استانداری خراسان، به‌تلافی تیراندازی ارتشی‌ها و حرکت دیوانه‌وار تانک‌ها در 9‌دی‌57، فروشگاه را آتش زدند. شروع تخریب این بنای خاطره‌انگیز و کلنگ‌زنی عملیات احداث برج هفده‌طبقه سلامت در محل آن، بهانه‌ای شد تا به گذشته این بنای خاطره‌انگیز بپردازیم. بنایی که به گفته معماران قابل جابه‌جایی بوده است.
طبقاتشان پر شده است از پلاستیک‌جات، پتو، حوله، ظرف و ظروف، دکوریجات و لوازم جورواجور. این‌گونه بودنشان گواهی تاریخ و پیشینه‌ای است که وجود داشته است. این بنا‌های فرتوت و پوسیده، روزی روزگاری کاروان‌سراهای قدیمی معروف زمان خود بودند اما حالا از نفس افتاده‌اند. بیشترشان آن‌طور که باید و شاید بازسازی و مرمت نشده‌اند و هر لحظه خطر فروریختن آن‌ها هست. آتش‌سوزی پلاسکو، فروریختن متروپل و... اتفاق‌های ناگواری بودند که مجابمان می‌کنند پیش از وقوع حادثه باید چاره‌ای اندیشید و ما را به سمت تهیه این گزارش سوق می‌دهند.
وقتی اولین بار در میان همکاران آتش‌نشان خود سه تیر را به سمت تخته دارت پرتاب کرد، همه تعجب کردند چطور کسی که تجربه بازی در این رشته ورزشی را ندارد تیرها را یکی پس از دیگری نزدیک به هدف پرتاب می‌کند. در هر صورت، شیرینی اولین بازی و تشویق همکاران باعث شد ناخودآگاه به سمت این رشته ورزشی کشیده شود و اوقات فراغتش را با تمرین دارت پر کند. نتیجه این تمرین‌ها کسب ده‌ها عنوان برتر در رقابت‌های مختلف ورزشی است. سید‌جعفر سیدی‌زاده در حالی که پانزدهمین سال حضور در سازمان آتش‌نشانی مشهد را می‌گذراند، به‌تازگی توانسته است مقام سوم لیگ برتر دارت کشور و رتبه سوم رنکینگ برترین قهرمانان دارت ایران را کسب کند. او ساکن محله ایثار است و اکنون خود را برای مسابقات برون‌مرزی آماده می‌کند.
با وجود دردی که در حین مسابقه گاهی در پایش می‌نشست، فقط به عشق ایران توانست زود‌تر از همه دونده‌ها از خط پایان عبور کند. بعد، از شدت درد پا بر زمین افتاد. دقایقی بعد، روی سکوی قهرمانی ایستاد و همان روز با افتخار پرچمی مزین به نام سردار سلیمانی را بر سکوی اول چهاردهمین دوره مسابقات المپیک لیسبون پرتغال آتش‌نشانان به اهتزاز درآورد. محمد اسلامی با افتخار پرچمی مزین به نام سردار سلیمانی را بر سکوی اول چهاردهمین دوره مسابقات المپیک لیسبون پرتغال آتش‌نشانان به اهتزاز درآورد و نام قمر بنی‌هاشم روی لباسش برای او دلگرمی بسیاری در مسابقات جهانی آتش‌نشانان بود. او چهار مدالی را هم که از مسابقات المپیک اردیبهشت در چهار رقابت سخت به دست آورد در همان مسابقات به شهدای آتش‌نشان تقدیم کرد.
