خیریه - صفحه 18

ضریح مطهری که تا آغاز دهه هشتاد، دست‌به‌سینه مقابلش خم می‌شدیم تا از سر ارادت سلامی به سلطان خراسان بدهیم، هنر اندیشه مردی بود که ارادتش به اهل‌بیت(ع) مثال‌زدنی بود؛ بزرگ‌مردی که از سر همین ارادت طرح نخستین ضریح طلایی امام‌رضا(ع) را در سال‌های ابتدایی دهه1330 داد تا جای ضریح فولادی را بگیرد؛ عارفی به نام علامه سید ابوالحسن حافظیان که اقدامات افتخاری‌اش برای جدش حضرت‌رضا(ع) بود.
زهرا سمنانی متولد۱۳۴۱ و بزرگ‌شده محله پایین‌خیابان است. زهراخانم دختر مادری است که دست‌به‌خیربودنش زبانزد همه قدیمی‌های محله پایین‌خیابان است و کمک‌های زیادی برای تهیه جهیزیه، سیسمونی و درمان بیماران نیازمند کرده است. حتی پیش آمده است که طلاهایش را فروخته و خرج مستمندان کرده است.
جواد غفاریان طوسی می‌گوید: سال گذشته با کمک نیکوکاران، 21 میلیارد تومان جمع‌آوری شده است و به این وسیله 550 زندانی آزاد شده‌اند. او شاکیان را بزرگ‌ترین نیکوکاران می‌داند و توضیح می‌دهد: کنار 21 میلیاردی که از سوی خیران جمع‌آوری شد، شاکیان هم از 43 میلیارد تومان حق خود گذشت کردند. به همین دلیل، می‌توان آن‌ها را بزرگ‌ترین خیران دانست.بیشتر زندانیان جرائم غیرعمد به دلیل مشکلات مالی، چک برگشتی، ضمانت و ... به زندان افتاده‌اند و بیشتر آن‌ها پدران سرپرست خانواده هستند. مدیر نمایندگی ستاد دیه خراسان رضوی ادامه می‌دهد: با مساعدت نیکوکاران، در نیمه شعبان امسال، بیش از 60 زندانی آزاد شدند.
همه اهالی، کوچه احزاب در محله پروین را با نام «بی‌بی‌جان» می‌شناسند. قرارمان با بی‌بی جان بعد از نماز ظهر است. حالا پشت در خانه‌اش ایستاده‌ایم، البته کمی زودتر از موعد قرارمان رسیده‌ایم. در حیاط نیمه‌باز است و در همین فاصله کوتاه چند پسربچه در حالی که توپ به دست دارند از داخل منزل بیرون می‌آیند. وارد منزلش می‌شویم. جانمازش پهن است و مقنعه سفید و چادرنمازش را به سر دارد. با لبخندی مادرانه به استقبالمان می‌آید و دعوت‌ به نشستن‌ می‌کند.
ماجرا از اینجا شروع می‌شود. حاجیه‌خانم بیابانی از سال 60 ساکن محله امام خمینی بوده است. او از همان سال، با کمک بانوان محله، کارش را شروع می‌کند. بدون هیچ نام و نشانی، برای نوعروسان جهیزیه جمع می‌کند، نان به سفره نیازمندان می‌رساند و لباس گرم تن بچه‌های یتیم می‌کند. 10 سالی در همان منطقه پانزده‌خرداد فعالیت می‌کند تا اینکه حدود سال 70 خانه و زندگی‌اش را به بولوار وکیل‌آباد می‌برد. با جابه‌جایی خانه، به فکر خرید زمینی برای تأسیس خیریه می‌افتد. سال 70 خیریه‌ای به نام سجادیه توس راه می‌اندازد، خیریه‌ای که این روزها سکان آن را به دست دخترش سمیرا اسعدی سپرده است.
