مسابقه - صفحه 45

محبوبه دلدار در دوراهی انتخاب رشته‌های پزشکی و هنری، وارد هنرستان کار و دانش شده و در رشته صنایع دستی، گرایش چوب مشغول به تحصیل می‌شود. تخصصش در منبت و معرق است، دست‌های نقش‌آفرین او 5 سالی است که فعالیت هنری دارند و در هجده‌سالگی با کسب رتبه برتر مسابقات آموزشگاه‌های علمی و کاربردی استان خراسان رضوی ، ‌عنوان معرق‌کار برتر هنرستان‌های مشهد را به دست آورده‌است.
احمد سلطانی، امام جماعت مسجد می‌گوید: در طبقه منهای دو مسجد باشگاه ورزشی داریم که رشته‌های رزمی مانند کاراته، تکواندو، ووشو، بوکس و همچنین بدن‌سازی و پینگ پونگ را برای جوانان مسجدی و اهالی محل دارد. اختصاص یک طبقه از مجتمع به باشگاه ورزشی غیر از درآمدزایی برای مسجد، یکی از راه‌های تشویق ما برای بچه‌هاست. برای مسجدی‌ها و اعضای پایگاه تا 50درصد تخفیف می‌دهیم تا نیروهای فعال و پرتلاش از ظرفیت ورزشی مسجد استفاده کنند. ورود به باشگاه ورزشی مجتمع برای همه آزاد است اما با چارچوب‌های فرهنگی که فضای مسجد اقتضا می‌کند.
از بچگی به ورزش علاقه داشتم، آن هم ورزش نه در حد معمولی بلکه همیشه به قهرمانی فکر می‌کردم. از پنج‌سالگی مسابقات مردان آهنین را دنبال می‌کردم و هر روزم با فوتبال می‌گذشت. در مدرسه هم همیشه در تیم فوتبال بودم. به دوره راهنمایی که رسیدم رفتم دنبال ورزش رزمی. سخت تلاش می‌کردم. در مدت حدود دو‌سال و نیم توانستم دان2 تکواندو را بگیرم، کاری که دیگران در چهارسال انجام می‌دهند. چهارسالی رزمی کار کردم و در آن مدت عضو تیم استان شدم و در سطح ناحیه توانستم مقام بیاورم. هیچ وقت به دوم و سومی فکر نمی‌کردم، همیشه هدفم طلا بود.
زهرا ده‌ساله است و از شش‌سالگی با شرکت در کلاس‌های ورزشی مسجد محله با ورزش ووشو آشنا می‌شود. بعد از چند ماه باشگاه ورزشی مسجد تعطیل و او با باشگاه رزمی‌کاران و استاد عزیزالله موجریان آشنا می‌شود. زهرا اسحاقی می‌گوید: باشگاه در زیرزمین مسجد محله قرار داشت و از لحاظ سطح امکانات در درجه پایینی بود. اما خانم مربی با دلسوزی و جدیت تمام تمرینات ورزشی را با بچه‌ها انجام می‌داد و این مهربانی و دلسوزی او تا حدودی کمبودهای باشگاه را جبران می‌کرد.
اردلان حسین‌زاده معلولیت مادرزادی دارد و نیمه راست بدنش با کم‌توانی عضلانی روبه‌روست. ساکن محله فارغ‌التحصیلان است و در کلاس دوازدهم درس می‌خواند. هفت سال پیش زمانی که کلاس پنجم بود، هیچ علاقه‌ای به ورزش و فعالیت‌های اجتماعی از خودش نشان نمی‌داد. مادرش کنار مشکلات و پیچ و خم‌های زندگی، می‌دانست باید به هر طریقی هست او را وارد اجتماع کند تا به‌دلیل معلولیت منزوی نشود.برای همین آن‌قدر اصرار کرد که به‌دلیل پافشاری او اردلان در کلاس شنا ثبت‌نام کرد. مدتی نگذشت که دو مدال استانی آورد و طعم شیرین این مدال‌ها، شوق پیشرفت را در او برانگیخت بعد با حمایت تمام نشدنی مادرش ورزش را ادامه داد.
با اینکه چند ماهی بیشتر از شروع آموزشش نگذشته اما موفق می‌شود حریف‌ها را یکی بعد از دیگری شکست دهد. او می‌گوید: آن شب استرس زیادی داشتم و تا صبح نخوابیدم ولی در زمین مسابقه به خودم گفتم تمام تلاشم را می‌کنم و از پس حریفان برمی‌آیم. بعد از آن در دیگر مسابقات استرس نداشتم.آرزوی او رسیدن به سکوهای قهرمانی جهان و استاد تمام‌شدن در این رشته ورزشی است.
