نوجوان محله گلشور اعتقاد دارد تقویت روحیه مهم تر از مقام قهرمانی است.
حسین، محمدمهدی و محمد نوجوانان ساکن کوچه باباطاهر ۶ سال است در موکب کوچکشان پذیرای اهالی هستند.
نوجوان محله رسالت در یک رشته کماقبال ورزشی، مدالآور شده است. او میگوید: درخشش در المپیک و مربیگری یکی از اهدافم برای آینده است.
دختر کونگفوکار که ۱۱ مدال رنگارنگ ورزشی در کارنامه دارد، میگوید:دوست دارم با ورزش به محلهام خدمت کنم؛ مثلا مدرک مربیگریام را بگیرم و بهعنوان مربی در باشگاه فعالیت کنم.
نازنینزهرا توانسته رتبه برتر یازدهمین جشنواره نوجوان سالم را به دست آورد و در پرسش مهر امسال ریاست جمهوری هم شایسته تقدیر شده است.
سیدعلیرضا حسینی که ماه آینده در مسابقات بینالمللی ارمنستان حاضر میشود، میگوید: دوست دارم پزشک شوم و در رشته ورزشی خودم هم پیشرفت کنم.
یگانه صالحمنش نوجوان ساکن محله ابوذر چهارماه است که بهعنوان مربی قرآن در دارالحجه (مکتبخانه همراه) حرم مطهر رضوی حضور دارد.
فاطمه طوسی از نوجوانان نامآور ورزشی محله تلگرد است که امسال مدال طلای مسابقات استانی دفاع نوین یا همان دفاع شخصی پیشرفته با سلاح شمشیر را از آن خود کرده است.
نوجوان کونگفوکار محله عامل، دوستانش را با امکانات بالای شهر عوض نمیکند.
یک روز که محمدهادی حسینی به همراه پدر در حیاط مسجد ایستاده بود، آیتالله سبزواری میگوید: «در آینده این کودک، روزهای خوبی میبینم. مراقب او باشید؛ او یکی از سربازان امامزمان (عج) است.»
نوجوان محله رازی و دوستانش رتبه نخست ناحیه را در رشته طراحی سایت بهدست آوردهاند.
مهیا رهنما، نوجوان محله سیسآباد که در مسابقات بینالمللی جام هشتمین خورشید، دوم شد، دوست دارد سکوهای قهرمانی را از آن خود کند.
سیدهآنیتا گفتاری در یازدهسالگی بهعنوان کوچکترین دانشآموز پژوهشگر و فناور برتر استان، از استاندار وقت، لوح افتخار دریافت کرد.
غلامحسین عجم، مربی باشگاه میگوید: متأسفانه هیچیک از شاگردان این باشگاه باتوجهبه فقر مالی خانواده، توان شرکت در مسابقات خارج از کشور و افتخارآفرینی بیشتر را ندارند.
مکبر نوجوان حرم مطهر رضوی از همان کودکی همراه پدر به مجالس عزاداری و نوحهخوانی ائمه (ع) میرفت و از هفتسالگی درجلسه مداحی مسجد اماممحمدباقر (ع) شرکت میکرد.
حسینیهای که حاجرحیم کریمی، گرمابهدار محله پنجتن، وقف کرد و بیتالجواد نامش دادند، فقط مکانی برای عزاداری نیست، بلکه به مرجعی برای جلب همدلی، وفاق و وحدت اهالی محله تبدیل شده است.
یکروز برای آمدن از باشگاه، قرار شد پدربزرگم من را از باشگاه به خانه بیاورد که با موتور تصادف کرد و پایش شکست و یک ماه در گچ ماند؛ خیلی غصه خوردم که به خاطر من این اتفاق برایش افتاده است.
آرزو احمدی میگوید: تا قبل از شروع کونگفو، خجالتی و گوشهگیر بودم، اما از وقتی به باشگاه رفتهام، برای ارتباط با دیگران مشکلی ندارم.
فاطمه جوادی با طراحی یک برنامه نرمافزاری به دانشآموزان محروم خدمت میکند.
وجیهه نوری میگوید: ما راه سختی رفتیم و دستمان خیلی خالی بود؛ مثلا گروهی در رقابت با ما بود که معلمشان تخصص اختر فیزیک داشت.