دو برادر او شهیدان بسیجی «ابراهیم اصلانی» و «حسین اصلانی» نیز جانشان را تقدیم این آب و خاک کرده‌اند. تنها برادرش هم جانباز اعصاب و روان است که شهید از او در منزلش پرستاری می‌کرد. ناگفته نماند که مزد خودش هم در راه دفاع جانبازی بوده است. بعد از جنگ هم که سلاحش را به زمین گذاشت، رخت خدمت به تن کرد و در جبهه خدمت برای مردم حاشیه شهر فعالیت جهادی انجام داد. این طلبه جهادگر تا آخرین لحظه‌ای که با زبان روزه در حرم مطهر رضوی به فیض شهادت رسید برای خدمت به مردم حاشیه شهر تلاش کرد.
حجت‌الاسلام مرتضی هوشیار، مدیر موسسه نغمه شکوفایی معتقد است: نگهداری از این کودکان یک وظیفه اجتماعی است و همه افراد جامعه دربرابر آن‌ها مسئول هستند. این مرکز مردمی است و مدیریت آن هم باید مردمی باشد. این‌کار یک مسئولیت اجتماعی، جهادی و دلی است. تک تک افراد جامعه دربرابر این کودکان مسئول هستند و باید به این شبه‌خانواده کمک کنند. باید سعی کرد در این مراکز علاوه‌بر رشد جسمی به مهارت‌آموزی این کودکان در حوزه اجتماعی، حقوق شهروندی و زندگی کمک کرد.
سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی است و نگاه فرهنگی دارد، اینکه چرا و چطور وارد حوزه نظامی‌گری شده است، ماجرایی طولانی است. کمک در حوزه فرهنگ حاشیه‌نشینان که از یک اتفاق نشأت می‌گیرد، سرگرمی روز‌های گذشته او بوده و حالا به یک دغدغه جدی در زندگی‌اش تبدیل شده است. حاج‌آقا افتخاری حالا ۱۰ مجموعه بزرگ به‌نام «بیت‌المهدی (عج)» را با کمک ۶۰ مربی و خادمان افتخاری مدیریت می‌کند. فعالیت‌های این مجموعه گسترده و خارج از شمارش و بحث است، از برنامه‌های قرآنی و فعالیت‌های فرهنگی گرفته تا حوزه ورزش و هنر و...
29نیاز برآورده شده، ٤٥نیاز در انتظار، 166نیکوکار عزیز و... . نگاهی گذرا که به سایت می‌اندازم با کلی عدد و رقم روبه‌رو می‌شوم. معلوم است می‌خواهند همه چیز روشن و شفاف باشد تا کوچک‌ترین شبهه‌ای در ذهنت ننشیند. سایت را که بالا و پایین می‌کنم می‌فهمم آدم‌ها و زندگی‌ها برایشان شبیه این اعداد و ارقام نیستند. پشت هر یک از این عددها داستانی وجود دارد. داستانی که می‌توانی در سایت بخوانی. پشت این سایت عام‌المنفعه و خیررسان که متعلق به جوانان محله است، یک گروه حرفه‌ای در حال فعالیت هستند. گروهی که جنس کارشان متفاوت است و به گفته خودشان در کشور نمونه ندارد.
بیشتر این کودکان تجربه شادی ندارند. برای برگزاری کاروان شادی سالن‌های فرهنگ‌سراها یا مجموعه‌های ورزشی را اجاره می‌کنیم. در این جشن‌ها آرزوی بچه‌ها را می‌پرسیم تا در برنامه بعدی آرزوی تعدادی از آن‌ها را برآورده کنیم. وقتی می‌بینند آرزویشان برآورده شده اشک شوق می‌ریزند و از خوشحالی فریاد می‌زنند. بیشتر بچه‌ها آرزوی دوچرخه یا رفتن به مدرسه را دارند؛ آرزوهایی ساده و کوچک که می‌شود برآورده کرد. تعدادی از بچه‌ها درخواست سرپناه و خانه دارند که برای برآورده‌کردن آن‌ها از خیران و خیریه‌های بزرگ‌تر کمک می‌گیریم.