هفت ساله بوده که به‌دلیل علاقه‌اش به ورزش در باشگاه نزدیک خانه ثبت‌نام می‌کند و به جای فوتبال تصمیم می‌گیرد فوتسال بازی کند یک‌سالی که می‌گذرد به تشویق یکی از دوستانش که از ورزش‌های رزمی تعریف می‌کرد در کلاس کاراته ثبت‌نام می‌کند اما همچنان فوتسال هم بازی می‌کند چند ماه بعد متوجه استعدادش در این ورزش رزمی می‌شود و تصمیم می‌گیرد به‌طور حرفه‌ای آن را دنبال کند. حمید اردلان یکی از نوجوانان موفق محله طرق است که توانسته مقام‌های زیادی از جمله نایب قهرمانی مسابقات اورآسیایی و مقام اول مسابقات کشوری نوجوانان را در رشته کیوکوشین کاراته کسب کند.
علاقه ورزشی سید محمد گلچین حسینی تا ده‌سالگی فقط به فوتبال محدود بود. در جریان یک مسابقه استعدادیابی با ورزش بدمینتون آشنا شد و از همان ده‌سالگی فعالیت در این رشته را آغاز کرد. در ده‌سالگی گروه استعدادیابی ورزش بدمینتون به مدرسه‌ای که محمد گلچین درس می‌خواند می‌آیند. در جریان این استعدادیابی او به عنوان یکی از نفرات برتر انتخاب و نام‌نویسی می‌شود.
همه چیز از یک اطلاعیه شروع شد. بچه‌های مدرسه روی برگه نوشته بودند که می‌خواهند رادیو معراج را راه‌اندازی کنند. صادق انشای خوبی داشت و به عنوان نویسنده عضو این گروه شد و به تولید پادکست پرداختند. یکی از این پادکست‌ها در مسابقه فرهنگی‌هنری آموزش و پرورش مقام اول کشوری را به دست آورد. پس از این تجربه موفق نویسندگی، فکر فیلم‌نامه‌نویسی به سرش افتاد و اتفاقا در آن هم خوش درخشید. صادق نظامی، ساکن محله دانشجو، اکنون که در کلاس دهم درس می‌خواند شش نمایشنامه نوشته که اجرا شده‌اند.
سارینا موجریان از پنج‌سالگی ورزش را با ژیمناستیک و تکنیک‌های پایه در باشگاه ورزشی طهماسبی شروع می‌کند. در شش‌سالگی وارد هنرهای رزمی شده و رشته ووشو را تحت مربیگری پدرش (استاد عزیزالله موجریان) ادامه می‌دهد. خودش می‌گوید: با تشویق پدرم برای انعطاف و آمادگی جسمانی بیشتر کارم را با ژیمناستیک شروع و بعد از یک‌سال ورزش ووشو را شروع کردم. برادرم نیز به‌عنوان حریف ورزشی در خانه با من تمرین می‌کرد. ما با هم‌ رزم دونفره انجام می‌دادیم. در کنار خانواده معلم‌های مدرسه هم برای حضور در میدان‌های ورزشی تشویقم کردند.
مجتبی پورغلام آن‌قدر در کاراته زبده و آب‌دیده می‌شود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات می‌گذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناک‌ می‌کند و در نهایت هم سر از اردوی تیم ملی درمی‌آورد، او حالا در هشت‌سالگی به درخشیدن در پیراهن ملی و قهرمانی در المپیک می‌اندیشد. خودش با زبان کودکانه‌اش روزهای اول را این‌طور تعریف می‌کند: مبارزه‌کردن را خیلی دوست دارم. دلم می‌خواهد شب و روز مبارزه کنم. وقتی آمدم اینجا و مبارزه بچه‌ها را دیدم خیلی خوشحال شدم. از آن روز به بعد هر روز منتظر بودم تا عصر شود و به باشگاه بیایم.
خاطرات کودکی یلدا صفائیان پر است از همراهی‌هایش با پدر در کوه‌های هزارمسجد و زمین‌های شالیزار برنج. در آن طبیعت‌گردی‌ها، آقای صفائیان به دخترش می‌گفت: تو هم مثل من استعداد ورزش داری. خودش غیر ازآنکه به اقتضای شرایط زندگی کوهنورد و طبیعت‌گرد بود، والیبال هم کار می‌کرد. بعد که به مشهد آمدند دخترش را به سالن دوومیدانی استاد باغبان‌باشی در مجموعه ورزشی شهید بهشتی برد و گفت از او امتحان بگیرند. یلدا تعریف می‌کند: گفتند کفش مناسب نداری، نمی‌شود امتحان بدهی. گفتم خب کفش‌هایم را درمی‌آورم. اشتیاقم را که دیدند اجازه دادند با همان کفش‌ها امتحان بدهم.