زلزله بم، انفجار قطار نیشابور، زلزله کرمانشاه، سیل سیستان و... اتفاقاتی هستند که هرکدام ما از آن‌ها چیزهایی را شنیده‌ایم و در قاب کوچک تلویزیون با تماشای اندوه و غم مردم شاید گریسته‌ایم. ما همه چیز را از کیلومترها این طرف‌تر تماشا کرده‌ایم و شاید گاهی کانال را چرخانده‌ایم چون دیگر توان دیدن آن را نداشته‌ایم در حالی که در همان زمان کیلومترها آن‌طرف‌تر افرادی در میان همین صحنه‌ها بوده‌اند و این حوادث بخشی از خاطرات زندگی‌شان شده‌ است، خاطراتی که زیستن با آن‌ها را خودشان انتخاب کرده‌اند. در این شماره شهربانو با سه بانو که در هلال احمر مشغول به کار هستند ، گفت‌وگو کرده‌ایم.
تا وقتی جوان هستی، کمتر قدرش را می دانی؛ شاید دوران بازنشستگی را بهترین دوران زندگی بپنداری که پول خوب و وقت کافی برای گشتن و تفریح داری. شاید داشتن شغل و مسکن را ایده آل ترین وقت زندگی بپنداری. شاید هم در اوج جوانی، باز غم از دست دادن دوران کودکی را بخوری و دوست داشته باشی برگردی به گذشته. اما کافی است قدری از روزگار جوانی فاصله بگیری تا بفهمی هیچ چیز در دنیا به اندازه جوانی ارزشمند نیست.روز جوان، بهانه ای شد تا سری به دنیای جوانان موفق مشهدی بزنیم؛ جوانانی که گرچه پیش تر مفصل در شهرآرامحله به سراغشان رفته ایم، این بار در یک قاب کنار هم معرفی شان می کنیم.
حسن سهرابی تا به خود می‌جنبد، آتش زبانه می‌کشد و کار از کار می‌گذرد. فقط می‌تواند خودش را بیرون بکشد و به حیاط نقلی خانه‌اش بیندازد. بعد با صدای بلند از در و همسایه کمک بخواهد. تا خودرو آتش‌نشانی از راه برسد چیزی به‌جز خاکستر از خانه و متعلقاتش باقی نمی‌ماند و صفر تا صد خانه در آتش می‌سوزد. در آن لحظات سخت فقط خدا را شکر می‌کند که خانواده‌اش در خانه حضور نداشتند و از این حادثه جانشان به خطر نیفتاد. بعد از گذشت چند روز از این حادثه، چند روزی هم طول می‌کشد تا رطوبت دیوارها گرفته شود. بعد از آن پابانان همکار او، دست به کار می‌شوند. گچ‌کار، سیم‌کش، لوله‌کش و... هر کدام از پاکبانان که مهارت فنی دیگری داشتند برای بازسازی خانه پای کار می‌آیند.
اسماعیل نجاتیان و علی ابراهیمی دوتن از کشتی‌گیران مشهدی هستند که در قالب تیم هیئت کشتی خراسان در لیگ برتر کشتی کشور حضور داشتند، اسماعیل نجاتیان سه سال پیاپی در وزن 81کیلوگرم مسابقات کشوری مقام قهرمانی را به دست آورده و در قالب تیم ارتش جمهوری اسلامی ایران در مسابقات ارتش‌های جهان(سیزم) در کشور فنلاند، مدال طلا را برای کشورمان به ارمغان آورد. علی ابراهیمی هم از کشتی گیران به‌نام مشهدی است و در مسابقات بین‌المللی جام خلیج‌فارس با شکست «احمدف» قهرمان روسی المپیک مدال طلا را از آن خود کرده‌است. این دو علاوه بر دوبنده کشتی، لباس آتش‌نشان راهم برتن دارند و در ایستگاه شماره 17 مشهد(ایستگاه جاهدشهر) فعالیت می‌کنند.
دور میدان امام خمینی(ره) بر اولین کوچه کنار آتش‌نشانی، تابلو امام خمینی(ره)61 نصب شده است. این کوچه با وجود آنکه خیابان اصلی نیست، اما همیشه مملو از خودرو و ترافیک است. وجود شهرداری منطقه8 و مدرسه و مهدکودک در این معبر سبب ترافیک به‌ویژه در سر ظهر می‌شود، البته این روزها به‌دلیل کرونا و تعطیلی مدارس، ساکنان محله شرایط بهتری دارند.