تمام تلاش کادر بیمارستان امام سجاد(ع) این است تا بیماری به دلیل شرایط مالی نامناسب آنجا را ترک نکند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا جایی که قانون اجازه می‌دهد هزینه‌های مالی را کسر کنند. بارها پیش آمده اتباع به بیمارستان مراجعه کردند و تنها با ارائه یک برگ عقدنامه درخواست زایمان داشتند. می‌توانند آن‌ها را پذیرش نکنند ولی وقتی می‌بینند از کشور دیگری هستند و مشکلات حاد و خاص خود را دارند، آن‌ها را بستری می‌کنند و ثبت احوال هم در این‌باره همکاری دارد و برای آن‌ها کارت‌ها یا مدارک موردنیاز را تهیه می‌کند. از لحاظ مالی نیز بارها پیش آمده است که پرستاران با پزشکان صحبت کردند تا هزینه جراحی یا عمل را کم کنند.
تا اواسط دهه هفتاد باغی سرسبز و آباد انتهای خیابان مهرمادر29 بود. خانواده مرحوم محمود ثانوی عطاران آخر هر هفته آنجا دور هم جمع می شدند و اوقات خوشی را می گذراندند، تا اینکه او تصمیم به انجام معامله ای پرسود با خدایش گرفت و همه وقتش را به پای بچه های یتیم و نیازمندان گذاشت. او هم بخش زیادی از ثروتش را وقف کرد و هم از سپیده دم تا نیمه های شب با افتخار به نیازمندان خدمت می کرد. حالا که او رفته، فقط خاطراتش برای ما باقی مانده است. او تصمیم گرفت با ساخت چندین واحد مسکونی در محل باغ خانوادگی ، مشکل شغل و نیاز مسکن مددجویان را برطرف کند.
روحانی‌ای میان‌سال که خود 4فرزند قدونیم‌قد دارد از منطقه برخوردار مشهد کوچ کرده و به این نقطه کم‌برخوردار آمده است و برای محله‌اش علاوه‌بر ایجاد مهدکودک، هیئت مذهبی، جلسه قرآن، جلسات مشاوره خانواده‌، مؤسسه کمک به فقرا و مرکز ایجاد اشتغال محلی راه‌انداخته است. حجت‌الاسلام امیر فیض‌آبادی حتی جلوتر از شهرداری وارد عمل شده و برای خانه‌های کوچه‌شان پلاک زده است و در محله درخت‌کاری کرده است. در این راه علاوه‌بر همه کمبودهای مالی‌ای که داشته با مخالفان و حتی دشمنانی مواجه بوده است و گروهی به‌عمد از کارهای او جلوگیری کرده‌اند.
خیابان پورسینا واقع در منطقه6 یکی از این مناطق است. جایی که آوازه زنان سخت‌کوش آن به همه جا رسیده است. زنانی که یک ارتش خاموش اقتصادی را تشکیل داده‌اند و در شرایطی سخت زندگی را پیش می‌برند. با کفش‌دوزی، چرم‌دوزی، قالی‌بافی، تهیه ترشی خانگی و... می‌گویم ارتش خاموش، چون این‌کار آن‌قدر بی سر و صدا انجام می‌شود که تلاشم مبنی بر پیداکردن آماری موثق در این زمینه بی‌نتیجه می‌ماند. در آمریکا یک‌پنجم اشتغال در حوزه مشاغل خانگی صورت می‌گیرد و در ایتالیا بخش جالب‌توجهی از صنایع در کارگاه‌های کوچک خانگی تولید می‌شوند اما اینجا مشاغل خانگی بی‌سروصداتر از هر جایی به حیات خود ادامه می‌دهند.