سیدعلی حسینی، فوتبالیست سابق محله سیدی، یکی از همین افراد است که تلاش می‌کند باعث رشد و پیشرفت نوجوانان و جوانان محله خود باشد.سالن ورزشی گوهرشاد در بوستان قائم محل تمرین ده‌ها نوجوان و جوان محدوده‌ سیدی است. پنجشنبه‌ها این ورزشکاران با ورود به این سالن و بر تن کردن لباس ورزشی، گوش به حرف مربی باسابقه خود می‌دهند، به این امید که با دانش او به اهداف و آرزوهایشان دست پیدا کنند.
یگانه قهرمان می‌گوید: برای اینکه همیشه آمادگی جسمانی لازم را داشته باشم روزی 2تا 3ساعت را به تمرینات ورزشی می‌گذرانم. درجریان یکی از همین تمرینات به زمین خوردم و استخوان پایم ترک برداشت. چند هفته بیشتر تا مسابقات کشوری ووشو جام خلیج فارس نمانده بود. مدت‌ها بود که برای حضور در این مسابقات لحظه‌شماری می‌کردم و حالا این اتفاق افتاده بود. با وجود مخالفت‌های مربیان به‌ویژه استادم عزیزالله موجریان تمریناتم را ادامه دادم و با همان وضعیت درمسابقات شرکت کردم و رتبه سوم مسابقات بخش نوجوانان را به دست آوردم.
محمد زرچی که از ده‌سالگی به‌صورت حرفه‌ای ورزش بدمینتون را زیر نظر پدرش شروع کرد، در سال‌های بعد با کسب چند رتبه کشوری و مقام نایب‌قهرمانی مسابقات بدمینتون غرب آسیا، به یکی از افتخارآفرینان این رشته ورزشی تبدیل شد. می‌گوید: یک‌سال از تمریناتم بیشتر نگذشته بود که در اولین مسابقه استانی بدمینتون در سال1393 شرکت کردم. در مسابقات تک‌نفره رتبه اول و در رده تیمی مقام دوم را کسب کردم. بعد از آن به‌عنوان نماینده استان خراسان‌رضوی در مسابقات نوجوانان تیم‌ملی که در استان تهران برگزارشد، مقام سوم را به دست آوردم.
محمدحسین که ورزش حرفه‌ای را از کودکی و با رشته ووشو شروع کرده، می‌گوید: از هشت‌سالگی به ورزش‌ علاقه داشتم و تا به امروز در رقابت‌های متعدد ورزش‌های رزمی حاضر و 46مدال مختلف در عرصه ورزش‌های استانی، کشوری و بین‌المللی کسب کرده‌ام. 4سال قبل در مسابقات کشوری ووشو با رسیدن به مرحله نیمه‌نهایی از حریفم شکست خوردم و نتوانستم به دور نهایی بروم. مدال برنز گرفتم. خیلی ناراحت بودم و بلندبلند گریه می‌کردم. استاد از دیدن حال و روزم دلداری‌ام داد و همراهم گریه کرد. منظره عجیبی بود همه سالن با تعجب به ما نگاه می‌کردند. همانجا به خودم قول دادم که مدال طلای این مسابقه را بگیرم و سال بعد موفق شدم.
فاطمه، نوجوان ورزشکار محله رحمانیه، می‌گوید: پدر و مادرم خودشان اهل ورزش هستند و حمایت و تشویق آن‌ها خیلی تأثیرگذار بود. تمریناتم زود نتیجه داد و به مرحله مسابقات رسیدم.‌ اولین رقابتی که در آن شرکت کردم، مسابقات استانی در رده نونهالان بود. هم بی‌تجربه بودم و هم استرس داشتم، اما باز هم اول شدم.
حجت کرامتی که برادر کوچک‌تر مهدی (عضو سابق تیم ملی جودو ایران) است بر اثر یک اتفاق و شوخی برادرانه به دنیای ورزش حرفه‌ای گام نهاد.
مطهره گلشاهیان متولد 1386 و ساکن محله رسالت است. او به دلیل علاقه زیادش به ورزش از هشت سالگی تکواندو را شروع می کند، اما کم کم متوجه می شود این رشته برایش جذابیت ندارد و بعد از دو سال به سراغ کاراته و سبک کیوکوشین می رود. او دارنده مدال طلای مسابقات آزاد کشوری در سال97 است.
علی پوررجب درباره اولین رقابت‌ کشتی می‌گوید: دهه40 من یک چوپان ساده بودم. همیشه می‌دیدم جوانان از کشتی پهلوانی صحبت می‌کنند. پهلوانان و مردم عادی از روستاهای اطراف مشهد پیاده یا با دوچرخه برای شرکت در مسابقات کشتی یا تماشای آن به گود ننه‌خداداد می‌رفتند.این وضعیت باعث شد تصمیم بگیرم خودم به گود کشتی بروم و ببینم مردم برای چه این همه هیجان دارند. این ماجرا مربوط به سال1354 است.