هنرمند - صفحه 74

محبوبه دانشور می‌توانست یک مادر معمولی باشد. مادر معمولی وجود ندارد و همه مادر‌ها فوق‌العاده‌اند، ولی او هم می‌توانست فقط مادر بیتا باشد؛ همیشه نگران او و آماده فداکاری برایش و مادری محدود به یک دختر. رنج، اما قدرت شگفت‌انگیزی دارد، معجزه می‌کند. زخم‌های کاری و هولناک می‌تواند انرژی‌هایی را آزاد کند که در زندگی آرام و بی‌دغدغه هرگز فرصت بروز نمی‌یابند. محبوبه دانشور پابه‌پای دخترش رنج کشیده است. فقط یک مادر می‌تواند تصور کند این رنج از چه نوع ویرانگری است، ولی برای او کار به همین‌جا ختم نشده است. او قدرت شگفتی در مبارزه با درد دارد و بیتا را هم شبیه خودش بزرگ کرده است.
در ابتدای خیابان رسالت منطقه3 یا بهتر بگوییم محله خیرآباد فروشگاه‌هایی است که لاستیک‌های فرسوده را به انواع سطل، تشت، دلو و دیگر اقلامی تبدیل می‌کنند که دوباره در چرخه زندگی استفاده می‌شود. این محصولات بازار مصرف خانگی ندارند، اما برای کار‌های مختلفی مانند جمع‌آوری محصولات باغی و امور بنایی لازم است. از زاویه‌ای دیگر هم می‌توان به ماجرا نگاه کرد. به همت این شغل، از تبدیل شدن لاستیک‌های فرسوده به زباله‌ای رهاشده در طبیعت جلوگیری می‌شود.
معصومه لیسانس زبان انگلیسی دارد و دانشجوی رشته حقوق بین‌الملل دانشگاه آزاد مشهد است. با این حال علاقه‌اش به هنر نقاشی باعث شده است تا آن را رها نکند. پدر و مادر معصومه فوت کرده‌اند. پدر اوایل انقلاب برای گذراندن دوره طلبگی از بامیان افغانستان به نجف اشرف می‌رود و بعد هم راهی قم و مشهد می‌شود. معصومه متولد قم است و ۳۰ سال سن دارد. از همان کودکی به نقاشی علاقه داشت و این را دفاتر نقاشی دوره دبستانش گواهی می‌دهد
قیمت بالای چرم سبب استقبال کمتر شهروندان از محصولات چرمی در بازار می‌شود، از طرفی توان خرید مردم هم در این سال‌ها کم و سبب شده است که فروش کم شود. با این حال مادر و دختر هنرمند محله دانش‌آموز سعی کرده‌اند که با تکیه بر بستر فضای مجازی محصولات خود را عرضه کنند.
احمد قلندری شهروند محله مهرگان معتقد است دیوارهای محله، بهترین رسانه محلی است! او پیام‌هایی را که از دل مردم برمی‌آید، نه در قالب و شکلی حرفه‌ای که به‌نوعی همدلانه و با زبانی عامه‌پسند بر روی دیوارهای محله می‌کشد.
ما چهار برادر هستیم امیراطهر، کمیل، امیرمسعود و من که چهارمی هستم. هر کدام به شکلی در فضای هنر قرار داریم و من که کوچک‌ترین فرزند هستم همیشه از کمک‌هایشان استفاده کرده‌ام. قبل از اینکه به مدرسه بروم با آموزش‌های پدرم خواندن را یاد گرفتم. با تشویق او به خواندن کتاب علاقه‌مند شدم و مدام کتاب می‌خواندم.
خیابان مفتح 8 یا همان میثم جنوبی جزو خیابان های پرتردد منطقه 4 است. در این خیابان جمع زیادی از انگشترسازهای مشهدی متمرکز شده اند و روزانه تعداد زیادی انگشتر با نگین های مختلف تولید و به گوشه و کنار شهر، کشور و جهان ارسال می کنند.
صدیقه قلی‌زاده (میلان) بانویی است که به صنعت-هنری که کمتر از آن یاد می‌شود می‌پردازد. او خورجین‌باف است و در منطقه سیس‌آباد زندگی می‌کند. صدیقه خانم این هنر را از مادرش آموخته و الان حدود ۳۰ سال است که در در کنار خانه‌داری خورجین بافی را هم ادامه می‌دهد و از این راه منبع درآمدی دارد.
بانوان محله کلاهدوز چند ماهی است با تشکیل گروه تئاتر، به بیان مفاهیم آیینی مذهبی می‌پردازند
من همیشه سعی می‌کنم تا حد امکان با اتوبوس، مترو و پای پیاده به مقصد بروم تا این بین با مردم همکلام شوم، گفت‌وگوی رد و بدل شده بینشان را بشنوم و ایده بگیرم.
