هنرمند - صفحه 75

حسن کلانتری، گرافیست محله کاشانی که سال‌ها پیش نخستین کارگاه چاپ دستی را در مشهد راه‌انداخته است، می‌گوید: در زمانی که خانواده‌ها می‌پسندیدند فرزندانشان دکتر و مهندس شوند، خانواده‌ام به من این اجازه را دادند راه خودم را بروم...
در دوره راهنمایی بر خلاف بسیاری از بچه‌ها که علاقه چندانی به نقاشی نداشتند،‌ کلاس مورد علاقه من هنر بود و بسیاری از نقاشی‌هایی که می‌کشیدم باعث تعجب معلم‌ها می‌شد. آن‌ها نقاشی‌هایم را تحسین و آن را روی دیوارهای سالن و کلاس نصب می‌کردند. این کارها به من انگیزه می‌داد تا نقاشی را ادامه دهم.
رفوگری از همان ابتدا شغل پردرآمدی نبوده است. اگر در شعر و داستان‌های قدیم هم نگاه کنید از مزد کم آن و درآمد پایینش گفته‌اند، وقتی این را به ضرابی می‌گوییم می‌خندد و می‌گوید: تا به خودم آمدم هنر رفوگری را آموخته بودم. در سن 18 سالگی هم ازدواج کردم و دیگر فرصتی برای تغییر شغل نداشتم که بخواهم کار دیگری را پیشه کنم. خدا را هم شکر می‌کنم از همین شغل رفوگری توانستم زندگی‌ام را بگذرانم و 6 فرزندم را سروسامان دهم. این کار در برابر خیاطی رونق چندانی ندارد. در آن زمان اگر خیاط برای دوخت یک دست کت و شلوار 300 ریال می‌گرفت، من برای رفوی یک لباس 10 تا 20 ریال دستمزد می‌گرفتم. هر چند این شغل درآمد چندانی نداشت، اما بی‌رونق نبود.