زهرا فاطمی و فاطمه رضایی دو دانشآموز نوجوان شهرک شهید رجایی هستند که به تازگی در مسابقات دانشآموزی قرآن، عترت و نماز در سطح ناحیه 5 آموزش و پرورش کسب کردهاند.
گرهگشایی کار دل است و موضوعی که به دل گره بخورد، آدم منتش را روی سر هیچکس و هیچچیز نمیگذارد. کارهای دلی دلنگرانیهایش هم با دیگر کارها متفاوت است. بههیچوجه هم به داشتن و نداشتن پول ربطی ندارد. نمونهاش هم زندگی رمضان فلکی است؛ آموزگاری که درس مهمی برای آموختن داشته و دارد. دستگیری از مردم او را به جایی رسانده است که با قدرت میگوید: «بدون پول هم میشود به مردم خدمت کرد.»
عسل صبوری که در دوران ابتدایی با ورود به فعالیتهای علمی و پژوهشی مدرسه، به عنوان پژوهشگر برگزیده تا مرحله حضور در جشنواره دانشآموزی جابربن حیان پیش رفته است، میگوید: تشویقهای پدر ومادرم در علاقهمندی من به کارهای علمیو پژوهشی تأثیر زیادی داشت، با ورود به مدرسه نیز به عنوان یک دانشآموز فعال و مشتاق همیشه در بحثهای علمی کلاس و مدرسه حاضر و رتبه ممتاز مدرسه را داشتم.
این معلم فیزیک نهتنها در فضای مجازی به دانشآموزانش درس میدهد، بلکه دوباره همان درسها را در خانه تدریس میکند و در دیگر شبکههای اجتماعی برای دانشآموزانش میفرستد، مبادا یکی از آنها بهدلیل مشکل اینترنت نتواند به محتوای کلاس دسترسی پیدا کند. او در کارش جدی، اما مهربان است. همیشه تلاش میکند تا دانشآموزانش درس را یاد بگیرند نه اینکه حفظ کرده و نمرهای کسب کنند.
اینکه دختری هنرستانی در منطقه کمبرخوردار مشهد برای پسران و دختران کودک و نوجوان کلاس طراحی و عکاسی برگزار کند اتفاقی نادر است. «فاطمه پورنوا» با همکاری مادر و پایگاه محلی بسیج توانسته با هدف افزایش تواناییهای کودکان و نوجوانان علاقهمند به هنر کلاسهای مختلفی را در این دو رشته هنری برپا کند.
سید حسن موسوی، فرهنگی بازنشسته شهرک طرق که مسئولیت اجرای طرح پویش را به عهده دارد، معتقد است این طرح برای پیشرفت و ارتقای سطح علمی دانشآموزان شهرک طرق به اجرا در آمده است.
جواد قریی 27 سال دارد. او جوان ورزشکار و خوش اخلاق محله کوی سلمان است و اکنون مربی ووشو برای هم محلهای هایش هست. قریی که در سن جوانی، دبیر کمیته مسابقات هیئت ووشو شهرستان مشهد شده است. این نشاندهنده تلاش و کوشش اوست. علاوه بر این او در آموزش و پرورش خدمت میکند و معلم مدارس گلشهر منطقه5 است.
خیریه دانشآموزی آموزش و پرورش ناحیه3 از سال 1383به همت «شعبانزاده» ریاست آموزش پرورش وقت افتتاح شده است. این خیریه مجوز لازم را از اداره بهزیستی گرفته و تاکنون زیر نظر این اداره و در قالب و چارچوبهای آن فعالیت خود را ادامه داده است.
24 ساله بودم که مادرم بعد از سه سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان از دنیا رفت، بااینکه همیشه شاگرد اول دانشگاه بودم اما دوره 4ساله کارشناسی را در 6سال به اتمام رساندم چراکه دو سه سالی را درگیر دوا و درمان مادرم بودم. هنوز داغ مادر در سینهام سنگینی میکرد که پدرم مریض شد، او هم رفت و من در 30سالگی از نعمت داشتن پدر و مادر محروم شدم. بعد از این اتفاقات تلخ دیگر پای رفتن نداشتم، بااینکه کلی زحمت کشیدم تا بورسیه تحصیلی چند دانشگاه معتبر اروپایی را به دست آورم اما ....
یاسمین غیور موحد، نوجوان موفق ساکن محله عبدالمطلب از همان سنین کودکی و دوران دبستان در مسابقات علمی و فرهنگی مدرسه حضور فعالی داشته و اولین اختراعش در سال سوم دبستان بوده است؛ اختراعی که تا مرحله استانی نیز پیش میرود. او علاوهبر تحقیقات علمی در زمینه فعالیتهای مذهبی و ورزشی نیز عملکرد موفقی داشته است.
روزی روزگاری «حاج حبیب» زمینی را برای مسجد محله وقف کرد و بعد از او پسرانش کمر همت بسته و بنای مسجد را بنیان گذاردند. این یادگار حاج حبیب و پسرانش امروزه مسجدی آباد و پر از نمازگزارانی در سنین مختلف است. برنامههای مختلف مسجد گواه آن است که این مرکز عبادی نهتنها جایگاهی برای ادای فریضه روزانه بلکه محتوای دینی را برای مخاطبان مختلف ارائه میدهد.