زمین مال شهرداری بود ولی کارهای مربوط به واگذاری اسناد آن در این سال‌ها انجام نشده بود. از شهردار جدید منطقه خواستیم از زمین مسجد بازدید کنند. با دیدن این وضعیت با ما همکاری کردند و به سازمان راه و شهرسازی نامه زدند. کاربری زمین در گذشته فضای سبز بوده و باید به مذهبی تغییر پیدا می کرد.خوشبختانه استانداری هم پیگیر شد و کارهای واگذاری زمین در حال انجام است.این بخشی از گفته‌های حجت‌الاسلام مسعود قاسمی درباره فرآیند ساخت مسجد است.
خرداد 1394 که کلنگ ساخت مجموعه‌ای در محله فرهنگیان و در خیابان شریعتی47 به زمین خورد، بیشتر ساکنان اطراف فکر می‌کردند قرار است یک مجتمع آپارتمانی یا فروشگاه بزرگ دیگری ایجاد شود. نمایان شدن تدریجی ساختمان با نمای نیم‌کره‌ای، فرضیه ساخت مرکز خرید را قوت بخشید، اما خیلی زود اهالی متوجه شدند قرار است در این مکان بزرگ‌ترین بیمارستان تخصصی سرطان شهر توسط انجمن خیریه حمایت از بیماران سرطانی مشهد ساخته شود.
هر معبری داستان خودش را دارد اما سرگذشت بعضی کوچه‌ها، شنیدنی‌تر است. کوچه شهید شیرودی2 یکی از همان گذرگاه‌های خاص است که 70، 80سال پیش تا چشم کار می‌کرد باغ توت و انگور بود و دیوارهای گلی و تک و توک خانه‌های ویلایی. اهالی آن هم بیشتر کشاورز و باغدار بودند و میوه بیشتر میوه‌فروشی‌های شهر از همین‌جا تأمین می‌شد.اما حالا این کوچه آسفالت و جدول‌کشی شده است و شلوغی و ترافیکی آن که خودروهای گذری باعث و بانی‌اش هستند دست کمی از ترافیک معابر اصلی ندارد. وجود چهار مدرسه قدیمی و بنای جعفریه که روزگاری محل آمد و شد طلاب جوان بود آن را به کوچه‌ای با سبک و سیاق آموزشی تبدیل کرده است.
مرکز توزیع انواع لوازم خانگی در شهرک شهید رجایی و محله اروند که در ظاهر شبیه یک فروشگاه است اما در دل آن داستان‌های زیادی جریان دارد.
فداکاری و همت خالصانه احمد پیروی و یازده مرد جهادی همراهش باعث شده است امروز مرکز «جمعیت مهربانی» با 70 خادمیار به بیش از 2400مددجو خدمت کنند؛ خانه ای که زیر سایه حضرت مهدی(عج) صدها فرزند را حمایت می کند. این خانه در حال حاضر 16 پایگاه در سطح شهر دارد و دفتر مرکزی آن نیز از سال 1398 به محله فاطمیه منتقل شده است. احمد پیروی، مسئول «جمعیت مهربانی»، به قول خودش یکی از خادمان حضرت ولی عصر(عج) است. او دکتری علوم تربیتی دارد و 28مدرک و گواهی نامه مرتبط در حوزه پرورشی و تربیتی. پیروی قدم اول را برای شکل دادن به این مجموعه سال1388 با کمک یازده جوان جهادی دیگر برداشت.
علی مروی، جهادگر سابق و مدیر خیریه محبان الائمه(ع)، یکی از چهره‌های شناخته‌شده محله جاهدشهر است. او که به قول خودش همه افتخارش خدمت به محرومان بوده و هست، بیش از 40سال است که با همکاری و حمایت مردم درخدمت محرومان و مستضعفان بوده و تمام سال‌های خدمتش را در روستاهای محروم استان و کشور گذرانده است. جهادگر ساکن در محله جاهدشهر، بعد از بازنشستگی از جهاد سازندگی، مؤسسه خیریه محبان الائمه(ع) را تأسیس کرده و خدمت به مستضعفان و محرومان را ادامه می‌دهد.