نوجوانان پایگاه بسیج شهدای گمنام مسجد امامهادی (ع) در محله شهیدبهشتی با وجود اینکه تجربه کار یدی ندارند، روزهای پنجشنبه و جمعه که از درس و مدرسه فارغ هستند، برای بازسازی مسجد محلهشان دست به کار میشوند.
علی اسعدی، ورزشکار پرتلاش مشهدی اگرچه به آرزویش رسیده بود و موقعیت خوبی داشت اما یک تصمیم بزرگ گرفته بود و آن هم اعلام آمادگی و پذیرفتن اهدای اعضای بدن خود پساز مرگ بود.
دکتر خطیب ساکن آمریکاست و سالی یکبار به ایران میآید تا بین دانشآموزان نخبه تحتپوشش مرکز نیکوکاریاش باشد و از نزدیک با آنها دیدار کند. دکتر سیدرضا خطیب سال ۱۳۰۹ در منطقه ۸ مشهد بهدنیا آمده است.
همهجا هستند، هرجا که نیاز به کمک و امدادرسانی باشد، پای کار هستند، آنهم داوطلبانه. اسمش هم گواه همین شاخصههاست: داوطلب؛ داوطلبانی که به جمعیت هلالاحمر پیوستهاند و هرکدام در عرصههای مختلف پای کار ایستادهاند.
هاشمیه۳۱ انتهای خیابان سامانیه است؛ کوچهای که همسایههایش بهواسطه مدرسه و مسجد، یکدیگر را زیاد میبینند و انس عجیبی با هم دارند. در این محله همسایههایی که خیرشان به اهالی میرسد، کم نیستند.
سعید کاظمی میگوید: سعی ما بر این است که دل همه بچههای کلاتهسرهنگ را شاد کنیم؛ بههمیندلیل نمیخواهیم تبعیضی بین فرزندان آنها و کسانی که کمتر دارند، بگذاریم و سعی کردیم به همه بچهها هدیه بدهیم.
محمدرضا احمدی تعریف میکند: پدرم روحانی هستند و یکی از سفارشهای همیشگیشان، مدارا با مردم و کسب حلال است. من هم از همان ابتدا سود کمتر و رضایت مشتری را در نظر گرفتم.
همدلی ساکنان کوچه امامت۱۳ در محله زیباشهر مثالزدنی است. کسانی که در عروسی و عزا پابهپای اهل مجلس خدمت میکنند و مراسم را از آن خود میدانند.
سالهای سال است یکی از کارهای بانوان اکبرآباد برداشتن قدم خیر برای آدمهایی است که به ظاهر آنها را نمیشناسند، اما گویی در باطن، مشترکاتی باهم دارند. آنها برای لبنانیهای درگیر جنگ با عشق گره در گره میاندازند!
گروه جهادی منطقه ثامن برای آوارگان لبنان در زینبیه دمشق غذای تازه طبخ میکنند.
سیدمهدی مدنیطلب میگوید: در این محله، همه اهل کار خیر هستند و ما پیشقدم شدن در این مواقع را از یکدیگر یاد گرفتهایم. از اینکه همسایههای خیری کنار من هستند، بسیار خوشحالم.
در غمنامهای که احمدی، شهردار وقت مشهد، درباره محمدتقی(پسر رها شده در خیابان) به استاندار استان نهم مینویسد، بهخوبی میتوان جای خالی یک پرورشگاه خوب را در مشهد حس کرد.
کنیزرضا علیجانی تعریف میکند: دو دختر هشتساله که برای اردو به بوستان ریحانه آمده بودند، جلو آمدند و گفتند پول کمی دارند و خجالت میکشند اسکناس ۵ هزارتومانیشان را به ما بدهند. بوسیدمشان و گفتم «نیتتان مهم است.»
اهالی محله سجادیه پا پیش گذاشتند و جای خانواده عروس و داماد را پر کردند. از خودرو و دستهگل عروس گرفته تا شیرینی، میوه، شام و تالار و حتی آرایش ساقدوشهای عروس را هم که مانند خودش بچههای بهزیستی بودند، برعهده گرفتند.
امام جماعت مسجد امیرالمؤمنین(ع) میگوید: قصد داشتیم از ظرفیت مسجد برای رونق اشتغال استفاده کنیم و بانوانی که امکان اجاره مغازه برای فروش محصولاتشان را ندارند دور هم جمع کنیم. بخشی از سود فروش محصولات تقدیم جبهه مقاومت شد.
فرزند مرحوم باقرزاده تعریف میکند: در زیست سعادتمندانه پدرم، دو ویژگی بارز و چشمگیر وجود داشت؛ اول مطالعه کتاب تا روزی پنج ساعت و دیگری علاقه وافرش به جهانگردی و عشق به کاوش در فرهنگ اقوام ملل که تجربهها اندوخت.
مرتضی قارونی میگوید: شمارهام را روی تابلو نوشتهام تا اگر زائری نصفهشب یا دم سحر ماشینش خراب شد و قطعهای لازم داشت، معطل نشود. هیچوقت صدای گوشیام را هم قطع نمیکنم تا هروقت کسی زنگ زد، حتی اگر خواب هستم، بیدار شوم.
دومین اجتماع بزرگ خانوادگی «ایران همدل، مشهد تا لبنان» در بوستان بانوان طرق برگزار شد و درآمد حاصل از این بازارچه یکروزه به کودکان غزه، لبنان و فلسطین اختصاص یافت.
اهالی کوچه تعریف میکنند که زهراخانم چندبار با کمک خیران برای نوعروسان کمبضاعت جهیزیه تهیه کرده است تا جوانهای محله بتوانند قدری آسانتر زندگی مشترکشان را شروع کنند.
کوچه مالکاشتر۳ در محله جلالیه، جزو قدیمیترین محدودههای منطقه۵ است که ساکنانش بااصالت و همانند خود کوچه، قدیمی هستند. اینجا میتوان رد پای همسایهداری قدیم را پیدا کرد. از آن دسته همسایگیها که اعتبار یک راسته کوچه هستند.