۵مهر، نودمین سال پا گرفتن نخستین غسالخانه بلدیه در مشهد است؛ غسالخانهای که، چون از لحاظ امکانات بهداشتی به انواع امروزی خود شبیه بود، بعد از افتتاح به این نام شهرت یافت: «غسالخانه جدید بلدیه».
تکیه کرمانیها در آن روزگار که میشد پیکری را در جایی بهجز آرامستانها دفن کرد، همسایه دیواربهدیوار قبرستان «قبر میر» بوده است. عاشقان سیدالشهدا(ع) دوست داشتند در حیاط تکیه به خاک سپرده شود.
«روغنجوشی» چراغبرات، آنقدر برای ما مشهدیها خاطره ساخته است که نمیتوانیم تصور کنیم تقریبا بقیه ایرانیها در این روز و شبها، هیچ آیینی برای درگذشتگانشان برگزار نمیکنند.
فلسفه چراغبرات را مردم مشهد خوب میدانند. سنتی دیرینه که هر سال دو روز مانده به میلادمنجی عالم بشریت فضای آرامستانهای شهر را متفاوت میکند.
به عقیده حاچی کفاش تمام مردهها در سهشب چراغبرات آزادند و منتظر خیرات قوم و خویشان خود؛ خیراتی که هرکس بهاندازه توانایی خود انجام میدهد.
زیارت اهل قبور در آخرین پنج شنبه سال یکی از رسوم اهالی توس است. قدیمیها به آن عید علفه می گفتند که طی آن دو شب قبل عید را علفه مردهها و شب بعد را علفه زندهها میگفتند.
سند تاریخی نام اسلامیه بسیار قدیمی بوده که حداقل از سال ۸۱۵ مطرح بوده است. این روستای تاریخی پساز الحاق به شهر و تلفیق با روستاهای توس سفلی و علیا امروز به نام محله فردوسی شناخته میشود.
میان مشهدیها، نام شیخطبرسی بیش از همه تداعیکننده نام یکی از خیابانهای اصلی شهر است و مانند بسیاری از عناصر هویتی شهر، آن را خوب نمیشناسیم.
غلامرضا زعفرانیه میگوید: هر روز همدرد کسانی هستم که عزیزی از دست دادهاند. خودم عزیزان زیادی از دست دادهام که همینجا آرام گرفتهاند؛ پدر و مادرم و معصومه، همسرم.
اکنون یکی از مراکز مهم هویتی محله کوی مهدی، بوستان بهشت است که نیمه اول سده چهارده خورشیدی مهمترین آرامستان عمومی مشهد بود.
خیلی از مشهدیها حتی نمیدانند آرامستان ارامنه در مشهد وجود دارد. این آرامستان که جایی در حاشیه تقاطع عامل به بولوار شهید کریمی قرار گرفته است بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارد.
قبرستان ارامنه، تنها قبرستان مسیحی مشهد در دوره قاجار محسوب نمیشده و در محدوده خیابان عنصری امروزی، جایی نزدیک به باغ خونی، قبرستان دیگری وجود داشته است.
این گزارش روایتی است از دکتر ابوالقاسم بختیار، پزشک بختیاری عاشق فردوسی که برطبق وصیتش، همجوار حکیم سخن در آرامستان قدیمی محله فردوسی به خاک سپرده شد.
روستای حسینآباد خواجهربیع جزو موقوفه مزار خواجهربیع بوده و اکنون مجموعه باغ خواجهربیع توسط آستان قدس رضوی اداره میشود.
سیدحسین کاظمیان در سنگ مزارنویسی اتفاقهای عجیب بسیاری پیش میآید: یکبار سنگ مزار پدری را مینوشتم که برای نجات پسرش در دریا به آب زده و غرق شده بود.
یکی از میرابهای معروف مشهد در دوره تیموری، «شمسالدین میرکاریزی» بود. در گذشته، مردم بر سر مزار او، آش اوماج و کماج خیرات میکردند.
نوغان یکی از شهرهای قرارگرفته در دشت توس و مرکز آمدوشد بزرگان و صاحبان علم بوده است. رجال و شخصیتهای زیادی نزدیک به ۱۰ قرن از محله نوغان برآمدند.
خرید قبر ۲۰-۱۰ میلیونی در آرامستان خواجه ربیع کمی عجیب و سؤالبرانگیز است. آیا نمیتوان این هزینه را صرف رفع گرفتاریِ گرفتاران و یاریرساندن به محرومان و ثوابش را به روح درگذشته هدیه کرد؟
بیشتر اهالی محله بهمن به دلایل بسیاری ازجمله حضور معتادان، چندین سال است پیگیر تخریب و تبدیل آرامستان قدیمی محله به یک بوستان هستند.
از حدود سال ۸۷، سازمان فردوسهای شهرداری مشهدخاکسپاری در آرامستان قرقی و سیسآباد را ممنوع کرد، با این حال گزارشهای مردمی حاکی از آن است که هنوز اموات در این قبرستان قدیمی به صورت غیرمجاز دفن میشوند.