صبا رحمانی که از کودکی به کارتون علاقه داشته وقتی پنجساله میشود، قلم به دست میگیرد و چهره شخصیتهای کارتونی را با همه جزئیات و مانند خودشان طراحی میکند، اما پدر و مادرش این نقاشیها را خیلی جدی نمیگیرند و آن را درحد یک استعداد زودگذر میدانند. این کودک مستعد نقاش در ششسالگی برای اولینبار چهره پدر و مادرش را میکشد و به آنها نشان میدهد، آنجاست که والدین صبا متوجه میشوند دخترشان چقدر در زمینه نقاشی استعداد دارد.
مدیرمدرسه میگوید: ما برای دانشآموزان دوره دبیرستانمان قصد کارآفرینی داریم و به همین دلیل آنها را بهصورت عملی به چالش کشیدیم. از جمله کارهایی که انجام دادیم، این بود که به آنها گفتیم ساندویچ درست کنند و به سایر دانشآموزان بفروشند.
ماجرای مدرسه مهر1396 با اقدام علی عدالتیان و مرحوم پدرش آغاز شد. مدرسهای که رویکردی متفاوت نسبت به مدارس معمولی دارد. متفاوت نه فقط به این دلیل که بچههای بیبضاعت و باهوش در آن حق تحصیل دارند، بلکه از این نظر که غیرانتفاعی است، اما حتی ریالی از کسی گرفته نمیشود. متفاوتتر از این نظر که همهچیز در مدرسه حتی پول سرویس، پول درمان، پول کتاب و فرم مدرسه و حتی رهن خانه دانشآموزان داده میشود و عجیبتر از همه موارد اینکه با پول خمس اداره میشود؛ خمس دارایی علی عدالتیان و پدرش که اجازه شرعیاش برای خرج در راه تربیت توسط آیتا...سیستانی صادر شد.
مهتاب فرخفر؛ دارنده مدال المپیاد میگوید: «روزی 10ساعت درس میخوانم و این عادت از کلاس ششم در من ایجاد شده است. آموختن را دوست دارم و علمآموزی برایم دلنشین است. المپیاد فرد را به لحاظ روحی و علمی قوی میکند. فرد از نظر علمی توانمندی استدلالکردن به دست میآورد و در زندگی شخصی نیز مستقل بار میآید. از طرف دیگر استرسهای المپیاد سبب میشود استرسهای کوچکتر را مهار کند و قویبودن در مسیر را بیاموزد.»
19مدرسه در استان ویژه هفتگروه دانشآموزان شامل کمتوان ذهنی (بیشترین آمار را دارند)، دانشآموزان نابینا، دانشآموزان ناشنوا، دانشآموزان با مشکلات جسمی و حرکتی و هوشبهر معمولی، دانشآموزان چند معلولیتی، دانشآموزان با اختلالات رفتاری هیجانی یا طیف اوتیسم و دانشآموزان دارای مشکلات ویژه فعالیت میکنند که سهم منطقه 7از این تعداد مدارس تنها دو مدرسه و منطقه8 نیز به یک مدرسه و یک پیشدبستانی ختم میشود.
مردم مناطق خراسان قصهها و داستانهای خود را در قالب آهنگهای زیبا سینه به سینه، با این ساز به نسل بعد منتقل میکنند. من دوتار شمال خراسان را مینوازم که خود به چند مکتب تقسیم میشود. مکتب قوچان، شیروان و گلیان. من مکتب گلیان را انتخاب کردم.
بعد از چند سال تمرین تصمیم گرفتم، موسیقی مقامی شمال خراسان را به جامعه بینالمللی معرفی کنم. این موسیقی باید حفظ شود.
از کودکی به رشتههای مختلف ورزشی علاقه داشته اما فقط یک سال از ورود جدیاش به ورزش تکواندو میگذرد. در همین یک سال سه مقام استانی کسب کرده و حالا مربی کودکان و نوجوانان مستعد محله پورسیناست. مهدیه پیوندی که تمام عشق و علاقهاش در ورزش تکواندو خلاصه میشود اهداف و آرزوهای زیادی در سر دارد.
ماهان قربانزاده، نوجوان یازدهساله محله پنجتن برای خودش کتابخانهای 200جلدی فراهم کرده که هر کتابش را چندینبار خوانده است.ماهان از زمانی که هنوز پا به مدرسه نگذاشته بود، بهجای اسباببازی، کتاب میخرید و از میان کتابها بیش از همه عاشق نقش رستم و جنگآوریهایش بود. برای همین است که حالا انتخاب اولش برای سرگرمی شاهنامهخوانی و نقالی است.
منیره خانم تا سوم راهنمایی درس میخواند. خیلی زود در چهاردهسالگی ازدواج میکند و درگیر زندگی خانوادگی میشود. او چهار فرزند دارد و با همراهی و تشویق همسر و فرزندانش طی دو سال دبیرستان را تمام میکند و در رشته فلسفه و کلام دانشگاه پیام نور قبول میشود.