استاد حبیب ا... مظفری درجه فوق ممتازی خوش‌نویسی را از انجمن خوش‌نویسان دریافت کرده و حالا منتظر است تا دوره سه ساله‌اش به پایان برسد و بتواند در آزمون استادی شرکت کند.
کوثر یوسفی و شیما آقاخانی هر دو دانش‌آموزان مدرسه مصلی‌نژاد شهرک شهید رجایی هستند که به‌تازگی به حوزه شاهنامه‌خوانی علاقه‌مند شده‌اند. استعداد این دو کودک در حفظ شعرها باعث شده به نقالی علاقه‌مند شوند.
بهار نام یکی از کار‌های اوست که خودش آن را می‌سراید و بعد هم به لهجه مشهدی می‌خواند. کاری که سال٩٣ به یمن ورود مقام معظم رهبری به مشهد مقدس می‌خواند و مورد استقبال قرار می‌گیرد
فاصله رؤیاهای پریسا رضایی با واقعیت زیاد بود، اما او توانست دریک سال گذشته در سه فیلم کوتاه و دو مجموعه تلویزیونی بازی کند
علی مؤدب تعداد انگشترهایی را که در این 50 سال‌ ساخته، به خاطر ندارد، اما رضایت و لبخند مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. او در محله عیدگاه با دستان هنرمندش در 2شکل سنتی و صنعتی انگشترهایی خلق می‌کند که علاوه بر فروش به مجاوران و زائران مشهدالرضا(ع)، به کشور عراق نیز صادر می‌شود
زبان هنر جهانی است؛ این اولین جمله‌ای است که با دیدن تابلوهایش بر ذهنمان نقش می‌بندد. پرتره‌هایی که از نژاد‌ها و قوم‌های مختلف مردم کشورش کشیده، معرف هویت انسان‌هایی است که در افغانستان زندگی می‌کنند. گفت‌وگوی ما با یکی از هنرجویان و هنرمندان نقاش "نگارخانه اندیشه" است. این نگارخانه که به "خانه هنر" نیز معروف است نقطه امیدی است، برای بیشتر جوانان هنرمند مهاجر ساکن در منطقه 5 که استعدادهایشان را دریابند و حرف‌های دلشان را با زبان هنر بیان کنند.
مِخراج کاری یا مرصع‌کاری یا نگین کاری یا جواهرنگاری عبارت است از نشاندن جواهر (سنگ‌های قیمتی و نیمه قیمتی) بر روی ظروف، زیورآلات و اشیای تزیینی دیگر. در این شماره به سراغ استادکاری باسابقه در این بخش رفتیم که سال‌ها مرصع‌کاری می‌کند. حسینعلی حسن‌پور مردی آرام است که جملات مختصرش همراه با نکته‌سنجی است. بی‌دلواپسی از کارش می‌گوید و نکات ظریفی را در میان می‌گذارد که شاید با سال‌ها زحمت به دست آورده است. او از قالی‌بافی شروع کرده و پس از یک مرحله تغییر شغل به مرصع‌کاری رسیده است.
علی ذاکری قاری قرآن و ساکن محله طلاب است و دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث. متولد فروردین سال1379 و در یک خانواده مذهبی متولد و بزرگ شده است. اینکه همیشه صدای تلاوت قرآن را می‌شنید و به آن دل باخت، در انتخاب مسیر زندگی‌اش بی‌تأثیر نبوده است.
از وقتی دست چپ و راستش را از هم تمییز داد، قلم در دست می‌گرفت و مشق خط می‌کرد. مشقی که به یمن تشویق‌های پدرسید غلامرضا موسوی، با عشق و از سر علاقه بود. نتیجه مشق‌های کودکی و نیز بیش از نیم‌قرن تمرین و ممارست، رسیدن به مقام استاد خوش‌نویسی و کتابت ‌ده‌ها کتاب و ادعیه را برایش رقم زد. از سیدکاظم موسوی خطاط می‌گوییم؛ میان‌سال‌مردی از محله فجر که تا الان 5نسخه قرآن‌کریم را در قطع‌های مختلف به خط نسخ به رشته تحریر درآورده است. ‌
حمید فخار، از کار طراحی و گرافیکی تا ایده‌پردازی چایخانه حضرت (چایخانه فعلی حرم مطهر امام‌رضا(ع)) و ایجاد موکب‌القلم پیش رفته است. او بیشتر از نامش با طرح‌هایش شناخته می‌شود.